English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


شب‌های برره؛ پدیده‌ای در کمدی ایرانی/مجله اینترنتی هفت سنگ
[نقد] مجموعه‌ی کمدی شب‌های برره اگرچه کاری‌ست در ادامه‌ی کارهای مهران مدیری اما این مجموعه باعث به‌وجود آمدن پدیده‌ای بی‌نظیر در کمدی ایرانی شده است. این کمدی که نوع تکامل یافته‌تر کارهای قبلی مهران مدیری است کمدی نو و ظریفی را به‌وجود آورده که بنظر می‌رسد برای جامعه‌ی روشنفکری ایران کمی جلوتر از زمان باشد.

مجموعه‌ی کمدی شب‌های برره اگرچه کاری‌ست در ادامه‌ی کارهای مهران مدیری اما این مجموعه باعث به‌وجود آمدن پدیده‌ای بی‌نظیر در کمدی ایرانی شده است. این کمدی که نوع تکامل یافته‌تر کارهای قبلی مهران مدیری است کمدی نو و ظریفی را به‌وجود آورده که بنظر می‌رسد برای جامعه‌ی روشنفکری ایران کمی جلوتر از زمان باشد. چنین ادعایی ممکن است برای مخالفان دوآتیشه‌ی این برنامه مسخره باشد اما فارغ از تمام تحلیل‌ها منتظر داوری زمان می‌مانیم تا ببینیم ادعای ما درست است یا آن‌ها؟!
و اما چند ویژگی مثبت مجموعه‌ی شب‌های برره که بنظر من ناگفته باقی مانده و روشن کردن آن‌ها به درک بهتر و مفید‌تر این مجموعه کمک بسیاری می‌کند:

بازی:
در برره همه‌چیز در عین‌حالی که وجود دارد و حقیقی‌ست اما در نهایت فقط یک «بازی» ست. کاراکترها به‌عنوان مثال واقعن بیمار می‌شوند اما این فقط سطح ماجراست و لایه‌ی زیر آن که البته با رعایت فاصله‌گذاری به لایه‌ی رویی این کمدی بدل می‌شود، فقط یک «بازی» است و بس! اتفاقاتی که در شب‌های برره می‌افتد در دنیای حقیقی وجود ندارد و حکم مسخره‌ترین بازی‌های بچگانه را دارد! مثلن دو نفر در برره با هم دعوا می‌کنند! چنین دعوایی آن‌هم به این‌صورت مضحک در دنیای واقعی ما نمی‌تواند اتفاق بیفتد اما چون «برره»‌ای در واقعیت وجود ندارد آن مضحک بودنِ دعوا جزو حقایق برره می‌شود! این‌که همه‌چیز در برره شکل و ریخت «بازی» به خود می‌گیرد ابتدا از قواعد فانتزی خاص این مجموعه می‌آید و سپس در معنایی ریشه دارد که البته چندان هم پنهان نیست و در واقع آن را فریاد می‌کشد! و آن این است ‌که: «زندگی یک بازی مسخره است!» یا در معنای بومی‌تر و جزئی‌تر آن: «زندگی ما ایرانی‌ها بیشتر از یک بازی مسخره نیست!»
‌شاید بخاطر نفهمیدن همین نکته‌ی ظریف باشد که بسیاری از مخالفان این مجموعه، آن را مسخره‌بازی می‌دانند و می‌گویند شب‌های برره اصلن چیزی ندارد!

آیا برره واقعن وجود دارد؟!:
بنظر من بله! برره در درون بیشتر ما و شهرها و روستاهای ما وجود دارد اما این «وجود» با آن «وجود»ی که ما آن را بعنوان «واقعیت اجتماعی» قبول داریم و برای آن چارچوب‌های سفت و سختی تعیین می‌کنیم تفاوت دارد. این واقعیت درونی با کمک فانتزی و هجو و اغراق در برره خود را به‌عنوان واقعیت بیرونی نشان می‌دهد! «برره» حاصل‌جمع تناقض‌های مضحک انسان ایرانی‌ست و بخاطر همین در هر جایی از ایران می‌تواند باشد.

فانتزی:

شب‌های برره یک کمدیِ فانتزی‌ست. بسیار دیده می‌شود افراد مختلف (از عامه‌ی مردم گرفته تا روشنفکرها) برای اثبات سطحی بودن این برنامه، آن را با مجموعه‌ی طنز آقای عطاران یعنی «متهم گریخت» مقایسه می‌کنند. در حالی‌که این کجا و آن کجا؟ شب‌های برره با قواعد فانتزی و کارتونی سر و کار دارد و متهم گریخت با قواعد رئالیسم و گاهی رئالیسم جادویی! من بین این دو رویکرد هیچ برتری‌ای نمی‌بینم تا بخواهم با صِرفِ روبرو کردن این دو مجموعه آن‌ها را ارزش‌گذاری کنم. تنها چیزی که در نقد تطبیقی این دو مجموعه اهمیت زیادی دارد این است که در پرداخت هنری این دو رویکرد در این دو اثر (شب‌های برره و متهم گریخت) دقیق شویم. در حقیقت باید ببینیم هریک از این دو رویکرد چه اهدافی دارند و این دو اثر در این اهداف چقدر موفق بوده‌اند؟ شب‌های برره در قواعد فانتزی چقدر موفق بوده؟ متهم گریخت در رئالیسم و رئالیسم جادویی چقدر موفق بوده؟ که البته این بررسی موضوع این مقاله نیست و مقاله‌ای دیگر و وقتی دیگر را می‌طلبد.
فانتزی اصل و اساس کمدی شب‌های برره است. از شخصیت‌ها گرفته تا طراحی صحنه و داستان‌ها و نوع بازیگری. بی‌توجه بودن مخاطب به فانتزی (همانطور که می‌دانیم رئالیسم اجتماعی آن هم در سطحی‌ترین و شعاری‌ترین حالتش در جامعه‌ی ما بیشترین هوادار را دارد!) و یا بدفهمیدن آن باعث می‌شود از کل مجموعه برداشت نادرستی داشته باشد.


تنوع:

برره همه‌چیز دارد! تاریخ دارد و تاریخ‌نویس! جشن دارد و عزا! غولی دارد که بچه‌ی زن دوم (بخوانید نامشروع!) مشهورترین شخصیت پایین برره است! زمین کشاورزی دارد و کافه!...
تنوع نقد «شب‌های برره» به حدی‌ست که به جرأت می‌توان گفت در ایران سابقه ندارد! این مجموعه به‌طرز زیرکانه‌ای هم روابط شخصی و خانوادگی را به نقد می‌کشد هم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را! این تنوع در مجموعه‌ی به‌یاد‌ماندنی «دایی‌جان ناپلئون» هم البته بصورتی دیگر و کمتر وجود دارد.
برره همه‌چیز یک کشور را دارد! و ارتباط برقرار کردن تمام این عناصر بصورت کمدی شاهکاری‌ست که نویسندگان این مجموعه بیشتر اوقات انجام می‌دهند. شب‌های برره به ما نشان می‌دهد برای نقد سیاسی الزامن نباید پرداختی سیاسی و بیش‌از حد اجتماعی را به اثر تحمیل کرد. بگوری در وجه شخصی و محدود خود یک شاعر سطحی است که مرتبن از شعرهای این و آن می‌دزد و در وجه اجتماعی و سیاسی‌اش مدح‌گو و تاریخ‌نویسی نان‌به‌نرخ‌روز‌خور است!

فاصله‌گذاری:

شاید این ویژگی را باید زیر همان عنوان «بازی» می‌نوشتم چون بازی شب‌های برره قرار نیست به ما بقبولاند که این بازیگران همان هستند که آن را بازی می‌کنند و این نقش‌ها واقعی هستند و اتفاقاتی که می‌افتد را باید باور کرد. در همه‌جای شب‌های برره فاصله‌ای هست بین آنچه برره‌ای‌ها انجام می‌دهند و آنچه در باور ما بعنوان واقعیت وجود دارد. وجود این فاصله بخصوص در نحوه‌ی بازی بازیگران این مجموعه یک بار دراماتیکی هجوآلود را به مجموعه تزریق می‌کند که هم بسیار می‌خنداند و سرگرم می‌کند و هم یک آگاهی روشن‌گرایانه‌ای را بدنبال خود می‌آورد. آگاهی‌ای که فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی سطح پایین از آن محروم‌اند و مخاطب خود را فریب می‌دهند و به خواب فرو می‌برند. البته از این مورد اخیر در جامعه کمتر نشانی از فهم دیده‌ام! (البته شاید هم من اشتباه می‌کنم!)


حضور روشنفکر منتقد:

در کارهای قبلی گروه مهران مدیری آدم‌های او تقریبن همه یکدست بودند و همه باهم هرکدام به‌شکلی در تزویر و ریا و چاپلوسی و پول‌دوستی غوطه می‌خوردند. اما در «شب‌های برره» با حضور کیانوش به‌عنوان نمادی از روشنفکر آگاه و پاک، کمدی گروه مهران مدیری هم یک پله بالاتر رفت هم به رنگ‌آمیزی جدیدی دست پیدا کرد. کیانوش یک روزنامه‌نگار است و اگر با اغماض از شخصیت شیرفرهاد بگذریم او تنها کاراکتر شخصیت در مجموعه‌ی شب‌های برره است. بازی زیبا و زیرپوستی سیامک انصاری در نقش کیانوش این وجه یگانه از این مجموعه را زیباتر می‌کند. کاراکترهای تیپیک برره با کارهای احمقانه‌ی خود کیانوش را در چنان کنج عزلتی نگه داشته‌اند که واقعن وحشتناک است. نقد و اعتراض به تنهایی روشنفکران حقیقی جامعه‌ی ایرانی هدف اصلی وجود این شخصیت است. تنها فرد آگاه و سطح بالای برره کیانوش است که با تک و تنها بودنش و نیز نفوذناپذیر بودن برره‌ای‌ها به تنهایی و زجر وحشتناکی دچار شده است.
جالب است که شخصیت کیانوش به‌جای این‌که احساس همدردی روشنفکران را بر بیانگیزد باعث اعتراض عده‌ای روشنفکر و روزنامه‌نگار شده است!


اضافه شده توسط الهه | ۵:۴۱ ۸۴/۸/۲۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر