| آتش ِ کین /يادداشتهاي سپيد | ||
| [نقد] نمی دانم دوستان درباره ی این نوشته چه واکنشی نشان می دهند ولی به هر روی می نویسم . تصور کنید! کسی به خشونت ورزی متهم شود،آن هم نه تنها خودش که همه ی اندیشه اش، همه ی سرشتش و همه ی باورهای آیینی اش و این اتهام بارها تکرار شود و این در حالی باشد که وی باور دارد که به هیچ روی با خشونت ورزی میانه ای ندارد ؛ نه خودش ، نه آیینش و نه ... . ولی برای مقابله با این اتهام بزند دهان آنکس را که بدو اتهام می زند، خرد کند و بگوید آیین من به من فرمان داده که پاسخ دشمنان را اینگونه بدهم . حال چنین کسی خشونت ورز هست یا نه ؟! آدمی ، آفریده ی شگفتی ست و در این میان شاید مسلمانان ، شگفت ترین. برادران دینی ما در خطبه های نماز آدینه، اهل کتاب را همانند چهارپایان می دانند( جناب جنتی/ خطبه های نماز جمعه ی چند ماه پیش ِ تهران ) ، در عربستان فریاد می زنند که ( اخرجوا الکفار من جزیره العرب) ، برای چند کاریکاتور ِ یک یا چند روزنامه نگار، بلوا به راه انداخته و به سفارت خانه ها یورش می برند و می شکنند و آتش می زنند ؛ برای یک سخنرانی پاپ ، چند کلیسا را در فلسطین به آتش می کشند ، در اندونزی در تظاهرات ، سلاحی نمادین در دست می گیرند تا با زبان بی زبانی بگویند: ای پاپ ! تو را می کشتیم اگر در دست رس ما بودی ؛ در کویته ی پاکستان آدمکی نمادین را به جای پاپ آتش می زنند و در ایران هم حوزه های علمیه را تعطیل می کنند و طلاب حوزه ها که گویا کار دیگری ندارند در واکنش به سخنان پاپ به آمریکا و اسراییل ناسزا می گویند و خشونت ها و نادانی های بسیار دیگر آن هم در واکنش به این سخن ، که اسلام دین شمشیر بوده است ، و لابد امروز ، فردا هم ، گروهی بسیجی به نام دانشجویان تهرانی در برابر سفارت خانه های آلمان و واتیکان تحصن می کنند و ناسزا می گویند به پاپ ِ بخت برگشته . اینکه اسلام دین شمشیر بوده یا نبوده سخنی ست که می توان درباره ی آن پژوهش کرد . پاسخش این همه وحشی گری و بی فرهنگی نیست . برای یک دستمال که قیصریه را آتش نمی زنند . نمی دانم این چه بازی مسخره ای ست که مسلمانان خود را در آن گرفتار ساخته اند . گویا گوش خوابانده اند کسی بگوید بالای چشم پیامبرتان ابروست ، آن گاه برای انتقام نه تنها گوینده که هر کس را که دست شان برسد و به گونه ای با گوینده ی آن سخن ، نسبتی داشته باشد آماج خویش می سازند . ننویسید که رفتارهای مسلمانان واکنشی ست طبیعی به ستم هایی که غرب بر سرشان آورده بدین سخن کمابیش همه باور داریم ؛ ولی آیا این بهترین واکنش است در برابر این ستم ها ؟ گاه می اندیشم در این روزگار ، مسلمانان ، ساده لوحانه خود را بازیچه ی دست کسانی ساخته اند که برای منافع دراز مدت خویش ، زیست گاه مسلمانان ، به ویژه خاورمیانه را آشوب زده می خواهند و شوربختانه برادران ساده لوح ما، بدین گونه ، یاری شان می دهند . اگر چپ نگاهم نمی کنید ، می خواهم چیز دیگری را نیز بگویم ؛ به گمان من ، این سخن ِ پاپ چندان هم بیراه نیست . البته جنگ صلیبی را از یاد نمی برم . در آن روزگار ، پاپ ِ وقت برای آزاد سازی سرزمین پیامبرشان از چنگ کفار ، فتوای جهاد صادر کرد . همین بس بود که یکی از بزرگان مسلمان ، برای نمونه شیخ طنطاوی ، مفتی الازهر در پاسخ به پاپ ، آن فتوای جهاد علیه مسلمانان را یاد آور شود . ولی به هر روی من هر چه تاریخ اسلام را زیر و رو می کنم ، از میان سرزمین هایی که امروز سرزمین های اسلامی خوانده می شوند ، تنها دو سرزمین را می یابم که مردمانش با روش هایی به جز شمشیر مسلمان شده اند؛ یکی گیلان و مازندران ِ خودمان است و آن یکی جنوب شرقی آسیا ( مالزی ، اندونزی و بخش های مسلمان نشین فیلیپین و تایلند ) و مردمان سرزمین های دیگر اسلامی همه یا از راه فتوحات اسلامی مسلمان شده اند و یا به دست کسانی چون سلطان محمود غزنوی که برای غارت هند و معبد سومنات ِ آن ، چندین بار، به بهانه ی جهاد با کفار بدان سرزمین لشگر کشید . تاریخ ، چیز دیگری جز این را به نمایش نمی گذارد . اروپایی ها نیز همیشه شمشیر آخته ی اسلام را در برابر خود دیده اند ؛ چه در اسپانیا و چه در روم شرقی و بیزانس که اکنون استانبول ِ ترکیه است . ولی از سوی دیگر ؛ مسیحیان نیز در هر دو جبهه ــــ چه در اسپانیا و چه در بیزانس ــــ با خشونت با مسلمانان رفتار کرده اند . در اسپانیا دست به چنان کشتار فجیعی زدند که امروز شمار مسلمانان ِ اسپانیا بسیار کم شمار است . در جبهه ی شرق نیز ، رفتار آنها با اسیران مسلمان زبانزد است که آنان را در روغن داغ می انداختند. پایان ِ سخن اینکه خشونت های دینی ، در گذشته پدیده ای رایج بوده است ؛ چه در میان مسلمانان ، چه مسیحیان ، چه یهودیان و چه دیگران . جالب اینکه دست کم مسلمانان پس از تسخیر سرزمین های نا مسلمان ، بر پایه ی نظام حقوقی پیشرفته شان ــ البته پیشرفته درآن روزگارــ در رابطه ی خود با آنان حقوقی متقابل در نظر می گرفتند و به همین دلیل زندگی نا مسلمانان در سرزمین های اسلامی بسیار بهتر از زندگی نا مسیحی ها در سرزمین ها ی مسیحی بود . در این باره ــ یعنی پیشرفته بودن و حتی پیشرفته ترین بودن نظام حقوقی اسلامی ــ در آن روزگار می توان بیشتر سخن گفت که خود نیازمند نوشته ی جداگانه ای ست. شاید در نوشته دیگری بدان هم بپردازم . ولی امشب تنها آمدم تا بغضم را از نادانی کسانی که از بد ِ روزگار هم کیشانم ، نام گرفته اند ؛ اینجا فرو شکنم . پس می دانم نوشته ام گسیخته است و آشفته . 2:24 AM 10 Commentaires : در كل حق با شماست اما يك چيز را در نظر بگيريد ، دنياي مدرن بر خلاف اظهارات كلامي اش در عمل بشدت خشونت را تقديس ميكند و مسلمانان نيز خواه بنيادگرا باشند و خواه نه، از اين تقديس متاثرند. نگاهي به اخبار رسانه هاي گروهي در هر جاي دنيا و فيلمهاي سينمايي هاليوودي وباليوودي بياندازيد تا متوجه منظورم بشويد By سينا موحد, at 06:16 ولی امشب تنها آمدم تا بغضم را از نادانی کسانی که از بد ِ روزگار هم کیشانم ، نام گرفته اند ؛ اینجا فرو شکنم روزگار كثيف است. نه به دينشان اعتماد دارم نه به اعتقادشان، نه به عزاداريشان، نه به جشنشان، نه به انتظارشان و نه به اعتراضشان. همه چيز از سياست هاي كثيفشان منشا مي گيرد. By Maryam, at 17:26 چقدر خوب شد كه به اين موضوع پرداخته اي . اتفاقا كساني منتظر گرفتن همين تصويرهاي خشونت اميز از دنياي اسلامند تا نظريات توسعه طلبانه خود را با تمسك به اين تصاوير و انعكاس انها جا بيندازند . در اين ترديدي ندارم .درست گفته اي كه " در این روزگار ، مسلمانان ، ساده لوحانه خود را بازیچه ی دست کسانی ساخته اند که برای منافع دراز مدت خویش ، زیست گاه مسلمانان ، به ویژه خاورمیانه را آشوب زده می خواهند و شوربختانه برادران ساده لوح ما، بدین گونه ، یاری شان می دهند" ...اما تو چيزهاي ديگري هم گفته اي ! مثلا در مورد فتوحات اسلامي . همين ايران خودمان را مي گويم .چه شده است كه ايرانيان در ميان همه اقوام مهاجمي كه اين گذرگاه تاريخ را عرصه تاخت و تاز خود قرار داده اند تنها در برابر اعراب دست از آيين خود كشيدند ؟! مثلا چرا به جاي اينكه ما به كيش مغولان در آييم ؛ آنها به كيش ما درآمدند ؟! چطور ما توانستيم " الجايتو" را " سلطان محمد خدابنده " كنيم اما مثلا نتوانستيم از " سعدبن ابي وقاص " ؛ " خشايار" بسازيم ؟ By حميدرضا, at 19:31 و اما در مورد بيانات پاپ ...در اينجا توجه جناب ايشان ؛ شما و خودم را به بخش هايي از متن مشهور دومين مجمع ديني واتيكان كه شايد از يادها رفته باشد ؛ جلب مي كنم : ...تقدير عافيت شامل حال كساني مي شود كه خالق را بشناسند ؛ بخصوص مسلمانان كه به ايمان ابراهيم دعوت مي كنند و با ما خداوند واحد رحيم را كه در روز قيامت داور ادميانست ؛ پرستش مي كنند....همچنين از همان مرجع است : كليسا با احترام و حسن تفاهم به مسلمانان نيز كه خداي يگانه حي و قائم به ذات و رحيم و قادر مطلق ؛ خالق زمين و آسمان كه انسان را مخاطب ساخته است ؛ پرستش مي كنند ؛ مي نگرد . مسلمانان مي كوشند با تمام روح خود ؛ تحت اوامر الهي ؛ حتي چنانچه پنهان باشند ؛ درآيند ؛ به همان قرار كه ابراهيم ؛ كه عقيده اسلامي مكررا به وي رجوع كرده است ؛ خود را مطيع محض خدا اعلام داشت ؛ گرچه مسيح را مانند خدا نمي دانند اما به عنوان پيامبر و مادر باكره اش ؛ مريم را مقدس شمرده و چه بسا كه با خلوص نيت دعا مي كنند ؛ علاوه بر اين در انتظار روز قيامتند كه در آن روز ؛ خداوند درباره آدميان كه دوباره زنده شده اند ؛ داوري خواهد كرد .مسلمانان معتقد به زندگي اخلاقي و تقوايند و از راه نماز و روزه ؛ خدا را پرستش مي كنند . در طي قرون متمادي ؛ اختلافات متعدد و كينه و دشمني بين مسيحيان و و مسلمانان وجود داشت . اجلاسيه از همه تقاضا كرد كه گذشته را به دست فراموشي بسپارند و صميمانه در حسن تفاهم دوجانبه به كوشند و با يكديگر ؛ خير عام و عدالت اجتماعي ؛ ارزشهاي اخلاقي ؛ صلح و آزادي را تامين كنند ........مي بيني ورهرام عزيز ! حالا تو مانده اي و من و ما و يك دنيا سوال كه چه پيش امده است كه پاپ اعظم با ناديده گرفتن اين سند معتبر ؛ چنين سخناني گفته است : بوش......جنگهاي صليبي....پاپ ! ...دعا كن ! دعاي گوشه نشينان ؛ بلا بگرداند By حميدرضا, at 19:49 حمید جان ! سخن ِ من بر سر این نبود که چرا ایرانیان مسلمان شدند . طبیعی ست که اسلام ویژگی های مثبت فراوانی داشت که سبب شد هم اعراب به پیروزی های آن چنانی دست یابند و هم ایرانیان ِ خسته از آیین ِ زرتشتی حکومتی شده ی روزگار ساسانیان بدان اقبال نشان دهند . ولی می دانیم که حمله به ایران و روم در چارچوب جهاد اولیه صورت گرفت ، دعوت به اسلام و سپس جهاد برای گسترش اسلام از راه شمشیر . سخن من حتی محکومیت این روش نیز، نیست که در آن روزگار روشی مشروع و رایج بوده است . اصلا محکومیت جنگ در حقوق بین الملل پس از جنگ جهانی دوم بصورت عرف حقوقی در آمده .سخن اینست که کشور گشایی حال با انگیزه ی گسترش دین یا با انگیزه ی گسترش امپراتوری ، روشی رایج بوده است در آن روزگار و ارتباط مستقیمی به دین کشور گشایان نداشته است . همین By varahram, at 22:03 It is possible that the Pop has an agenda to provoke christens against Islam. However, his intensions shouldn’t make us to justify or sympathize with Muslims behavior. Firs of all, Muslims could have condemned pop’s remark instead of reacting savagely. Secondly, Muslims keep talking about the west anti-Islamic sentiment and pop’s scheme to wage another crusade, while we completely forget that pop’s type of rhetoric is so prevalent in Islamic world and we can see way more insulting remarks about non-Muslims in the middle east . The Middle Easterns have a very strong tendency to overlook their own hostility and discrimination against the west (and basically any one different from themselves) and as soon as they smell a hostile behavior or remark from the westerners they get so outrage, and an they interpret it not only as an insult but also as a conspiracy… it is so sad. My American friends (which are Christians and some of them Catholics) tried their best to keep their optimism about Islam and even after 9/11 they tried to contribute the Muslim world’s hostility to the middle Easter governments (and lots of them to American government) rather than Muslim people. However, after they saw Muslims reaction on Mohammad’s cartoons and with this current Pope crisis, they are getting more and more convinced that there is something wrong with Islam itself. They are asking: 1) why Muslims getting so outrage about a comment or an insult, 2) why they don’t start a dialogue instead of destroying building and burning flags, 3) why they are burning American flag? What do Danish cartoons and catholic leader have to do with America!!!! Nice post Varahram. I wish my America freinds knew Farsi to read blog to see another face of us as well. AFSOOS! By Houman, at 20:23 ميداني ورهرام عزيز شايد حق باتو است من نيز بارها و بارها گفته ام و نوشته ام از اين سير انگار نا متناهي بازيچه شدن ، از تعصبات بي منطق و بي بنيان، از دردها و زخمهاي عميقي كه شايد سالها است در زير پوسته اي از ساده انگاري هاي امتمان خاك مي خورد و بي شك من نيز با ترور چه از نوع شخصيتش باشد و چه از نوع خشونت بارش مخالفم اما آنچه كه در اين ميان به آن معتقدم اين است كه ابتدا بايد مرز ميان تعصب منطقي و غير منطقي مشخص گردد چرا كه گاهي تعصب از نوع منطقيش نه تنها عملي قبيح و نكوهيده و آميخته به خشونت شمرده نمي شود بلكه حتي نشاني است گويا از عمق و ريشه باورها و اعتقادات انساني (ديني و غير ديني) . ميداني ورهرام چرا نام مسلمان امروز با ترور و خشونت گره مي خورد؟ به گمانم شايد بزرگترين دليلش بيشتر از آنكه اعتراضات ( از نوع وقيحانه و مغاير با شئونات اخلاقي و انساني )، ضعف هاي عميق هويت واقعي مسلمان در عرصه هاي ديگر است در پيشرفتهاي علمي در حركتهاي فرهنگي و در تحولات رو به رشد اجتماعي و اقتصادي و حقوق شهروندي و حقوق بين المللي و ... . سخنم تاييد و يا عدم تاييد هيچ تفكرو نگرش خاصي نيست اما سوالي كه مطرح مي كنم اين است كه چرا آنچه كه كشورهايي مسيحي و مدافع حقوق بشر همچون آلمان، فرانسه ، ايتاليا ، انگليس در همين عصر نوين و به اصطلاح متمدن كنوني به صورتي غير مستقيم (تهيه ابزار خشونت و ترور و جنايت و ويرانگري) انجام مي دهند و حتي برخي از گزارشات آن نيز در خبرگزاريهاي جهاني انعكاس مي يابد ترور و خشونت ناميده نمي شود؟ چرا؟ آيا دليلش را در چيزي غير از پيشرفتهاي بزرگ اقتصادي، علمي، اجتماعي و سياسي آنان مي توان جستجو كرد؟ اينجا است كه وقتي درست مي نگري درد را در جاي ديگري مي بيني. و باز مي بيني كه آنان كه صيادان فرصتهايند چه خوب از اين آب گل آلود دينمان ماهي ميگيرند!/ پوزشم را به جهت پرچونگيم ببخش ضمن اينكه از لطف و محبتت هم متشكرم، آره خدا رو شكر ديگه به سلامتي تموم شد اونم از نوع خوب و البته به ياد ماندنيش! اون گلها هم دليلش لطف دوستان بود و نه چيز ديگه اي! شاد باشي و پر توان By ehsan, at 23:20 خشونت، جنگ، جهاد... زمین از آغاز تا کنون تنها دو باراز چنین واژگانی تهی بوده...آغازِ انسان و پس از طوفان نوح... شاید به این خاطر است که ابراز خشونت امری طبیعی و غریزیست...اصلا دین نیامده تا در برابر غریزه و طبیعت انسان بایستد بلکه آمده تا حد و مرزها را مشخص کند...دین که میگویم منظورم اسلام است نه مسیحت خشک و غریزه ستیز درست است که تصویر اسلام در غرب بازتابی از عملکرد مسلمانان است، اما خوب میدانیم که اسلام جدای از مسلمانیست...تبین روشن و دقیق این مرزها و حدودها به انطباق این دو مفهوم (اسلام و مسلمانی) کمک خواهد کرد. By شیرین, at 01:31 سلام / دوست عزیز بشما حق میدهم مهم رفتار امروز مردم است که باید انسانی و مهربانانه باشد By یادداشتهای سیاسی, at 10:29 سلام دوست عزيز نوشته جالبي بود . البته همه دين ها اين خشونت رادر پرونده خود دارند . مهم قرائت امزوزين از دين هست كه بايد با مدارا و دگر پذيري همراه باشد . برايم جالب كامنت دوست مان سينا بود كه معتقد بود اين خشونت در مسلمانان ( و مسلمانان نيز خواه بنيادگرا باشند و خواه نه، به خاطر تقديس خشونت در دنيياي مدرن هست . و الا مسلمانان ازاين گونه اتهام ها مبري هستند ( By خرس مهربان, at 22:19 Enregistrer un commentaire |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |