English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


وقتی بالاخره رهبر پاسخگو شد
[نقد] سیببستان -رهبر جمهوری اسلامی نمی‌تواند وارد گفت‌وگو شود. زیرا بنیاد جایگاه او بر پیری و پیروی نهاده شده است و نه بر گفت‌وگو. او می‌فهمد که نمی‌توان و نمی‌تواند جلو جوانها را بگیرد. او می‌داند که بسیج‌ هایی که در میان جمعیت نشانده‌اند تا در هواداری از رهبر شعار دهند و به منتقد حمله کنند برای قانع ساختن جوانان کافی نیست. اما راه دیگری ندارد. این همه هنری است که از نوع حکومت او بر می آید. او اگر بخواهد عوض شود، همه چیز عوض خواهد شد. این را خوب می‌داند. اما این فشار روزافزون که حالا به خان‌ه‌ی خود او رسیده و جوانان را رو در روی او قرار داده فشاری خردکننده است. او می‌خواهد این را مهار کند. اما هنر مهار آن را ندارد. برای همین است که همه جواب‌هایش پرت به نظر می‌رسد. او نمی‌تواند مستقیم وارد پاسخ به آن پرسش‌های ساده اما بنیادبرافکن شود. منش او و روش او «نقدپذیری» که اساس گفت‌وگو ست، نیست. او در پاسخی که به مساله‌ی نقد رهبری می‌دهد، دست خود را رو می‌کند. وحیدنیا از نقد مطبوعاتی و نهادی و ساختاری می‌پرسد. چرا نقد رهبر خط قرمز است؟ پاسخ رهبر این‌است که نقد هم می‌کنند و به دست من هم می‌رسد.
رهبر فکر می‌کند اگر نقد حرام بود و خط قرمز بود مردم باید ساکت شوند؟ خب پیداست که نقد می‌کنند و حرف می‌زنند و شعار هم می‌دهند...


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۶:۱۹ ۸۸/۸/۱۰



آقای سيبستان دوباره جو گير شده و تآتر رو حوضی "انتقاد نخبه شجاع از رهبر" را "تفسير" کرده. برادر فکر نان باش که خربزه آب است.
توسط Rokgoo در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۸۸ ۰۷:۵۲ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر