English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


خشت های کج و معماران خوابزده... / زیتون
[نقد] هی می گویم نگویم, مبادا "دشمن شاد" شویم, غافل از این که دشمن الکی الکی و خود به خود شاد و خجسته می زند و به ما کاری ندارد.
فشار از بیرون و نارضایتی هایی از داخل پیر ما را درآورده. "ازبیرون" را بروز می دهیم چون مبارز جلوه می کنیم و به به چه چه به دنبال دارد, اما گله های داخلی را هی توی خودمان می ریزیم مبادا دشمنمان شادتر از این که هست شود.
می گوییم:
اگر فلانی از جنبش و دوستانش پله ای ساخته برای بالارفتن خود, چیزی نگو!
اگر شاهدیم فلان حقوق بشری در زندگی واقعی به تنها چیزی که فکر نمی کند حقوق بشر است چیزی نگو! . . .



اضافه شده توسط حسین | ۱۵:۴۷ ۸۹/۲/۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر