| آبشار گیسوان و نسیم(بخش چهل و هشتم) | ||
| [داستان] گندمزاران خاموش - «کامشاد» با خواندن یادداشت های«گلاره»، نه تنها گُل از گُلش شکفتهبود بلکه بیشتر و بیشتر پی میبُرد که با انسانی روبروست، عمیقتر از آنچه مینماید. از همین رو، با زبانی سرشار از تقدیس و سپاس، به تلفن همراه وی زنگ زد تا آنچه را که در وجودش تلنبارشدهبود به وی بازگوید. «گلاره» که به کلی با تلفن «کامشاد» غافلگیرشده بود، در آغاز، نمیتوانست واژههای مناسب را برای جوابدادن به او پیداکند. احساسات ستایشگرانه اما نه عاشقانهی کامشاد نسبت به «گلاره»، احساساتی کاملاً صمیمی و متقابل بود. آن چه را که «گلاره» میگفت، همان بود که او بدان میاندیشید. باری، پس از برملاشدن کلاهبرداری بزرگ «ناصر مسرورانی» در خارج از ایران، کامشاد به این اندیشه افتاد تا فردای آنروز به سراغ پدر یکی از همکلاسیهایش در دوران تحصیل در دانشگاه برود که فردی سالم و قابل اعتماد بود و در دادستانی کل کشور کار میکرد. |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |