English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ای بوی گند پوست‌های دباغی شده! یادت بخیر!
[نقد] ملا حسنی ـ بچه که بودیم٬ هربار که از بازار دباغ‌ها عبور میکردیم٬ از شدت بوی بد دماغ‌مان را میگرفتیم و بر سرعت قدم‌هایمان می‌افزودیم. دلمان نمیخواست لحظه‌ای اضافی در آنجا تنفس کنیم و بوی بد دباغی را استنشاق نماییم...
حالا این شده حکایت ما. بعد از عمری زندگی کردن در محیطی پر از تعصبات و محدودیتها و کج‌اندیشی‌ها و تنگ‌نظری‌ها٬ پای‌مان به سرزمینی خورده‌است که کسی کاری به کارمان ندارد. نه به طرز فکرمان٬ نه به طرز لباس پوشیدن‌مان٬ نه به کتابی که میخوانیم و چیزی که می‌نویسیم٬ نه به خوردن‌مان٬ نه به نوشیدن‌مان٬ نه به مجالس شادی‌مان و نه هیچ چیز دیگری. بالاتر از همه این آزادیها٬ مثل یک شهروند٬ مثل یک انسان٬ حق و حقوقی داریم که براحتی میتوانیم از آنها استفاده کنیم.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۰:۴۷ ۸۸/۳/۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر