English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


گنجی و بن بست توليد آزادی / جیرجیرک
[نقد] عدم آشنایی گنجی با علم اقتصاد باعث شده تا گنجی آزادی را در ابعاد مختلف آن همچون کالاهایی دیگر فرض کند که باید به هر حال عده ای هزینه آن را بپردازند آن هم فقط به این دلیل که به آن عقیده دارند. اینکه ناهار مجانی(free lunch) نداريم كاملن درست است و كنايه از آن است كه هيچ چيزي رايگان به دست نمي‌آيد اما اينكه كالاها در بازار طبقه بندي و احكام خاص خود را دارند نظريه گنجي را كمرنگ مي‌كند.

گنجي و بن بست توليد آزادي درآمدی بر تاریخ روشنفکری ایران نوشته ای از اکبر گنجی را که می خواندم در طرز تفکر نه چندان مدرن برای نیل به تجدد واماندم! تفکر چریکی برای رسیدن به تجدد و نشانه های آن اعم از تکنولوژی و نهادهای مدنی و حقوق بشر و ... به نظرم بسیار ناپخته و تئوری پیامبر محور است.

گنجی می گوید: در این دنیای خاکی هیچ کالایی به رایگان به دست نمی‌آید. اگر در عرصه اقتصاد این حکم صادق باشد، در عرصه سیاست و اجتماع به طریق اولی این حکم صادق است. چون روشنفکران و دگراندیشان در عرصه سیاسی با دولت خودکامه‌ی سرکوب‌گر و در عرصه اجتماع با مردم متعصب، قشری، سنت‌گرا، کم دانش، احساساتی و ... روبرو هستند. اگر آرمان‌های یاد شده دارای ارزش‌اند، باید هزینه متناسب با این کالاهای گران‌قیمت پرداخت شود تا آنها بدست آیند. اگر روشنفکری ما حاضر به پرداخت هزینه نباشد، باید بداند که این آرمان‌های انسانی واقعاَ در نظام ارزشی او جایگاهی ندارند و دم زدن از آنها، چیزی جز یک «پز روشنفکری» نباید تلقی شود.

عدم آشنایی گنجی با علم اقتصاد باعث شده تا گنجی آزادی را در ابعاد مختلف آن همچون کالاهایی دیگر فرض کند که باید به هر حال عده ای هزینه آن را بپردازند آن هم فقط به این دلیل که به آن عقیده دارند. اینکه ناهار مجانی(free lunch) نداريم كاملن درست است و كنايه از آن است كه هيچ چيزي رايگان به دست نمي‌آيد اما اينكه كالاها در بازار طبقه بندي و احكام خاص خود را دارند نظريه گنجي را كمرنگ مي‌كند.

در دنياي اقتصاد كسي حاضر نيست هزينه توليد كالا يا خدمات عمومي را پرداخت كند. مانند ساختن فضاي سبز يا پل عابر پياده و كالاهايي كه جنبه عمومي دارند. يعني با پرداخت هزينه توسط يك نفر ديگران هم منتفع خواهند شد. در اين صورت پديده سواري مجاني(free riding) رخ خواهد داد بدين صورت كه همه منتظرند تا ديگري هزينه را پرداخت كند و خود منتفع شوند. به نظر مي رسد آزادي در ابعاد اجتماعي و سياسي و اقتصادي نيز جزو خدمات عمومي به حساب آيد كه شهروندان حاضر به پرداخت هزينه براي بدست آوردن آن نيستند. آيا در اين حالت به دنبال پيامبراني بايد بود كه معجزه كنند؟ يا به دنبال چريك‌هايي كه سلاح زور در دست گيرند؟ يا روشنفكراني كه جان خود را در راه عقيده فدا كنند؟ انگ "پز روشنفكري " زدن به كساني كه عقيده به آزادي دارند اما براي تحقق آن نمي جنگند چندان سزاوار نيست. روشنفكران هم همچون سايرين شهرونداني به حساب مي‌آيند كه گاه چون گنجي از جسارت در عمل برخوردار است. اما جسارت به خرج ندادن نبايد موجب سلب روشنفكري از انديشمندان دگرانديش باشد. گنجي هنوز هم سوداي كربلا و نافرماني در سر دارد اما آيا تجدد با ۷۲ تن سامان خواهد گرفت؟

در دنياي اقتصاد چه راه حلي براي توليد كالاها و خدمات عمومي پيدا شده است؟ دولت به عنوان منتخب مردم وظيفه تامين هزينه كالاها و خدمات عمومي را به عهده دارد كه اين هزينه ها بوسيله اخذ ماليات از شهروندان پوشش داده مي شود. اما سوال اساسي اين است كه اگر آزادي را جزو خدمات عمومي فرض كنيم چه كسي بايد متولي برقراري يا همان توليد آن باشد؟ به نظرم گنجي بايد افكار چريكي خود را وانهد و واقع بينانه تر به قضيه نگاه كند. تئوري نافرماني مدني در فضايي كه هزينه خدماتي چون حقوق بشر بالاست و كسي حاضر به پرداخت آن نيست همانقدر ناكارآمد است كه نظريه جسارت دگرانديشان در تحقق آرمانهايشان.

در جامعه سلطاني كه سلطان در راس امور قرار دارد آيا مي‌توان انتظار داشت كه حكومت وظيفه تامين هزينه خدمات عمومي چون حق اعتراض و آزادي بيان يا آزادي نشر را بر عهده گيرد؟ اين امر به مثابه گور كندن حكومت براي خود است.

به نظرم در عرصه داخلي به دليل تضاد منافع موجود مابين منافع مردم و حكومت توليد خدماتي چون حقوق بشر به بن بست رسيده و تجربه دوران ۸ ساله اصلاحات نشان از دارد كه نمي توان به دولت منتخب اكثريت نيز در سايه حكومت سلطاني اميدوار بود. آنچه باقي مي‌ماند بروز تضاد منافع ما بين حكومت سلطاني و دنياي خارج است كه در جهت منافع مردم باشد. منتهي چگونگي شاخ به شاخ شدن حكومت‌ها نفع يا ضرر مردم را رقم خواهد زد. تجربه جنگ عراق نشان داد كه جنگ راه حل مساله نيست گرچه تغيير حكومت در عراق هم جهت با منافع غرب و مردم عراق بود. برقراري نظامي مردم سالار چه در عراق و چه در ساير كشورهاي خاورميانه به نفع حكومتهاي غربي و اروپاست چرا كه تجربه تاريخي نشان از كم هزينه بودن اين نوع حكومت در عرصه داخلي و خارجي دارد.

انديشمندان غربي چه راه حل كم هزينه اي را براي تحقق حكومت‌هاي مردم سالار در خاورميانه پيشنهاد خواهند نمود؟ حكومت‌هاي مردم سالاري كه با غرب تضاد منافع نداشته باشند بلكه در جهت منافع يكديگر حركت كنند. بازي در عرصه داخلي به نظر تمام شده مي رسد و بايد نظاره گر بازي قدرتمندان بود.

بن بست در عرصه داخلي حتي گنجي را هم در تنهايي خود واگذاشته و به ستوه آورده است اما نبايد دستگاه معادلات ايران را بسته در نظر بگيريم بلكه معادلات ديگري نيز در كار است كه شايد بي جواب ماندن دستگاه را رفع كند. بازي بزرگ دوران معاصر پيچيده تر آن است كه با تئوري ۷۲ تن در صحراي كربلا و جسارت در عمل به پشتوانه بصيرت در نظر قابل حل باشد.

نوشته شده توسط جیرجیرک در دوشنبه ششم شهريور 1385 | 2 comment

اضافه شده توسط سیامک فرید | ۲۰:۲۲ ۸۵/۶/۷


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر