English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


سودای حافظ و کنعان آرزو (بخش نُهُم)
[ادبیات] آواز خارهای بیابان ـ «شیوه‌ی برخورد «دکتر عمران بخارایی» با بیماران و نحوه‌ی معالجه‌ی او، خاصه وقتی که موضوع حافظ‌درمانی او در میان بود، خشم بسیاری از همکاران پزشک وی را در شهر ما و مرکز استان برانگیخته‌بود. اسقبال مردم از کار و درمان او چنان بود که همه‌ی آنان، این خطر را احساس می‌کردند که به زودی همه‌ی بیماران خویش را از دست خواهند داد. همین نکته موجب شده‌بود که در پی چاره‌جویی برآیند. این چاره‌جویی آن نبود که آنان نیز وقت و نیروی بیشتری برای بهبود شیوه‌های درمانی خود بگذارند تا در عمل با شیوه‌ی «عمران بخارایی» رقابت‌کنند. بلکه در صدد برآمده‌بودند که او را بدنام، آزمند و متقلب وانمود سازند و از این‌راه مشتریان از دست‌داده را، بازپس آورند. اما حتی این شیوه نیز، کاری از پیش نمی‌بُرد. البته «دکتر بخارایی» برخلاف انتظار مخالفانش، هرگز در این زمینه نه خشمی از خود به نمایش می‌گذاشت و نه کلمه‌ای برزبان می‌آورد.»


اضافه شده توسط عمو اروند | ۰:۱۴ ۸۸/۴/۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر