| احمد باطبی بیستمین روز اعتصاب غذای خود را سپری می کند/قمارعاشقانه | ||
| [حقوق بشر] نمی دانم تا به حال این نامه احمد باطبی را که به هيات ويژه قوه قضاييه در سال 79 نوشته است خوانده اید یا نه؟ نامه ی تکان دهنده ای است، که نشان دهنده ی جسارت نویسنده اش است. احمد باطبی در این نامه پرده از تمامی اعمال غیر قانونی و غیر انسانی که با او شده است پرده برداشته است. قسمت های از این نامه شما را به مکث و سکوتی اجباری مجبور می کند. در جایی از این نامه آمده است : اکثر تهديداتشان در مورد بازداشت اعضای خانوادهام، از جمله مادر و خواهرم و آوردن آنها به زندان بود و من در زندان توحيد بارها صدای مادرم را از پنجره سلولم میشنيدم، هر چند او حضورش را در توحيد انکار میکند، اما من صدای مادرم را میشناسم، صدای مادرم بود که میآمد. نمی دانم تا به حال این نامه احمد باطبی را که به هيات ويژه قوه قضاييه در سال 79 نوشته است خوانده اید یا نه؟ نامه ی تکان دهنده ای است، که نشان دهنده ی جسارت نویسنده اش است. احمد باطبی در این نامه پرده از تمامی اعمال غیر قانونی و غیر انسانی که با او شده است پرده برداشته است. قسمت های از این نامه شما را به مکث و سکوتی اجباری مجبور می کند. در جایی از این نامه آمده است : اکثر تهديداتشان در مورد بازداشت اعضای خانوادهام، از جمله مادر و خواهرم و آوردن آنها به زندان بود و من در زندان توحيد بارها صدای مادرم را از پنجره سلولم میشنيدم، هر چند او حضورش را در توحيد انکار میکند، اما من صدای مادرم را میشناسم، صدای مادرم بود که میآمد. در این نامه باطبی ازشرایطش در بازداشتگاه های توحید و اوین و نحوه ی دادگاهی شدن خود سخن گفته است.اما باطبی در آخر این نامه چینی می آورد : ...اما چيزی که فکر مرا به خود مشغول کرده است اين است که امروز هيات ويژه قضاضيه هست و از من سوال میکند که چه بر سرت آمده، اما قبل از اين چه اتفاقاتی افتاده و بی سر و صدا، حقوق انسانی که هيچ، خود انسانها زير پای قانون له شدهاند و صدايش هم درنيامده، اما اين را میدانم که اسب چموش قدرت دررکاب آدمها رام میشود و آنها به تناسب ذات و انواع سياق جولان میدهند و در اين تاخت و تاز، يکی مثل لويی شانزدهم بساط زندان و گيوتين را برپا میکند، يکی مثل تزار الکساندر نيکلای دوم تبعيد و جوخه آتش علم میکند و يا مثل موسولينی از قتلعام در کوهستانها فراتر میرود و در آفريقا و حبشه کشتار میکند. آنها با تمام اين هياهو از اين غافل بودند که اسب چموش قدرت جفتک هم میاندازد و آنها را به تناسب اعمال به زمين میکوبد و در اين تکاپو يکی مثل لويی شانزدهم به بساط گيوتين خودش سپرده میشود، تزار آلکساندر نيکلای دوم به آتش جوخه خودش میسوزد و موسولينی را از پايين دار میزنند. و شايد تازه آنها معنی تاخت و تاز را فهميده بودند و شايد آن روز لويی شانزدهم آرزو میکرد تا اسب چموش قدرت دوباره در رکابش رام شود و بساط گيوتين را برچيند، تزار آلکساندر نيکلای دوم تبعيد و جوخه آتش را خاموش کند و موسولينی بجای کشتار آبادانی کند و شايد تازه ايمان آورده بودند که هر سلامی را عليکی است و هر عملی برای ايشان حکم نفس کشيدن را دارد و عکسالعمل آن هر چقدر کوچک باشد، راه نفسشان را میبندد، مثل همان بغض فرو برده مظلومان که تيغ گيوتين را با گردن لويی شانزدهم آشنا کرد، مثل همان گلولهای که سينه الکساندر نيکلای دوم را دريد و همان طنابی که موسولينی را بر دار مجازات آويخت. عبرتانگيزتر بازخواستی که حضرت حق وعده داده تا در دادگاه الهی بازجويی شوند، محاکمه شوند و مجازات شوند، و رعايت حقالناس را بياموزند، انشاالله. يک سرزمين با بیخدايی پابر جا میماند، اما با ظلم خير (محمد رسولالله) 2_از شب پیش کتابی را دست گرفتم، نام کتاب " اسرار تاریک خانه ها" است. در این کتاب به مقوله هایی همچون زندان، سلول انفرادی، شکنجه، بازجویی از متهمان و محاکمه های بازداشت شده گان سیاسی و عقیدتی صحبت شده است. این کتاب تقدیم شده است : استالین ، فرانکو ، هیتلر و تمامی مستبدان و دیکتاتور های دیروز، امروز و فردای جهان که بدانند، اسرار تاریک خانه هایشان پنهان نماند و نخواهد ماند......... این کتاب به کوشش هومن کاظمیان تهیه شده است. نوشته های این کتاب از میان کتاب ها و خاطرات و تجربه های کسانی است که خود اینگونه شرایط راتجربه کرده اند.کسانی مانند: مهندس بازرگان .مسعود بهنود. میشل فوکو. نلسون ماندلا. جورج اوورول. اوریانا فالاچی. لطف ا... میثمی. فرانسواز سیرونی. ویتالی شینتالیسکی. مهین محتاج و بسیاری دیگر. این کتاب را انتشارات قصیده سرا در سال 1383 منتشر کرده است. از این کتاب : ...بازجوی جدید، نقش عسل را بازی می کردف نه تازیانه را.... متهم را مجبور کرده بودند که به مدت چند روز در جریان بازجویی،بدون انقطاع روی پا بایستد.... تنهایی در سلول انفرادی، گاهی حتی کشنده به نظر می رسد.... باز جو خطاب به متهم: و حالا در سلول آنجا خواهی ماند تا زمانی که همه چیز را اعتراف کنی و امضاء... پس از ساعت ها بازجویی، در هم شکست، دهانی شده بود که حرف می زد و دستی که هر چه از او می خواستندامضاء می کرد، به همه چیز اعتراف کرد و به هر آنچه که می خواستند...... 3_ هر کس ، در هر جایی از دنیا، به هر دلیلی و هر منظوری و هر بهانه ای از جمله ترس از امحاء مدارک و یا تبانی و غیره و هر طریقی به سلول انفرادی برده شود و در آنجا برای تحقیقات نگهداری شود. برای او پرونده سازی صورت می گیرد و یقینا مورد شکنجه های جسمی رو حی قرار می گیرد، چرا که سلول انفرادی خود مصداق بارز شکنجه است و بازجوی سلول انفرادی یعنی شکنجه گر... ... و با این همه سلول انفرادی هنوز هست.... {+} comment | Trackback نوشته مديار |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |