English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


رضا فاضلی هم رفت/ایران ب ب ب
[اجتماعی] خبر رسید . خبری ساده از کاروان مرگ ؛ کاروانی که هر بار می آید ، پیکری را می رباید ولی هم زمان . کشیده ای می نشاند بر سیمای همه به خواب خفتگان . همه آنانی که بام زندگانی را به شام می رسانند بی آنکه بدانند از کدام دالان زندگی به درون آمده و از کدام یک بیرون می روند . رضا فاضلی رفت . مردی که می دانست چرا آمده و چرا می رود و درمیانه این دو چه ها باید کرد تا برای همیشه ماند ؛ حتا وقتی جسم و پیکر در خاک می شود. . رضا فاضلی مردی بزرگ بود و بی نیاز از آن که بزرگش بخوانند . او ستاره ای بود که در آسمان بیداری ایرانیان و برخاستن شان از خوابی هزار و چهارسد ساله خوش درخشید . درخشید تا ما به تاریکی ها خو نکنیم ؛او همچون همه ستارگان آسمان خرد ، خورشید دانایی را نشان مان می داد تا در سیاهچاله های خام اندیشی ها و خرافه پرستی ها نپوسیم . . دقایقی پیش این ستاره به ظاهر برای همیشه خاموش شد ، اما بر ماست که چراغ خاطره اش را روشن نگاه داریم و راهی را که می رفت ستاره باران کنیم . او به " خرد " اندرز می داد . بر ماست که در سوگ اش ننشینم مگر با چراغ خرد . نام اش تا همیشه زنده باد و راهش پر رهرو




اضافه شده توسط آزاده | ۲۳:۴۱ ۸۸/۱/۲۴


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر