English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


در راه‌ها و بیراهه‌های فلسفه (بخش سوم)
[فرهنگ و هنر] یابه‌ها و باورهای خاکستری ـ استکهلم در آن سال، زمستان سختی داشت. ملکه فقط پنج ساعت در شبانه‌روز می‌خوابید. او در ساعت پنج صبح، گفتگوهای فلسفی خود را با «دکارت» شروع می‌کرد. «دکارت» که قبلاً عادت داشت تا ساعت دوازه‌ روز در بستر باشد، حالا با خواست ملکه، ناچار بود با درشکه‌ی سفارت، در آن تاریکی یخ‌زده‌ی به سپیده‌دم نرسیده، از محل مسکونی خود به کاخ شاهی بیاید. وی در ژانویه‌ی ۱۶۵۰تقریباً سه ماه پس از وارد شدنش به سوئد، به سختی دچار سرما خوردگی شد. این سرما خوردگی، سر از ذات‌الریه درآورد. پزشک مخصوص ملکه که یک آلمانی بود، خواست او را با حجامت معالجه‌کند. در واقع، نوعی بیرون کشیدن خون‌ کهنه از رگ‌ها بود و وارد کردن خون تازه به بدن که در پی خود، دور کردن باکتری‌ها و بیماری‌ها را دربرداشت.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۶:۰۱ ۸۸/۳/۱۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر