| مرگ و پنهانکاری / مسعود بهنود، روز | ||
| [سیاسی] رفتن به طرف ضديت با آمريکا در آن زمان خواست همگاني بود، چنان که تازه وقتي که جنگ شروع شده بود بخشي از هزينههاي آن گروگانگيري مشهود شد. با اين تصوير خلاصهشده با توجه به جو حاکم در زمان، اگر کس بگويد هزينههاي سياست ضديت با آمريکا بر دوش مردمي است که آن را ميخواستند، جاي انکار ندارد. در حاليکه اينک به نظر ميرسد ديگر آن اجماع عمومي درباره اين سياست وجود ندارد. اين ضديت با ابرقدرت زمان عوارضي داشت و بيست و هفت سال است که اين عوارض دارد پرداخت ميشود. جنگ هشت ساله بزرگترين واکنشش بود و مطابق بعضي محاسبهها يک نسل در برابر هر بار که شعار مرگ بر آمريکا داده چند دلاري از جيب پرداخته است. تکان دهنده است. مرگ در اثر زنده سوختن در آتش، مسافران تابوت مرگي به نام توپولف که از بندرعباس زايران را به مشهد مي برد. اما چه بايد نوشت که هيچ سخن تازه اي نيست، و پرسيدن اين که مسووليت اين حوادث با کيست، نيز سخن تازه اي نيست. اما مرور ساده و بي پيچيدگي ماجرا شايد بتواند کمي به درک و فهم موضوع کمک کند و علت ادامه يافتن اين فجايع را بر ملا سازد. ايران بعد از انقلاب، اگر به انصاف بنگريم نه تنها به خاطر خواست و مرام روحانيون و سران انقلاب، بلکه به خواست مردمي که يک سال بود در خيابان ها فرياد مرگ بر آمريکا سر مي دادند، ضد خارجي و به خصوص ضدآمريکائي بود. مردمي که قهرمانانشان همه کساني بودند که ضديت آشکار و روشني با خارجيان داشتند. يا چون دکتر مصدق و يارانش با نماد آن روزي قدرت غرب- بريتانيا – در افتاده بودند، يا چون دکتر فاطمي و روزبه و توده اي ها شهره در اين مبارزه اعدام شده بودند، يا مانند چريک هائي که محبوب ترين چهره روزهاي انقلاب بودند مستشارهاي آمريکائي ترور کرده بودند و خلاصه هر کس قدر مي ديد يا سال هائي را در زندان گذرانده بود به همين خاطر بود. خلاصه حکومتي که اکثريت مردم ايران در زمان انقلاب سرنگوني اش را خواستند و بدان رسيدند، مهم ترين عيبش از نظر آنان اتحاد با آمريکا و غرب بود. در چنين جوي اصلا عجيب نبود که هنوز يک هفته از پيروزي انقلاب نگذشته چريک هاي محبوب به سفارت آمريکا حمله بردند و دولت بازرگان انتقادها را به جان خريد و سوليوان و ديگران را نجات داد، تا روز سيزده آبان سال 58 که اين بار جمعي از دانشجويان از ديوار سفارت بالا رفتند، امري که از قبل هم سوليوان حدس زده بود. جالب برايتان بگويم که همه اعضاي شوراي انقلاب وقت در دقايق اول با عمل دانشجويان مخالف بودند و شايد از ميان اعضاي شوراي انقلاب تنها مهندس عزت الله سحابي عزيز که از خواست مردم و جوانان خبر داشت و در عين حال به اندازه ديگران سياست باز نبود، عمل دانشجويان را تائيد کرد. شنيده ام که دکتر بهشتي در آن جلسه از همه معترض تر بود که چرا به قوانين بين المللي و اين که سفارت خانه خاک کشوري ديگرست اهميت داده نمي شود. و باز شنيده ام که وي شمه اي از خطرات و واکنش هاي احتمالي در برابر اين حرکت را بازگفته است. اما فردايش از بيت رهبر انقلاب خبر رسيد که با شرايطي حاضر به تائيد اشغال سفارت هستند و از جمله آن شرايط هم خالي شدن سفارت از اعضا و هواداران گروه هاي سياسي چريکي و چپ بود. دانشجوياني که در سفارت ماندند و از فردايش پشت سر آقاي موسوي خوئيني ها نماز خواندند و براي دو سالي تعيين کننده سياست هاي کشور شدند، خود اول چنين گمان نداشتند. آن ها که در همان روزها در تهران بوده اند مي دانند که بلافاصله ساختمان سفارت آمريکا شد ميعادگاه مردم و گروه هاي سياسي که با شادماني و تائيد تمام بيست و چهار ساعت دور محلي که لانه جاسوسي نام گرفت طواف مي کردند. دکان گرم شد و رونق گرفت ، چنان رونق و اقبالي که هيچ گروه سياسي نتوانست عليه اشغال سفارت و گروگان گيري موضع بگيرد، سهل است تمامي گروه هاي سياسي با اعلاميه ها و بيانيه هاي شورانگيز به تائيد ماجرا و گرفتن عکس يادگاري در برابر سفارت پرداختند – اسنادش تمامي هست – تنها و تنها مخالف اين عمل مهندس بازرگان بود که هم مسووليت دولت در حفظ امنيت سفارتخانه ها و ديپلومات هاي خارجي و حقوق بين المللي وادارش مي کرد به مخالفت با اشغال سفارت و هم اين که به شخصه مخالف اين گونه ستيزه جوئي ها بود و معتقد بود که نظام تازه متولد با هزاران مشکل روبروست و داعيه ندارد که دنيا را با خود دشمن کند.مهندس بازرگان استعفا داد ولي همه اعضاي دولتش مانند وي نبودند، هيچ ايرادي در ماندن نديدند و عمده آنان زير نظر شوراي انقلاب به کار ادامه دادند. چند ماه بعد تمامي کساني که نامزد انتخابات رياست جمهوري شده بودند نه که در مبارزات انتخاباتي خود با اين عمل مخالفتي نکردند بلکه در گرفتن عکس يادگاري و سخنراني در محل اشغال شده با هم مسابقه داشتند. يعني خواست عمومي اين بود و کسي هم که مي خواهد راي بگيرد نبايد در مقابل آن بايستد حتي کسي مانند آقايان بني صدر و قطب زاده و مدني که در دل مخالف بودند و طرح آن داشتند که اگر انتخاب شوند به چاره اي بکوشند..دانشجويان اشغال کننده سفارت چنان اعتباري به دست آورده بودند که عملا نظارت بر اولين انتخابات رياست جمهوري و اداره سازمان صدا و سيما هم به عهده شان افتاد. اين همه گفتم تا بگويم که رفتن به طرف ضديت با آمريکا در آن زمان خواست همگاني – دست کم خواست اکثريت مردم – بود، چنان که تازه وقتي که جنگ شروع شده بود و بخشي از هزينه هاي آن گروگان گيري مشهود شده بود، وقت حل ماجرا و امضاي بيانيه الجزاير براي پايان دادن به گروگان گيري در مقدم پيروزي رونالد ريگان در انتخابات رياست جمهوري آمريکا، وقتي همان اقليت معدود همراهان مهندس بازرگان فعان برداشتند که در اثر اين بيانيه و آن عمل چند ميليارد دلار به کشور لطمه خورده است، آقاي بهزاد نبوي در تلويزيون راست و صاف ايستاد و گفت وقت چرتکه انداختن نيست. با اين تصوير خلاصه شده با توجه به جو حاکم در زمان، اگر کس بگويد هزينه هاي سياست ضديت با آمريکا بر دوش مردمي است که آن را مي خواستند، جاي انکار ندارد. از آن زمان گردونه اي به حرکت افتاد و هنوز کسي نتوانسته از حرکتش باز دارد، در حالي که اينک به نظر مي رسد ديگر آن اجماع عمومي درباره اين سياست وجود ندارد. اين ضديت با ابرقدرت زمان عوارضي داشت و بيست و هفت سال است که اين عوارض دارد پرداخت مي شود. جنگ هشت ساله بزرگ ترين واکنشش بود و مطابق بعضي محاسبه ها يک نسل در برابر هر بار که شعار مرگ بر آمريکا داده چند دلاري از جيب پرداخته است. چه کسي مي بايد محاسبه کند که از کاهشي که در ارزش پول ملي ايران رخ داد چه ميزانش مربوط به ناهماهنگي و عدم مديريت ها و انقلابي گري هاست و چه ميزانش بهاي آن شعارها . مقصودم فاصله هشت تومان در برابر هر دلار تا هزار و اندي فعلي است که تازه با پرداخت از محل درآمد نفت در همين اندازه نگهداري مي شود و اهل اقتصاد مي گويند واقعيتش پول ما از اين هم کم ارزش تر شده است - . اما صورت حساب درازتر از اين هاست و فاصله امروز کشور با آن چه مي توانست بود از همين جاست. يکي از آن جمله هزينه ها که سياست ستيز با قدرت بزرگ زمانه – که در اين فاصله رقيبش هم فروپاشيد و آمريکا شد تنها ابرقدرت – همين داستان سقوط هواپيماهاست که از اثر تحريم اقتصادي کشور رخ داد، تصميمي از سوي آمريکائي ها در مقابل گروگان گرفته شدن ديپلومات هايشان. درست اين است که اگر در ايران آزادي بيان وجود داشت و در نتيجه هزينه شعارها و رفتارهاي ما براي مردم توضيح داده مي شد، و آن گاه هنوز مردم چنين سياستي را دنبال مي کردند، جاي هيچ گلايه وجود نداشت و مسوولان کشور در همه اين سال ها مي توانستند سربلند بايستند و بگويند اين خربزه اي است که مي خوريم و پاي لرزش هم مي ايستيم. اما چنين نيست و نه تنها براي مردم توضيح داده نشده که اين سانحه ها و مرگ ها – از جمله هشت سال جنگ ويرانگر بدون غرامت – از اثر همان شعارهاست بلکه هر گاه هم کسي خواسته به نوعي کمي از اين پرده را بالا بزند کساني ايستاده اند که به سرعت پرده را بياندازند. پس ديگر نمي توان گفت که مردم ايران مسوول همين وضعيتند و جاي اعتراض ندارند، نمي توان گفت چرا که شب و روز کساني به مردم مي گويند تحريم هاي بزرگ تر آينده هم نه تنها اثري ندارد که برايتان بهتر هم هست. اگر در چنين شرايطي مردم هم به استقبال تحريم هاي آتي مي روند عجب نيست. مسووليتش با مردم نيست بلکه با تک تک تصميم گيرندگان است و همه کساني که در گمراه کردن مردم نسبت به هزينه شعارهاي خود پافشاري دارند. چنان که در موارد ديگر هم هزينه ها از مردم پنهان نگاه داشته مي شود. به باور من در مقابل مرگ همه کساني که در اين سال ها در سوانح هوائي مانند ديروز جان باخته اند، مسووليت اصلي با کساني است که با خشونت و تندي پرده پوش واقعيت ها شده اند و نمي گذارند مردم دريابند که اين تقاص کدام عمل است. هفت هشت ماه قبل در ابراز تاسف از حادثه اي جانگداز که صدتن از اهل رسانه ها را به کام مرگ فرستاد، همگي جوان با معدل سني بيست و پنج سال، وقتي آقاي خاتمي با تاثر گفت که به علت تحريم فروش قطعات هواپيماها به ايران، در اين جنايت سهم دارد– در حالي که برای رعايت حال بيماراني که به مرض ضديت چشم بسته مبتلايند بي اشاره به اعمال ايران، واکنش آمريکا را جنايت خوانده بود – اما فغان از روزنامه جمهوري اسلامي برآمد که اين سخن چيست. چرا دل مردم را خالي مي کنيد. در همه ربع قرن گذشته، تقريبا در تمامي سوانح هوائي، حتي وقتي صاحبان مقامات کشور را قرباني کرده، مسوولي به پاي ميز محاکمه کشانده نشده حتي اگر واقعا دستگاه تحت نظر وي تقصيري داشته – چنان که در مورد سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران گفته مي شود -. به اين دليل قاطع که مسوولان در پشت درهاي بسته به ياد بازرسان و قاضييان آورده اند که تحريم قطعات لازم هواپيما ها باعث همه اين حوادث است. و تا اين گفته اند قرار بر اين شده که صدائي بلند نشود مبادا مردم بفهمند علت چيست. با پرداخت ديه از خزانه ملت، دلجوئي از خانواده قربانيان، و مقصر قلمداد کردن خلبان که خودش هم قرباني بوده، پرده پوشي شده تا آن راز بزرگ برملا نشود. اما اين که دست درکاران مي دانند اما فقط مردم نبايد بدانند گاه موجب تصميم هائي هم مي شود. چرا که صيانت نفس عملي طبيعی است. همان که در مورد هواپيماي تشريفاتي دولت اتفاق افتاد. تا آقاي احمدي نژاد بر کرسي رياست جمهوري نشست در ادامه تبليغات انتخاباتي اعلام داشت که در هواپيماي تشريفاتي گران قيمتي که در زمان دولت قبلي خريداري شده بود سوار نمي شود، به علت ساده زيستي و مخالفت با امور تشريفاتي. اين همان روزها بود که براي يکي دو سفر قرار شد که از شدت ساده زيستي رييس جمهور جديد همراه مردم عادي در پروازهاي عادي جا به جا شود. دستوري که از سفر سوم ملغي شد و ديگر اتفاق نمي افتد. همچنان هواپيماي اختصاصي دولت به کار مي رود که حتما براي آن از هر جا شده به هر قيمت لوازم يدگي و قطعات فراهم مي شود، امکاني که براي مردم عادي نيست. پس نه که هواپيماي فاسد و منحط تشريفاتي که دولت سابق براي خريدش سزاوار هزار دشنام بود، فروخته نشده بلکه هم اينک در اختيارست و علاوه بر رييس جمهور ساده زيست، حتي دبير شوراي عالي امنيت ملي و گاهي وزير خارجه هم با آن جا به جا مي شود. اما اين ديگر حکم و تبليغات ندارد، چرا که بر اساس عقل است. عقل حکم مي کند که جان رييس دولت بيهوده در خطر نباشد. در اين هيچ خدشه اي نيست. اما چرا همين عقل حکم نمي کند که مردم بدانند که هواپيماهايشان از اثر تحريم به چه حال است. خريد هاي جايگزين چه فاجعه ها ساخته و چه مقدار سرمايه از مملکت به هدر داده و چرا. خواهيد ديد که حادثه جانگداز فرودگاه مشهد هم به هيچ بررسي و اعلام عمومي نخواهد کشيد، چون امري براي پنهانکاري وجود دارد حتي سووال هاي عادي هم بي پاسخ مي ماند و در پرتو آن راز اصلي بي اهميت مي شود. سئوال هائي مانند اين که چرا عمليات امداد به کندي صورت گرفت، آيا در فرودگاه برآمد و شد مشهد تجهيزات و کارشناسان امداد و نجات به اندازه کافي است. يا مانند موضوع سقوط سي 130 حامل خبرنگاران، هم در برج مراقبت تقصيرهاست و هم شير آب محل خالي بوده است و... در حقيقت اگر تقصيري هم در کار باشد به همان دليل که بايد اثر تحريم پنهان بماند، مقصران هم برکنار از مکافات مي مانند. |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |