English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


-تاریخ بیهقی و جنون وفاداری(بخش ششم)
[ادبیات] آوازهای خار بیابان ملاسلیم کبوترانی» با حوصله‌ای پدرانه، ماجرای آشنایی و ازدواج خود را با همسر از دست‌رفته‌اش «ناهید خجسته» و نیز ماجرای کتاب‌خوان‌شدنش را برای من و «مرتضی» شرح‌داد. او از آن شخصیت‌هایی بود که دور از هرگونه پرداخت‌های حاشیه‌ای اغراق‌آمیز و یا تحقیرکننده، دوست‌داشت قبل از هرچیز، پنجره‌ای به افقی زندگی خود بازکند. شاید این خواست، بیشتر از آن‌رو بود که او از یک‌سو در محیط جغرافیایی غیر معمول یعنی در روستا زندگی می‌کرد و از طرف دیگر، مردی بود که در بستر زمان، شخصیتش دور از محیط روستا به کتاب و بحث و فحص‌های فلسفی گره می‌خورد. البته برای ما در آن سن و سال، مهم آن نبود که او یک شخص روستانشین است یا شهرنشین. آن‌چه اهمیت‌داشت گرفتن پاسخ پرسش‌هایی بود که در ذهن من جابه جا می‌شد و در فقر فرهنگی حاکم برشهر از یک سو و نداشتن ارتباط با افراد کتاب خوان و اهل پژوهش از سوی دیگر، در اوج سردرگمی، می بایست کسی را برای دریافت پاسخ‌ پرسش‌های خویش پیدا می‌کردم. آشنایی با «ملاسلیم» و زندگی لطیف و غم‌انگیز او، ناشی از یک تصادف محض بود.»


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۲:۴۸ ۸۸/۸/۱۰


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر