English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


آدميزادها - تلخ خندهای یک دلقک
[معرفی وبلاگ/سایت] آدميزادها وقتی عاشق می‌شوند، شاعر می‌شوند و مدام از عشقشان می‌سرايند. و من بدنبال راهی ميگردم تا تو را در شعرهايم بگنجانم، اما نمی‌شود!

کاش شاعر توانايی بودم؛ آنوقت اسمت را رديف می‌گذاشتم و صفاتت را قافيه. و هر حرف اسمت را در بيتی می‌آوردم و برای شعرهايم اسم رمز می‌گذاشتم.

نويسنده خوبی هم نيستم، تا تو را قهرمان داستانهايم کنم.
کاش دلخوشی جز حضور تو داشتم، آنوقت، وقتی رفتی دلم نمی‌گرفت.

آخر پرنده‌ها هم گهگاهی کوچ می‌کنند.
چند باربه تو گفتم پرواز يادم بده تا از کوچ‌ات دلم نگيرد.

چقدر بلند قدم برمی‌داری...
قدمهايت را کوتاهتر کن تا بلندتر قدم بردارم.

اما چرا به تو نمی‌رسم؟

برای ماندن بهانه زياد است، اما برای رفتن، نه!
اگر رفتی دلم را به پرنده ديگری خوش نمی‌کنم.
اگر رفتم، دلت را به دلقک ديگری خوش کن.

اضافه شده توسط شاهین | ۸:۴۲ ۸۴/۱۲/۲۲



بابا باحال biggrin
توسط fatima در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۴ ۰۹:۱۸ ب.ظ


حتي اگه خودت نگفته باشي باز هم زيبا بود.
توسط nazmehr در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۴ ۰۹:۵۹ ق.ظ


مری جان این از نوشته های من نیست wassat blink
توسط شاهين در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۴ ۰۷:۱۹ ب.ظ


شاهین اینا چیه گفتی؟!!!! laughing
توسط BERNADET در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۴ ۰۶:۴۳ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر