English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


گريز از واقعيت / احمد زیدآبادی، روز
[سیاسی] در حاليكه در همه دنيا، رسانه‌ها وظيفه خود را در مرحله نخست، اطلاع‌رساني دقيق به مخاطبان خود، مجرد از مثبت يا منفي بودن محتواي خبر مي‌دانند، چرا در ايران خبرها بايد طبق ميل عده‌اي خاص ارائه شود؟ اين كار چه دليلي دارد؟ دليلش متاسفانه روشن است. گويا عده‌اي نه فقط علاقمندند كه به چشم ديگران خاكستر بپاشند، بلكه مايلند به خود نيز دروغ بگويند. كساني كه به خود نيز دروغ مي‌گويند، از روبرو شدن با واقعيت هراس دارند. چنين كساني در بزنگاه‌هايي كه نياز به واقع‌بيني است از واقعيت فرار مي‌كنند و به توهم پناه مي‌برند. با توهم نمي‌توان تصميم درست گرفت، از اين رو بايد از آينده ايران‌زمين نگران بود.

در باره عيب و نقص‌هاي نظام اطلاع رساني در ايران بارها هشدار داده‌ام و شايد تكرار آن ملال‌آور باشد، اما به نظرم اينك كار از عيب و نقص گذشته و تبديل به فاجعه شده است.

من گمان ندارم كه سران يك كشور قادر باشند بدون يك نظام اطلاع رساني قابل اتكاء و قابل اعتماد تصميم درستي بگيرند. همينطور بر اين باور نيستم كه افكار عمومي مردمي كه از دستيابي به اطلاعات صحيح و دقيق محروم‌اند، به پشيزي بيارزد.

بحث ما در ايران ديگر در باره ضرورت اظهار نظر امن و آزاد صاحبان انديشه و نظر و ارائه تحليل‌هاي انتقادي نيست، بحث بر سر اين است كه همين چند روزنامه مستقل اما تحت سانسور و فشار، حتي امكان چاپ خبري كه در سراسر عالم انتشار يافته است، ندارند.

حكمرانان و رسانه‌هاي تحت امر آنها، فقط خواستار درج اخباري در روزنامه‌ها‌يند كه مضمون آنها طبق ميل‌شان باشد و به طرزي حيرت‌انگيز درج اخبار خلاف ميل خود را همسويي با دشمن تلقي مي‌كنند!

شايد پذيرش اين نوع قضاوت براي برخي افراد غير قابل باور باشد، اما هر كس باور ندارد، نوع پوشش خبري مطبوعات ايران از جنگ اسراييل و حزب‌الله در جنوب لبنان را ملاحظه كند.

در روزهاي نخست جنگ، روزنامه شرق از ورود ارتش اسراييل به خاك لبنان خبر داد. اين خبر ساده و معمولي، چنان خشم روزنامه كيهان را برانگيخت كه در نوشتاري همكاران شرقي خود را نسبت به درج هر خبري كه نشانه‌اي از ضعف حزب‌الله داشته باشد، هشدار داد و از تهديد هم فروگذار نكرد.

از آن پس، اطلاع رساني مطبوعات ايران در باره جنگ لبنان نه فقط به طور كامل يك سويه شد، بلكه عملا به صورت بخشي از ماشين جنگ رواني جمهوري اسلامي عمل كرد.

متاسفانه بخشي از حكمرانان ايران هنوز نمي‌دانند كه كارويژه رسانه‌اي با هدف اطلاع رساني با كارويژه رسانه‌اي با هدف جنگ رواني متفاوت است. يك مطبوعه مستقل هر چند كه ممكن است مدافع يك دولت يا يك گروه باشد، اما به لحاظ حرفه‌اي نبايد ابزار تبليغاتي آن دولت يا گروه باشد.

جمهوري اسلامي اما همه رسانه‌هاي مستقل را هم در خدمت كارزار تبليغاتي خود مي‌خواهد و اجازه نمي‌دهد كه حداقلي از بي‌طرفي، آن هم نه در تحليل‌ها، بلكه در ارائه خبرها رعايت شود.

در جنگ بين اسراييل و حزب‌الله، در واقع همه رسانه‌ها به نحوي تحت فشار قرار گرفتند كه اخبار خود را بر مبناي قدرت و عظمت حزب‌الله و ضعف و زبوني اسراييل تنظيم كنند، چنانكه گويي نتيجه جنگ در صفحه‌هاي كاعذي مطبوعات ايران تعيين مي‌شد و نه در جنوب لبنان!

شگفت آنكه، رسانه‌هاي دولتي ايران براي اثبات ضعف و زبوني ارتش اسراييل در جريان جنگ و نشان دادن توان و شجاعت حزب‌الله به طور مرتب به نوشته‌هاي روزنامه‌هاي اسراييلي استناد مي‌كردند و پي در پي از هاآرتص، جروزالم پست، معاريو و يديوت آهارانوت كد مي‌آورند، اما يك بار از خود نپرسيدند كه چطور مطبوعات كشوري كه خود طرف مستقيم جنگ است، مي‌توانند بدون هر گونه هراس، سياست جنگي دولت خود را به باد حمله بگيرند و ضعف‌ها و شكست‌هاي آن را آشكار كنند، اما مطبوعات ايران فقط به دليل اتحاد جمهوري اسلامي با حزب‌الله، حتي از زدن تيتري در باره ورود ارتش اسراييل به خاك لبنان هم بايد محروم باشند!

در واقع، من به حمايت رسانه‌هاي ايران از حزب‌الله، انتقاد ندارم، چرا كه اين حق به رسميت شناخته شده رسانه‌هاست كه از هر كه مي‌پسندند، دفاع و حمايت كنند. اما حمايت، چه ربطي به اطلاع رساني يك سويه و جهت‌گيري آشكار سياسي در ارائه اخبار و اطلاعات دارد؟

اگر يك رسانه، اخبار مورد علاقه خود را بزرگ و يا جعل كند و اخبار خلاف گرايش خود را يكسره ناديده بگيرد، ديگر چه بهره‌اي از اخلاق و حرفه اطلاع رساني برده است؟

در حالي كه در همه دنيا، رسانه‌ها وظيفه خود را در مرحله نخست، اطلاع رساني دقيق به مخاطبان خود، مجرد از مثبت يا منفي بودن محتواي خبر مي‌دانند، چرا در ايران خبرها بايد طبق ميل عده‌اي خاص ارائه شود؟ اين كار چه دليلي دارد؟

دليلش متاسفانه روشن است. گويا عده‌اي نه فقط علاقمندند كه به چشم ديگران خاكستر بپاشند، بلكه مايلند به خود نيز دروغ بگويند. كساني كه به خود نيز دروغ مي‌گويند، از روبرو شدن با واقعيت هراس دارند. چنين كساني در بزنگاههايي كه نياز به واقع بيني است از واقعيت فرار مي‌كنند و به توهم پناه مي‌برند. با توهم نمي‌توان تصميم درست گرفت، از اين رو بايد از آينده ايران زمين نگران بود.

اضافه شده توسط امیر علیزاده | ۱۴:۴۲ ۸۵/۵/۲۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر