English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


بزغاله و میمون
[اندیشه‌ی جنبش سبز] شعری از سیمین بهبهانی

شنیدم باز هم گوهر فشاندی ------------- که روشنفکر را بزغاله خواندی
ولی ایشان ز خویشانت نبودند ------------- در این خط جمله را بیجا نشاندی
سخن گفتی ز عدل و داد و انرا --------------- به نان و آب مجانی کشاندی
از این نقَلت که همچون نُقل تر بود ---------------- هیاهو شد عجب توتی تکاندی
سخ...ن هایت ز حکمت دفتری بود --------------- چه کفترها از این دفتر پراندی
ولیکن پول نفت و سفره خلق ----------------- زیادت رفت و زان پس لال ماندی
سخن از آسمان و ریسمان بود ---------------- دریغا حرفی از جنگل نراندی
چو از بزغاله کردی یاد ای کاش ------------ سلامی هم به میمون میرساندی


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۷:۵۷ ۸۸/۱۰/۱۰


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر