English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


آبشار گیسوان و نسیم(بخش چهل و چهارم)
[داستان] گندم‌زاران خاموش ـ «دیدار «کامشاد» با «گلاره بهتاج» در مطب او، بازتاب دیدار دو انسان است که نه تنها از نظر فکری، آدم‌هایی سالم، هوشیار و قابل انعطافند بلکه به یکدیگر نیز نزدیکی‌های بسیار زیادی دارند. انگار در طرح برخی دیدگاه‌ها، این هردو با آن که از خانواده‌ها و تربیت‌های متفاوتی می‌آیند، بر سر یک کلاس درس نشسته‌اند. «گلاره بهتاج» با گرمی و مهر از «کامشاد اعتمادیان» استقبال می‌کند. انگار آن دو، قبل از آن که از طریق یک دعوای حقوقی به هم پیوند خورده باشند از طریق ارزش‌های انسانی عمیقی که در رفتار و شخصیت هر یک از آن‌دو رسوب کرده و بخشی از هستی انسانی و اجتماعی آنان گردیده‌است، با یکدیگر آشناشده‌اند. نکاتی را که «گلاره» در رابطه با نحوه‌ی مقابله با نیروی مخالف در دعواهای حقوقی با «کامشاد» مطرح می‌کند، بازتاب آنست که او گذشته از آن که در کار خود یک شخص حرفه‌ای است، در دیگر زمینه‌های اجتماعی نیز از درک بسیار خوبی برخوردار است.».




اضافه شده توسط عمو اروند | ۱:۳۵ ۸۸/۹/۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر