English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


يک زن سنگساری ديگر در زندان ورامين/ گویا
[حقوق بشر] صغری مولايی، يک زن محکوم به سنگسار است که در زندان ورامين فعلا دوران محکوميت حبس خود را می گذراند و پس از پايان يافتن دوران حبس مطابق حکم قضايی قرار است سنگسار شود.
"شبکه وکلای داوطلب برای دفاع از زنان در شرايط بحرانی" اين زن را در زندان ورامين يافته است و بزودی وکالت داوطلبانه او را يکی از وکلای اين شبکه به عهده می گيرد.
شرح ماجرا


يک زن سنگساری ديگر در زندان ورامين، ميدان زنان
صغری مولايی، يک زن محکوم به سنگسار است که در زندان ورامين فعلا دوران محکوميت حبس خود را می گذراند و پس از پايان يافتن دوران حبس مطابق حکم قضايی قرار است سنگسار شود.
"شبکه وکلای داوطلب برای دفاع از زنان در شرايط بحرانی" اين زن را در زندان ورامين يافته است و بزودی وکالت داوطلبانه او را يکی از وکلای اين شبکه به عهده می گيرد.

شرح ماجرا

عصر روز ۲۹ دی‌ ماه‌ سال‌ ۸۲ ماموران‌ آگاهی‌ ورامين‌ در جريان‌ قتل‌ مردی‌ در روستای‌ حصار کوچک‌ اين‌ شهر قرار گرفتند. ماموران‌ پس‌ از حضور در محل‌ با جسد غرق‌ در خون‌ مردی‌ به‌ نام‌ "عبدالله‌" رو به رو شدند که‌ با ضربات‌ چاقو به‌ قتل‌ رسيده‌ بود. در بررسی‌های‌ اوليه‌ مشاهده شد همسر اين‌ مرد پس‌ از کشته‌ شدن‌ شوهرش‌ به‌ همراه‌ عامل‌ جنايت‌ که‌ مردی‌ افغانی‌ است‌، فرار کرده‌ است‌.
به گزارش روزنامه اعتماد پسر فرد مقتول‌ که‌ شاهد ماجرا بود، به‌ ماموران‌ گفت‌: ساعت‌ ۱۲ شب‌ با سروصدای‌ پدرم‌ و يکی‌ از دوستانش‌ به‌ نام‌ عليرضا از خواب‌ بيدار شدم‌. عليرضا داخل‌ اتاق‌ ما بود که‌ با چاقو به‌ جان‌ پدرم‌ افتاد و پس‌ از کشتن‌ او همراه‌ با مادرم‌ از خانه‌ فرار کردند.
تحقيقات‌ پليس‌ برای‌ دستگيری‌ اين‌ زن‌ و مرد فراری‌ ادامه‌ داشت‌ تا اينکه‌ بعد از ۹ روز مخفيگاه‌ صغرا ـ همسر مقتول‌ ـ و عليرضا ـ متهم‌ به‌ قتل‌ ـ در شهر اصفهان‌ شناسايی‌ شد.
عليرضا در بازجويی‌ به‌ ماموران‌ گفت‌: از چند سال‌ قبل‌ با شوهر صغری دوست‌ بودم‌. چون‌ او هم‌ يک‌ افغانی‌ بود. چند بار شوهر صغری به‌ افغانستان‌ رفته‌ بود و من‌ از همسر و بچه‌هايش‌ نگهداری‌ می‌کردم‌. چند روز قبل‌ از حادثه‌، عبدالله‌ ـ مقتول‌ ـ به‌ من‌ تهمت‌ زد و گفت‌ که‌ تو با همسر من‌ ارتباط‌ نامشروع‌ داری‌. عصبانی‌ شدم‌ و تصميم‌ گرفتم‌ از او انتقام‌ بگيرم‌. آن‌ شب‌ به‌ خانه‌ عبدالله‌ رفتم‌ و او را با ضربات‌ چاقو کشتم‌. سپس‌ با صغری فرار کرديم‌.
صغرا که‌ يک‌ زن‌ ايرانی‌ است‌ در بازجويی‌ گفت‌: چند سال‌ پيش‌ پدرم‌ به‌ زور مرا به‌ عقد عبدالله‌ که‌ يک‌ مرد افغانی‌ بود، در آورد. من‌ اصلا او را دوست‌ نداشتم‌ و مرتب‌ آزارم‌ می‌داد. ولی‌ با اين‌ حال‌ قصد کشتن‌ شوهرم‌ را نداشتم‌. شب‌ حادثه‌ که‌ عليرضا به‌ خانه‌ ما آمد، بعد از اينکه‌ شوهرم‌ را کشت‌، من‌ ترسيدم‌ در خانه‌ بمانم‌ با خود فکر می‌کردم‌ که‌ برادران‌ شوهرم‌ مرا می‌کشند، بخاطر همين‌ با عليرضا فرار کردم‌.


هر دو متهم‌ چندی‌ پيش‌ در شعبه‌ ۷۱ دادگاه‌ کيفری‌ محاکمه‌ شدند و قضات‌ اين‌ شعبه‌ عليرضا را به خاطر قتل‌ عمدی‌ به‌ قصاص‌ (اعدام‌) و به‌ اتهام‌ رابطه‌ نامشروع‌ به‌ ۱۰۰ ضربه‌ شلاق‌ محکوم‌ کردند. همچنين‌ صغری‌ بهخاطر معاونت‌ در قتل‌ به‌ ۱۵ سال‌ حبس‌ و به خاطر‌ زنای‌ محصنه‌ به‌ سنگسار (رجم) محکوم‌ شد.
احکام‌ صادره‌ به‌ ديوان‌ عالی‌ کشور فرستاده‌ شده است.

اضافه شده توسط مرد پیر | ۱۷:۰۷ ۸۵/۷/۲


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر