English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


تاریخ بیهقی و جنون وفاداری(بخش دوازدهم)
[ادبیات] آوازهای خار بیابان در میان راه، در حالی که درشکه همچنان به سوی شهر به پیش می‌تاخت، صحبت‌های آقای «مهاسانی» به بهانه‌ی «حسنک وزیر» اما در باره‌ی تاریخ، گُل‌انداخته‌بود. تا آن‌جا که حتی همسرش خانم «گُلزاری» نیز با نگاهی مشتاق و حسرت‌گرانه، از کمبود چنان صحبت‌هایی سخن می‌گفت که در محفل‌های خانوادگی آن‌ها جایش خالی بوده‌است. ظاهراً بیشتر کسانی که در رفت و آمدهای خانوادگی آنان حضورداشته‌اند، افراد تحصیل‌کرده‌ای بوده‌اند که برجسته‌ترین صحبت‌هایشان مربوط به خریدهای خانوادگی، میهمانی‌های محفلی و رقابت برسر درست کردن بهترین و خوشمزه‌ترین غذاها بوده‌است. گلایه‌های آقای «مهاسانی»، بیشتر متوجه تاریخ دیرینه‌سال کشور ما بود که همیشه از قهرمانان واقعی آن که مردم بوده‌اند، چیزی گفته نشده بلکه به طور عمده، شخصیت‌های معدودی، به عنوان رهبران، همه‌چیز را به نام خود تمام کرده‌اند. آقای «مهاسانی» در میان راه نیز از مردی سخن گفت که خود را از فرزندان ابوالفضل بیهقی می‌دانست که حتی نام خود را از «حادث‌آبادی» به «بیهقی‌تبار» تغییر داده بود.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۶:۰۳ ۸۸/۹/۲۲


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر