English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


داستانی از منوچهر احترامی
[داستان]
مارها قورباغه‌ها را می خوردند و قورباغه‌ها غمگین بودند. قورباغه‌ها به لک‌لک‌ها شكایت كردند.
لک‌لک‌ها مارها را خوردند و قورباغه‌ها شادمان شدند. لک‌لک‌ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه‌ها. قورباغه‌ها دچار اختلاف دیدگاه شدند. عده‌ای از آن‌ها با لک‌لک‌ها كنار آمدند و عده‌ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند.
مارها باز گشتند و همپای لک‌لک‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها كردند.
حالا دیگر قورباغه‌ها متقاعد شده‌اند كه برای خورده شدن به دنیا می‌آیند. تنها یك مشكل برای آن‌ها حل نشده باقی‌مانده ‌است. اینكه آن‌ها نمی‌دانند توسط دوستانشان خورده می‌شوند یا دشمنانشان!


اضافه شده توسط عمو اروند | ۹:۵۶ ۸۸/۵/۲۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر