| روزنامهنگاری در ايران امروز / احمد زیدآبادی، روز | ||
| [وبلاگستان] در ايران امروز، ما براي نوشتن، از آزادي مرسوم در جهان برخوردار نيستيم، اما بر قلم و زبانمان لگام هم نزدهاند. ما مسلما نميتوانيم وارد حوزه بسياري از موضوعاتي كه خطر قرمز حكومتند، شويم، موضوعاتي كه كماكان شناخته شدهاند. اما با زبان ملايم و دوپهلو و نيز با كمك گرفتن از اشاره و استعاره و صنعت ايهام و ابهام قادريم به برخي از مسائل جدي كشور هم نزديك شويم. اين وضعيتي كاملا بغرنج است و بخصوص سبب بروز اختلافهايي در بين جامعه روزنامهنگاري در مورد مثبت يا منفي بودن چنين فضايي شده است. نخستين سالي كه روز جهاني آزادي مطبوعات در ايران گرامي داشته شد، به گمانم سال 1378 بود. در آن سال در محل تعاوني مطبوعات با حضور جمع اندكي از روزنامهنگاران پيام كوفي عنان دبيركل سازمان ملل به مناسبت اين روز قرائت شد كه در آن تاكيد كرده بود: جنايت عليه روزنامهنگاران نبايد بدون مكافات بماند. من در آن دوره سردبير روزنامه آزاد بودم و همين جمله را براي تيتر نخستين شمارهاي كه روزنامه آزاد در مدت كوتاه سردبيري من منتشر شد، انتخاب كردم به اميد آنكه متحقق شود و البته متحقق نشد. در اينجا نميخواهم از جنايتي كه عليه روزنامهنگاران جامعه ما بدون مكافات ماند، حكايت كنم زيرا داستاني است تكراري، بلكه قصدم فقط اين است كه به مناسبت روزي كه ويژه ماست اما سنخيتي با كار ما پيدا نكرده، نكتهاي را يادآوري كنم. در ايران امروز، ما براي نوشتن، از آزادي مرسوم در جهان برخوردار نيستيم، اما بر قلم و زبانمان لگام هم نزدهاند. ما مسلما نميتوانيم وارد حوزه بسياري از موضوعاتي كه خطر قرمز حكومتند، شويم، موضوعاتي كه كماكان شناخته شدهاند. اما با زبان ملايم و دوپهلو و نيز با كمك گرفتن از اشاره و استعاره و صنعت ايهام و ابهام قادريم به برخي از مسائل جدي كشور هم نزديك شويم. اين وضعيتي كاملا بغرنج است و بخصوص سبب بروز اختلافهايي در بين جامعه روزنامهنگاري در مورد مثبت يا منفي بودن چنين فضايي شده است. برخي از دوستان مطبوعاتي كه بيشتر تجربه كار در روزنامههاي دوم خردادي را دارند، از اينكه روزنامهنگاران امروزي براي حفظ حيات روزنامه خود حاضر ميشوند از انتشار برخي خبرها صرف نظر كنند و در عين حال برخي اخبار رسمي را با حفظ القاب صاحبان قدرت و عكس آنها به صورت درشت به چاپ برسانند و در عين حال مطالب بعضا انتقادي خود را در لفافهاي از عبارتپردازي دوپهلو و كسالتآور بپيچانند، آشكارا خشمگين و غضبناكند و تا مرز متهم كردن اين دسته از روزنامهنگاران به ناديده گرفتن "حقيقت" و حتي كمك به جريان حاكم پيش ميروند. اين دوستان بعضا بر اين نكته پاي ميفشرند كه روزنامه غير آزاد منتشر كردن بدتر از منتشر نكردن آن است چرا كه دست كم اين سيگنال غلط را به جامعه داخلي و خارجي ميفرستد كه در ايران مطبوعات آزاد هستند. در حالي كه اينطور نيست. برخي از دوستاني كه در روزنامهها مشغول به كارند، با اين استدلال كه در فضاي بسته، به هر ميزاني كه امكان كار باشد، بايد كار كرد و محدوديتها را نيز به جان خريد، خود را به گزينش بين صفر و صد مخير نميدانند و معتقدند كه وجود همين روزنامههاي فعلي با همه نواقصشان بهتر از نبود آنان است چرا كه با نبود آنها مشكل آزادي مطبوعات در ايران حل نميشود. اكبر گنجي كه در مراسم روز چهارشنبه پس از سپري كردن شش سال زندان در ميان ما بود و باعث خوشحالي بسيار همكارانش شده بود، با انتقاد از وضعيت روزنامهها، از اينكه آنان با زبان پر رمز و راز حافظ با مخاطبان خود سخن ميگويند اظهار ناخشنودي كرد و حوزه سياست و اقتصاد را حوزه شفافيت و رك گويي دانست. البته گنجي به خلاف ساير دوستان، به روزنامهنگاران امروزي توصيه نكرد كه با حرفه خود وداع كنند و يا روزنامههاي خود را به تعطيلي بكشانند. او فقط متعرض اين نكته بود كه نبايد ابهامگويي را چنانچه برخي ميپندارند و تبليغ ميكنند، مترادف "حرفهاي" بودن مطبوعات دانست. در واقع حرف گنجي اين بود كه اعتراف به محدوديتها و موانع كار روزنامهنگاري حرفهاي در ايران امروز نبايد فراموش شود. گمان نميكنم روزنامهنگاران فعال در روزنامههاي امروزي هيچكدام منكر موانع سهمگين پيش روي كار حرفهاي خود باشند. در واقع آنها بيش از ديگر دوستان اين موانع را حس ميكنند چرا كه در حال دست و پنجه نرم كردن روزانه با آن هستند. در حقيقت اختلاف بر سر اين است كه با وجود محدوديتها بايد روزنامه منتشر كرد يا نكرد. به گمان من، اين اختلاف به جاي آنكه سبب بغض و بدبيني هر كدام از دو طرف دعوا با هم شود، ميتواند در حد اختلاف سليقه افراد با يكديگر به رسميت شناخته شود. آنكه فكر ميكند بيست از صد هم به هر حال نمرهاي است و ميتوان با آن كنار آمد، از منطقي دفاع ميكند كه براي ما ايرانيان ناآشنا نيست. پس حق دارد كه روزنامهاش را منتشر كند بيآنكه متهم به خيانت شود. كسي هم كه فكر ميكند تا حداقل مشخصي از آزادي نباشد، نبايد به انتشار روزنامه دست زد، آن هم از منطقي پيروي ميكند كه براي ما آشناست. پس حق دارد روزنامهاي منتشر نكند. در مراسم روز چهارشنبه جاي دوستان روزنامهنگاري كه پيش از اين هر سال در مراسم حضور داشتند و اينك جلاي وطن كردهاند، خالي بود بويژه جاي مسعود بهنود كه به عنوان يكي از پيشكسوتان مطبوعات ايران برگزيده شده بود و پيام دلنشين و تاثيرگذارش را هاشم آغاجري خواند. به اميد روزي كه ايرانيان هم بتوانند براي خارج و داخل شدن به وطن خود آزاد باشند. نه عدهاي در آن سوي مرز زمينگير باشند و نه عده اي اين سوي مرز ممنوع از سفر. |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |