| چشم و گوشهای هزینهساز / مسعود بهنود، روز | ||
| [ایران] تلاشی که به کار گرفته میشود برای جلوگيری از فعاليت شبکه ماهوارهای صبا، همزمان با فيلترينگ غيرقانونی و خودسرانه سايتهای فارسیزبان، همان است که چند سال پيش هزينههائی خوانده بودمش که بسته نگاه داشتن چشم و گوش ما در طول دهها سال برای حکومتگران ايجاد کرده است. تاريخچه اين ماجرا را بايد از صد و بيست سالی پيش آغاز کرد که... تلاشی که به کار گرفته می شود برای جلوگيری از فعاليت شبکه ماهوارهای صبا، همزمان با فيلترينگ غيرقانونی و خودسرانه سايتهای فارسیزبان، همان است که چند سال پيش هزينههائی خوانده بودمش که بسته نگاه داشتن چشم و گوش ما در طول دهها سال برای حکومتگران ايجاد کرده است. تاريخچه اين ماجرا را بايد از صد و بيست سالی پيش آغاز کرد که اولين رسانه های خارج از کنترل حکومت مرکزی به تهران، حدود بيست شماره از نشريه عروه الوثقا که با پست برای بعضی از روشنفکران زمان که تعدادشان هم از اين بيش تر نبود فرستادند.در همان زمان دو سه تائی از جان گذشته شبنامه نويسی ژلاتينی باب کردند و بر چند نقطه شهر نوشته هائی به ديوار نشست که نام نويسنده نداشت، اما خبررسان بود و نظميه به دستور ملوکانه [ ناصرالدين شاه قاجار] سر در پی نويسندگان شبنامه گذاشت که ناشناخته ماندند تا زمانی که يکی از آن ها شاه را بعد پنجاه سال سلطنت ترور کرد و ميرزا رضا کرمانی شهره شد، در بازجوئی ها معلوم شد که از نويسندگان شبنامه هاست. انقلاب مشروطيت زمانی شعله ور شد که هنوز دستور ملوکانه مرعی بود و گرچه اعتمادالسطنه اولين وزير انطباعات [ بخوان ارشاد اسلامی] درگذشته بود اما هنوز پست ها کنترل می شد. و حاصل آن که با همه مشکلات کار خبر رسيد از هر جا که بود. نه به دار زدن ميرزا جهانگيرخان و ملک المتکلمین که چشم و گوش ها باز می کردند و به پوست کندن ميرزا آقاخان و دو روشنفکر همرایش به دست محمدعلی ميرزا شاه کارگر نيفتاد و مردم کار خود کردند. اما نگرانی از چشم و گوش ها ادامه يافت. وقتی راديو رسيد، رضاشاه به نظميه دستور داد که هر کس گيرنده راديو خريد، پاسبانان گوش بايستند و گزارش کنند که به کدام راديو بيگانه گوش می دهد [ هنوز از امواج صدای فارسی نمی آمد] با اين همه از همان راديوهای فيلپيس خبر جنک جهانی رسيد. وقتی تلويزيون آمد، ماموران ساواک خبرهای تلويزيون ايران [ متعلق به بخش خصوصی ] را کنترل کردند تا سرانجام به دستور شاه راديو و تلويزيون هر دو دولتی شد و مانند خبرگزاری که دولتی بود ديگر کاملا چشم و گوش ها تحت کنترل در آمد و چنين بود تا مردم اول انقلاب کردند و بعد آن گاه گوش به راديوهای فارسی خارجی [ بيش از همه بی بی سی ] سپردند. در اين فاصله ديگر وسايلی ارتباطی که احتمال خبررسانی در آن ها بود نيز سرگذشت دردناکی طی کردند. تا رژيم سلطنتی بود تلکس ها را دستگاه دولت و ساواک کنترل می کردند و حتی شرکت زيراکس مجبور بود که گزارش افراد و موسساتی را که دستگاه فتوکپی اجاره کرده بودند [ خريد ممکن نبود] گزارش کنند. اول که تلفن وارد کشور شد، موقع آزادی قبل از کودتای سوم اسفند بود ولی با روی کار آمدن رضاشاه، شرکت تلفن گرچه خصوصی بود اما مامورانی در مرکز آن نشسته و مکالمات را گوش و گزارش می کردند و دست کم در يک مورد که نصرت الدوله باشد، گزارش مامور بی سواد از مکالمه وی با مستاجرش که سفير فرانسه باشد سوء تعبير شد و به بهای جان وی تمام شد. بعد ها هم ماموران تلفنخانه مامور کنترل شدند تا زمانی که تلفن فراوان شد و بخشی از ساواک اداره شنود شد. و گزارشی هست که ساواک با باز شدن دو صفر تلفن ها [ پديد آمدن تلفن راه دور از خانه مشترکين] مخالفت ها کرده بود. شايد کسی باور نکند که تا انقلاب برسد ورود راديوهائی با موج کوتاه به کشور ممنوع بود و هنگام ورود مسافر اگر چنين راديوئی همراه داشت مامور فنی حاضر آن موج را قطع می کرد تا چشم و گوش ها از دور باز نشود. اما با همه اين ها انقلاب شد و کنترل چشم و گوش ها به عهده با کفايت جمهوری اسلامی سپرده شد. در اين زمان فتوکپی فراوان شده و تازه فکس هم از راه رسيده بود. مخابرات دستور داد کسانی که خارج از کنترل دستگاه فکس به تلفن خود متصل کنند تلفن هاشان قطع شود و تنها راه خريد اين دستگاه از شرکت مخابرات و ثبت نام و نشان در آن جا بود. اما تا مردم بدانند که مخابرات امکان کنترل فکس ندارد و با خيال راحت از بازار آزاد بخرند و به کار اندازد ویدئو رسيد و همه فکر ها متوجه کنترل اين دستگاه ها شد که تصوير پخش می کردند بی کنترل و اذن حکومت. گشتن اتومبيل ها به دنبال ويدئو و گشتن خانه ها و ضبط هزاران ويدئو ادامه داشت و همه گفته ها درباره بی حاصلی اين کار بی حاصل مانده بود تا سال 71 که علی لاريجانی به وزارت ارشاد رسيد و سازمان رسانههای تصويری را پايه نهاد و تهيه فيلم های ويدئوهائی مجاز و تحت نظارت باب شد و عملا ويدئو از محاق منع به درآمد.اما هنوز کنتزل نشده و غيرمجازش از جمله مدارکی است که اگر به دست آيد ضبط پرونده می شود و هنوز در مرزهای ورودی يکی از چيزهائی که در چمدان اگر باشد ضبط می شود کاست های ويدئو.ئی است که مسافری به همراه آورد. اين در حالی که فيلم های سينمائی هنوز در فرنگ اکران نشده در تهران کرايه داده می شود و عده کثيری از اين راه نان می خورند. چمدانی يافت شود کشمکش بر سر تلفن های همراه و تماشای برنامه های تلويزيونی ماهواره ای [ داشتن آنتن] و ارتباط اينترنتی را ديگر همگان به ياد دارند و لازم به ذکر تاريخچه آن ها نيست. و هيچ فکر کرده ايد که هر کدام از اين کنترل ها چه اندازه خرج برداشته و در حقيقت چقدر سرمايه مردم توان دولت در راه بسته نگه داشتن چشم و گوش همان مردم به هدر رفته است. وصف ناشدنی است. اما گوئی همين است و تمام شدنی نيست. حکومت ها از بازشدن چشم و گوش ها می ترسند. و بهانه هم می آورند. از جمله حفظ اخلاق عمومی و جلوگيری از بی اخلاقی و بدآموزی. تا زمانی که کار مانند امروز به جلوگيری از تلويزيون ماهواره کسی مانند مهدی کروبی و يا روزنامه نگاران اصلاح طلب می رسد و آشکار می شود که موضوع چيز ديگری جز فيلم های هرزه نگار و اخلاق عمومی جامعه است. موضوع چشم وگوش هاست که هزينه ساز می آيد. |
||
|
| برایم ایمیل بفرستید چون همه کانالها فییلتر است متشکرم |
| توسط m در تاریخ ۰۶ دي ۱۳۸۴ ۰۲:۱۸ ق.ظ |
| برایم ایمیل بفرستید چون همه کانالها فییلتر است متشکرم |
| توسط m در تاریخ ۰۶ دي ۱۳۸۴ ۰۲:۱۸ ق.ظ |
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |