English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


دختری پرشور و آرزومند که قربانی‌ ی ِ«جنون ِ قدرت» و «خشونتِ کور» شد و در خون تپید !
[واکنش‌ علیه اعمال خشونت ] دکتر جلیل دوست‌خواه (آریا بوم) - خواهرم کشته شد ... آمدم بگویم که خواهرم در دستان پدر مُرد ... آمدم بگویم که خواهرم آرزوهایی بزرگ داشت ...آمدم بگویم که خواهرم که کشته شد سرش به تنش می ارزید ... که مثل من دوست داشت روزی موهایش را به دست باد بسپارد ... که مثل من «فروغ» می خواند و دلش می خواست آزاد زندگی کند و برابر ... و دلش می خواست سرش را بالا بگیرد و بگوید : «ایرانیم» ... و دلش می خواست روزی عاشق مردی شود که موهای آشفته دارد ... و دلش می خواست دختری داشته باشد که گیسوانش را ببافد و برایش در گهواره لالایی بخواند ... خواهرم مُرد از بس که جان ندارد ... خواهرم مُرد از بس که ظلم پایانی ندارد ... خواهرم مُرد از بس که زندگی را دوست داشت ... و خواهرم مُرد از بس که مردم را عاشقانه دوست داشت. خواهرم ! عزیزم ! کاش وقت رفتن چشمانت را می بستی ... آخر، آخرین نگاهت جانم را می سوزاند ... خواهرکم بخواب.
آخرین خوابت شیرین !


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۲:۲۰ ۸۸/۴/۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر