English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


مهندس، بخش چهارم/ عمو اروند
[وبلاگستان] تعامل با این همه گرفتاری، نیازمند روحیه‌ای قوی است. اگر دلیل مُتقَنی برای دربدری خودت نداشته باشی و ببوی کباب آمده باشی، وای بحالت. اما مهندس ما نه بوی کباب که بدنبال همسر و خانواده‌اش آمده بود، همسری که با او هیچ همخوانی نداشت. ازدواج آندو از همان ازدواج‌های عرفی بود که مادر برای پسرش به زن‌خواهی، می‌رود، دختر زیبا و جوانی انتخاب می‌کند، با پدر و مادر دختر احتمالن چانه می‌زند، روی مهر و ... و آنان هم بخاطر شغل و مقام و عنوانی که مرد زن‌خواه دارد، تن به معامله می‌دهند اسم‌اش را هم می‌گزارند "خانه‌ی بخت"


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۳:۵۵ ۹۲/۱/۱۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر