English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


یکی بود یکی نبود
[خاطرات] عمو اروند - نمی‌دانم چرا همه‌ی ما از این کارها بدمان می‌آمد. چپ و راست علیه کارهای "انقلابی" شاه جبهه گرفتیم. دوستم که صددرصد چون خودم ضدشاهی بود و هواخواه مصدق، نقل می‌کرد که در روز ششم بهمن، جلو دانشگاه دختری آن‌چنان شادمانه شعار "زنده باد شاهنشاه" سرداده بود که مگو و مپرس. از او پرسیده بود:
این همه داد و بی‌دادت برای چیست؟
و این پاسخ را شنیده بود: <متن کامل>


اضافه شده توسط مهران | ۱۵:۰۵ ۸۸/۸/۱۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر