English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ابوسعید ابوالخیر، پایی در خاک، دستی در اُفُق(بخش دوم)
[ادبیات] آوازهای خاربیابان -شاید شماری براین باورباشند که ادبیات و فرهنگ یک سرزمین، تنها به کتاب‌ها و نوشته‌هایی ختم می‌شود که در قفسه‌ی کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها قراردارد و یا در کلاس‌های درس مدرسه و دانشگاه تدریس می‌گردد. اگر ما خود را به چنین دریافتی قانع‌سازیم، باید گفت که در عمل، یک ملت را از سرچشمه‌ی جوشان و پرتحرکی که در ذهن و رفتار مردم آن سرزمین قراردارد، محروم کرده‌ایم. ادبیات و فرهنگ یک سرزمین در جایی شکل می‌گیرد که مردم حضوردارند. ادبیات مکتوب، در عمل، بخشی از جلوه‌های فکر و فرهنگ‌است که از مناسبات مردم، ریشه گرفته‌است. زیرا این مردمند که زندگی‌کرده‌اند، اندیشیده‌اند، با نابرابری‌ها مبارزه داشته‌اند و سرانجام، حاصل همه‌ی آن‌ها در قالب‌های گوناگون ادبی، توسط کسانی دیگر، به مردم آن سرزمین عرضه شده‌است. اما باید آشکارا گفت که این، همه‌ی آن ادبیات نیست. بخشی دیگر از این ادبیات، نه نوشته می‌شود و نه از صافی پالایشگر قانونمندی‌های رایج اجتماعی می‌گذرد. این ادبیات، در ذهن مردم، مقداری سینه به سینه نقل می‌گردد و بخش زیاد دیگری از آن، در بستر زمان به شنزار خاموشی و فراموشی فرومی‌رود.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۱:۱۵ ۸۸/۱۰/۱۲


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر