English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


آن شادی گران‌بها
[واکنش‌ علیه اعمال خشونت ]
چه می‌دانم - «ندا» برای چشیدن مزه‌ی تند آزادی، برای رسیدن به همان شادی ِ گران‌بها، آن‌جا جان می‌بازد، آسفالت سیاه کف خیابان گرمای تن او را می‌رباید و داغ‌تر می‌شود، چشمان باز و نگاه ِ تا ابد پرسان "ندا" می‌پرسد: «آخر چرا؟»، نگاهش آتش در جانم می‌زند، و کیست که پاسخ آن نگاه را بدهد؟


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۰:۴۱ ۸۸/۳/۳۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر