English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


سياست و مارکتينگ /کارآن لاین
[فرهنگ و هنر] تفکر باقی مانده از دهه های قبل در ميان بسياری از مبارزان سياسی ايرانی، بين دو مقوله سياست و مارکتينگ خط قرمز بسيارپررنگی ميکشد و اين دو مقوله را کاملاً از هم جدا ميکند. از نظر اين طرز تفکر، سياست مورد نظر وی در هاله ای از تقدس و جانفشانی پيچيده است....

تفکر باقی مانده از دهه های قبل در ميان بسياری از مبارزان سياسی ايرانی، بين دو مقوله سياست و مارکتينگ خط قرمز بسيارپررنگی ميکشد و اين دو مقوله را کاملاً از هم جدا ميکند. از نظر اين طرز تفکر، سياست مورد نظر وی در هاله ای از تقدس و جانفشانی پيچيده است، سياستی که برآمده از آرزوها و نيات پاک است، در حالی که ديگری حيله گر و زمينی، هدفی جز فريب مردم ندارد. يکی ازعشق وفداکاری مايه ميگيرد و ديگری از تزوير و حسابرسی. چيزی که به عنوان تبليغ سياسی در ذهن اين مبارزان سياسی معنی ميدهد، بيشتر پروپاگاند و تعدادی شعارهای کليشه ای است. مدتهای مديد اينطور رايج بود که پروپاگاند را تبليغ ايده ها و مارکتينگ را تبليغ اشياء ميدانستند. البته افتادن از آن سوی بام هم کمکی به درک بيشتر ما از رابطه اين دو پديده نخواهد کرد.
مارکتينگ سياسی را نميتوان به سادگی تنها شاخه ای از مارکتينگ نام نهاد. گرچه گاهی ميتوان به کمک آن يک رئيس جمهور را مثل پودر رختشويی به رای دهندگان عرضه کرد. اما در جوامعی که دموکراسی از سابقه طولانی برخوردار است، با اينکه رای دادن به جيب شهروندان به صورت غير مستقيم مربوط است، ولی نميتوان آن رامساوی با پول فرض کرد. به عبارتی در اين ميان فاکتورهای ديگری نقش ايفا ميکنند که درهنگام عرضه پودر رختشويی به بازار وجود ندارند. مارکتينگ تنها در دموکراسی نمود ميابد زيرا رابطه مستقيم با قدرت افکار عمومی و تاثيرگذاری آن دارد. امروزه در کشورهايی با دموکراسی پيشرفته از مارکتينگ سياسی استفاده گسترده ميشود، نمود بارز اين استفاده را ميتوان در ايالات متحده آمريکا مشاهده کرد.
در انتخابات آمريکا و پيروزی بوش بر رقيبش از حزب دموکرات، مارکتينگ سياسی نقش به سزايی بازی کرد. جرج بوش در حالی وارد مبارزات انتخاباتی با جان کری شد که از يک طرف در عراق با مشکلات بزرگی روبرو شده بود و از سوی ديگرمشکلات عديده اقتصادی معيشت مردم را با مشکل مواجه ساخته بود.با اين حال بوش توانست با سه و نيم ميليون رای بيشتر از کری پيشی بگيرد و پيروز شود. جان کری تا ۴ اوت با خيال نسبتا ً راحت از بوش جلو بود اما دوستان بوش درست در ۴ اوت، حملات تبليغاتی شديدی را آغاز کردند. اين حملات به صورت کاملاً ناگهانی و به شکل فلاشهای تبليغاتی ضربات کاری را به جان کری وارد کرد.هدف اين فلاشهای تبليغاتی گذشته جان کری در زمان خدمت سربازی در ويتنام و زير سئوال بردن مدالهای لياقت وی بود.اين فلاشها همچنان جان کری را متهم ميکردند که در زمان جنگ به کمک کسانی که در خطر قرار گرفته بودند نيامده است.
جان کری و دوستانش ناچار بايد صبرميکردند زيرا دروغها آنچنان بزرگ بود که به سادگی نميشد تکذيب کرد. بايد صبرميکردند تا توپ به زير پايشان بيايد تا آن را به زمين حريف شوت کنند، ولی اين فرصت را بدست نياوردند و دير شد. رای دهندگان بسياری در آخرين لحظات به ترديد افتادند و دستشان لرزيد.ميتوان گفت که جان کری از بوش نباخت بلکه مغلوب تيمی که مارکتينگ سياسی بوش را هدايت ميکرد شد.در انتخابات رياست جمهوری در ايران نيز مارکتينگ سياسی به شکل بدوی به کار برده شد.
در تبليغات رفسنجاني،کروبی، احمدی نژاد، قاليباف و معين از انواع مختلف مارکتينگ استفاده شد. به غير از معين که تلاش کرد بخش روشنفکر جامعه را جذب کند، تلاش ديگران به شکل يک مارکتينگ عوام گرا جلوه کرد. در جوامعی مثل ايران که دموکراسی به معنی واقعی آن نيست، استفاده از مارکتينگ فرق چندانی برای يک رئيس جمهور و يک پاکت پودر رختشويی وجود ندارد. توجه کنيد به شعارهای کروبی و احمدی نژاد که يکی قول ۵٠ هزار تومان پول نقد در ماه ميداد و ديگری آوردن پول نفت بر سفره مردم.

نقش اينترنت در مارکتينگ سياسی
درميان دو جنگ جهانی سياسيون برای تبليغ و پروپاگاند از راديو استفاده کردند تا اينکه در ١۹۶٠ تلويزيون جای راديو را اشغال کرد و حدوداً ٣٠ سال پس از آن شبکه های اينفورماتيک نقش بی همتايی درعرصه های مختلف و از جمله سياست ميابند. اهميت اينترنت و تاثير آن در انتخابات آمريکا تا حدی بود که عدم استفاده از آن ميتوانست نتايج را تغيير دهد. امروزه ديگر در فرانسه ،انگليس،آلمان و...... نقش استفاده از اينترنت در مارکتينگ سياسی به سرعت گسترش ميابد. در اين ميان نيروهايی که از قدرت سياسی دورند و در اپوزيسيون قرار دارند نيز اين وسيله را مناسبترين راه ارتباط با مخاطبان خود قرار ميدهند. استفاده گسترده جنبش زاپاتيستها از اينترنت ميتواند مثال خوبی در اين مورد باشد.
نيروهای اپوزيسيون ايرانی نيز که سالها دور و تقريباً بی ارتباط با مخاطبان خود در داخل کشور بودند به تدريج و با تعلل و ترديدهايی، بدين راه گام نهادند ولی به دلايلی که در نخست عنوان کردم، هنوز بسياری از روشهای قديمی و شعارهای کليشه ای استفاده ميکنند و مارکتينگ سياسی در کاربرد آنان از اينترنت کمتر جلوه کرده است. در انتخابات اخير دکتر معين با ديدن تجربه و تاثير وبلاگها در انتخابات آمريکا تلاش کرد تا وبلاگ شخصی خود را به روز نگهدارد. زبان الکن اصلاح طلبان ايرانی و وجود خطوط قرمز بسياردر مسيرشان، آنها را در استفاده از وسايل ياد شده ناتوان جلوه داد. اصلاح طلبان قادر نشدند مخاطبان خود را قانع کنند و بسياری از کسانی که ميتوانستند روی آنها حساب کنند، در انتخابات شرکت نکردند و تحريميان نام گرفتند.
نقش وبلاگها در مارکتينگ سياسی پس از استفاده گسترده از اين امکان در انتخابات آمريکا، جای عمده ای يافته است. وبلاگ بر خلاف سايت رسمی قادر است محيطی صميمانه تر بين کانديدا و رای دهنده ايجاد کند و برای نوشتن وارتباط از تشريفات کمتری برخوردار است، و ميتواند چهره ای انسانی به کانديدا بدهد. رهبران اپوزيسيون ايرانی عموماً با وبلاگ بيگانه اند و آن را در عمل جدی نميگيرند، گرچه ممکن است، در حرف به اهميت آن تاکيد کنند. نظراتی نيز شنيده ميشود که اساساًمخالف اين پديده هستند و معتقدند که وبلاگ جوانها را به خانه ميبرد و پشت رايانه مينشاند. آنها کمرنگ شدن جنبشهای اعتراضی و افول اعتراضات خيابانی رابه دليل وجود وبلاگها ميدانند.جالب است که برخی از اين مخالفان،ناچار ميشوند برای ابراز اين مخالفت از وبلاگ مدد بجويند، که اين مسئله به خودی خود،نقش عظيمی که وبلاگها در ارتباطات و افکار عمومی بازی ميکنند را نشان ميدهد.

نورومارکتينگ پديده ای نوين درتجارت و سياست
با اختراع دستگاهی که قادر است از مغز و فعل و انفعالات آن به صورت سه بعدی و به وضوح تصويربرداری کند، محققين متوجه نقاطی در مغز شدند که به دلايل خاص به فعل و انفعال ميپردازد. شناخت از مغز انسان و مسائلی که باعث ميشود يک فرد به عنوان مثال از فلان رنگ خوشش بيايد يا فلان پيراهن را برای خريد انتخاب کند،باعث شد که يک سری از کمپانيهای بزرگ تجاری در اين راه دست به سرمايه گذاری بزنند.از جمله اين کمپانيها ميتوان از کوکاکولا و الکاتل نام برد.
در آزمايشی که از تعدادی افراد عادی انجام گرفت،به آنها دو نوشيدنی مختلف، کوکاکولا و پپسی کولا نوشانده شد و سپس از آنها خواسته شد که بگويند از کدام يک بيشتر لذت برده اند. اکثراً کوکاکولا را انتخاب کردند.در آزمايش دوم چشم آزمايش شوندگان را بستند و دو نوشابه نام برده را به آنها نوشاندند. جالب اين است که اين بار اکثراً پپسی را خوشمزه تر از کوکاکولا يافتند.محققين با زير نظر گرفتن مغزمتوجه شدند که در مورد اول تاثير تصوير مارک کوکاکولا در مغز است که خوشمزه بودن آن را نسبت به پپسی تعيين ميکند و در آزمايش دوم نقطه ديگری از مغز از نظر حسی خوشمزه بودن يکی بر ديگری را تعيين ميکند. برای کمپانيهای تجاری دانستن اين موضوع که تصميم خريد در کدام نقطه از مغز گرفته ميشود،بسيار جالب خواهد بود.
استفاده از نورو مارکتينگ به تجارت محدود نخواهد ماند و دنيای سياست را نيز در بر خواهد گرفتار. اينکه استفاده از نورومارکتينگ تا چه حد ميتواند بر رويدادهای جاری تاثير بگذارد، پاسخ خود را در آينده نزديک خواهد گرفت. مصرف کننده تجاری و سياسی ميبايست راه مراقبت از منافع خود را با بستن دموکراتيک راههای سوء استفاده از علم و دانش، هموار کند.

منابع :

Marketing et communication politique Serge Albouy

http://www.comao.com/Neuromarketing/neuromarketing.html

http://membres.lycos.fr/returnliberty/marketingpolitique.htm








اضافه شده توسط سیامک فرید | ۱:۱۱ ۸۴/۱۱/۱۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر