English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


و حالا بعد از چهارده سال به وطن برگشتم . حالی دارم نگفتنی .../ علیرضا رضایی
[سیاسی] و به این مدت نگوئید که با شما صادق نبوده ام . اینکه شاید فکر میکرده اید که من همینجا و نزدیکم . شما بهتر از من میدانید که وقتی آدم وارد بازی بشود باید قواعد بازی را هم رعایت بکند . من با تمام وجود میخواستم که برگردم و این تنها ناگفته ی این زمان من بود . گرچه که خیلی وقتها و خیلیها را میدیدم و می شنیدم و میخواندم که میگفتند علیرضا و اینطور که حرف میزند عمراً در ایران باشد . امروز خودم به شما میگویم که تمام آنروزها علیرضا همیشه دلش میخواست که عمراً در ایران باشد ... // و اینطور حرف زدنها و آنطور نوشتنهای این روزگار گذشته را حالا خودم هم نمی پسندم و به عقل نمیدانم . اینرا خودم از قبل میگویم که کسی بعد نیاید...


اضافه شده توسط شاهین دلنشین | ۰:۵۱ ۸۸/۱/۱۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر