English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


آبشار گیسوان و نسیم(بخش چهل و یکُم)
[داستان] گندم‌زاران خاموش - «کامشاد اعتمادیان برای توفیق خویش در دفاع از موکلان خود در جامعه‌ای که همه چیز بر بند و بست، نادرستی و مناسبات خاص افراد قدرتمند اقتصادی و سیاسی با یکدیگر بناشده‌است، ناچاراست از امکاناتی بهره ‌بجوید که او را در نبرد پیچیده و گاه نامرئی با ناروایی‌ها و نادرستی‌ها از پانیندازد. اگر چنین نکند، میدان، برای همان کسانی آماده‌ می‌شود که افراد ضعیف‌تر از خویش را در زیر پاهای خود له می‌کنند. البته او به این نکته توجه‌دارد که اصول اخلاقی معتقد بدان را به هیچ قیمتی زیرپا نگذارد و دچار آلودگی‌های گزنده و ویرانگر رفتاری و یا فکری نگردد. بهره‌گیری او از امکانات و اطلاعات «کریم سنگی» در مقابله با «ناصر مسرورانی» که وکالتش را «سهام‌الدین ضیمران» به عهده گرفته‌است، در راستای چنین تفکراتی است. توصیف او از شخصیت فردی چون «کریم سنگی» و نقش دلالانه‌ی او با افراد گوناگون، بازتاب این نکته‌است که او به شکلی آگاهانه وارد میدان گردیده‌است.»


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۲:۵۶ ۸۸/۸/۱۰


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر