English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


سودای حافظ و کنعان آرزو (بخش دوازدهم)
[ادبیات] آوازهای خار بیابان - «دیدار «دکتر عمران بخارایی» با «ماهان‌دختِ» بیمار از یک‌سو و شوق پزشکانه‌ی او برای حل گره‌گاه روحی وی از سوی دیگر، در درون «مظفر معانی‌جو» و دیگر اعضای خانواده‌اش، شوق عظیمی را برانگیخته‌ بود. از دیدگاه آغازین آنان، نوعی تلقی این پزشک آمده از ماوراءالنهر در باره‌ی نوع معالجه‌ی دخترشان، قبل از آن که جدی بنماید، بیشتر به بازی شباهت‌داشت. اما وقتی نخستین دیدار «دکتر بخارایی» با «ماهان‌دخت» انجام گرفت، شوق شگفتی در جان دختر «معانی‌جو» شعله‌ور گردید. تازه، این آغاز کار بود. مقداری صحبت‌کردن، ورود بسیار مقدماتی به دنیای پر از رمز و راز حافظ داشتن، پیش‌زمینه‌های درمانی بود که در انجام آن، همان اندازه که پزشک متخصص نقش‌داشت، بیمار غیر متخصص هم می‌توانست داشته‌باشد. «عمران بخارایی» همیشه به دوچیز اهمیت خاص می‌داد. نقش بیمار در روند بهبودی او و حضور عمیق و آگاهانه‌ی پزشک در گذشته‌های دور و نزدیک بیمار. حتی واکنش شوق‌آمیز و بوسه‌ی فرزندانه‌ی «ماهان دخت» افسرده‌حال از گونه‌ی «دکتر بخارایی»، نشان از آن داشت که همه‌چیز دارد در مسیر درست خویش پیش می‌رود.»


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۲:۰۲ ۸۸/۵/۱۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر