| بن بست سکوت/ابراهیم نبوی | ||
| [سیاسی] سالهاست که معتقدم علت بسیاری از تصمیمات غلط حکومت ایران که غالبا به رفتار علیه منافع خودش منجر می شود، این است که اولا: حکومت جمهوری اسلامی قدرت تصمیم گیری در اوضاع بحرانی را ندارد، و ثانیا: مکانیزم های تصمیم گیری در ساخت سیاسی حکومت چنان پیچیده است که اجرای تصمیمی که برای خروج از بحران گرفته شده است، مشمول مرور زمان و از دست رفتن فرصت های تصمیم می شود. سالهاست که معتقدم علت بسیاری از تصمیمات غلط حکومت ایران که غالبا به رفتار علیه منافع خودش منجر می شود، این است که اولا: حکومت جمهوری اسلامی قدرت تصمیم گیری در اوضاع بحرانی را ندارد، و ثانیا: مکانیزم های تصمیم گیری در ساخت سیاسی حکومت چنان پیچیده است که اجرای تصمیمی که برای خروج از بحران گرفته شده است، مشمول مرور زمان و از دست رفتن فرصت های تصمیم می شود. به باور من حکومت جمهوری اسلامی در حال حاضر قدرت تصمیم گیری خود را از دست داده است. این یک فاجعه تلخ در یک وضع بحرانی است. گمان من بر این است که اگرچه بخش وسیعی از نیروهای حکومتی که از نظر من عقلانیت کافی برای درک شرایط خطرناک کشور را دارند، می دانند که ساعت صفر عملیات تهاجم سریع آمریکا شاید تا چند ساعت دیگر باشد، اما نمی دانند باید در مقابل این آگاهی شان چه رفتاری در پیش بگیرند. به نظر می رسد رهبران سیاسی کشور دچار شوک شدیدی شده اند که هرگونه واکنشی را از آنان سلب کرده است. در چنین شرایطی، که هیچ کس نمی داند چه کند، هر کسی که تصمیم قاطعی داشته باشد، رفتار خودش را به دیگران تحمیل می کند. معتقدم که نظامیان حاکم بر دولت به دلیل منافعی که در انحصار قدرت دارند، رفتار غالب را به تمام حکومت تحمیل می کنند. فاجعه این است که آنان که می توانند جلوی ادامه این روند را بگیرند، قدرت تغییر در سیاست خودشان را ندارند. آنها شهامت این که بپذیرند باید برای حفظ کشور، کوتاه بیایند و موضع سیاسی شان را در مقابل آمریکا تغییر دهند، ندارند. تردید آنان از یک سو، ناشی از این است که می ترسند اگر کوتاه بیایند، رقیب سیاسی داخلی بعدا آنان را تحت فشار قرار دهد و این کوتاه آمدن در راه حفظ کشور منجر به بیرون رفتن قدرت از دست آنان شود و از سویی دیگر نمی توانند باور کنند که منافع کشور به دلیل رفتار آنان در حال نابودی است. از نظر من ساعت صفر حمله آغاز شده است. آمریکا گفته است که می خواهد به ایران قدرت خودش را نشان بدهد. به نظر من، اگر حکومت در همین یکی دو روز دست هایش را بالا نبرد و اعلام نکند که شرایط جهان را برای مذاکره پذیرفته است و به نحوی مشخص عوامل بحران موجود را برکنار نکند، ما در عرض سه ساعت حداقل سی درصد کل ثروت ملی مان را از دست می دهیم. آمریکا برای نشان دادن قدرتش ما را بسرعت فلج می کند. من نمی توانم بگویم که در همین لحظه بمباران آغاز شده است یا نه، ولی می توانم بگویم که ما وارد سکوت قبل از حمله شده ایم. در این وضع برخی نیروهای سیاسی کشور نیز ترجیح می دهند که قدرت مرکزی نابود شود، تا در شرایط بعدی به یکباره همه چیز بر وفق مراد پیش برود. آنان نمی دانند که نابودی قدرت مرکزی در شرایط کنونی یعنی نابودی همه چیز. اگر پلیس و ارتش و دولت در شرایط هرج و مرج و بی قدرتی قرار بگیرد، طوفان فروپاشی همه کشور را نابود می کند. بحث بر سر آمریکا نیست، بحث بر سر این است که اگر قدرت حاکم بر سیستم اداری کشور از بین برود، بحران جرم و جنایت و ناامنی کشور را ویران می کند. حمله آمریکا نه تنها سیستم نظامی، بلکه کل صنایع و سیستم های ارتباطی و مکانیزم ها و روابط اجتماعی را به هم می ریزد. در چنین شرایطی، بی آنکه باور داشته باشم آنچه می گویم ممکن است مقبول آقایان واقع شود، تنها به این امید که شاید آنان را متوجه راهی به سوی نجات کشور کنم، نکات زیر را می گویم: اول: آقایان هاشمی و خاتمی و روحانی، می توانند از طریق مراجعه به روحانیون قدرتمند کشور و از طریق مذاکره با نمایندگان مجلس، دولت را تحت فشار قرار دهند و به آمریکا و جهان نشان بدهند که اراده ای سیاسی برای جلوگیری از جنگ وجود دارذ. مجلس در این شرایط نقش تعیین کننده دارد. دوم: موضوع این نیست که ایران غنی سازی بکند یا نکند. موضوع این است که ایران اعلام کند که غنی سازی را متوقف کرده است. حکومت ترجیح می دهد که غنی سازی را متوقف کند، اما اعلام کند که غنی سازی ادامه دارد، تا اینکه اعلام کند ما تعلیق را می پذیریم، اما غنی سازی را ادمه دهد. معضل بزرگ این است که حکومت ایران حاضر است جنگ را بپذیرد، اما در مقابل مردم حرفش را پس نگیرد. این مشکل را باید نیروهای عاقلی که به آینده کشور فکر می کنند در نظر بگیرند. سوم: حکومت هنوز باور نکرده است که آمریکا ممکن است به ایران حمله کند، و باور هم نمی کند. من معتقدم بسیاری از ایرانیان نیز هنوز باور نمی کنند که آمریکا ممکن است تا ساعاتی دیگر موشک هایش را شلیک کند، در این باور ملی، چند دلیل روانشناختی وجود دارد: 1) بسیاری از افراد نمی پذیرند که ایران ممکن است مورد حمله قرار بگیرد، چون اگر چنین چیزی را بپذیرند، باید کاری بکنند، اما آنان یا نمی خواهند یا نمی توانند کاری بکنند، به همین دلیل با وجود ترسی که در دل دارند چنین وانمود می کنند که آمریکا حمله نمی کند. 2) گروهی دیگر دوست دارند چنین شود که حکومت پیش از حمله کوتاه بیاید، آنان این تمایل را به عنوان پیش بینی ای که نشانه ای برای اثباتش وجود ندارد، بیان می کنند. 3) گروهی از نیروهای حکومتی و مخالف جنگ، گمان می کنند که اگرپیش از اینکه تلاش های شان برای متوقف کردن روند خطرناک فعلی به نتیجه برسد، به مردم هشدار بدهند که جنگ قریب الوقوع است، عملا تلاش های خود را بی ثمر گذاشته اند. آنان نیز در سکوت کامل بسر می برند. 4) گروهی از مخالفان حکومت بدرستی معتقدند که آنچه باعث تحریک آمریکا برای حمله به ایران می شود رفتارهای حکومت است، آنان منتظرند تا آمریکا حکومت را نابود کند تا وضع کشور بکلی اصلاح شود. از سویی آنان نمی خواهند در صورتی که آمریکا درگیر جنگ شد، دامن آنان آلوده رابطه با دشمن شود. از همین رو آنها هم در سکوت بسر می برند، هیچ نمی گویند و تنها منتظر ساعت صفر اند. 5) گروهی از مردم ایران هم با ساده دلی گمان می کنند که چون خودشان و اکثریت ملت طرفدار حکومت نیستند و اصلا به سیاست علاقه ای ندارند و هیچ انگیزه ای هم برای زندگی سیاسی ندارند، به همین دلیل آمریکا قطعا جنگی را آغاز نخواهد کرد که آنان لطمه ای ببینند، آنان ممکن است هراسی داشته باشند، اما نمی خواهند تا نرسیدن روز فاجعه خود را نگران کنند. آنان فراموش کرده اند که موشک ها و بمب ها فقط برسر نظامیان نمی ریزد. دولت و حکومت ایران تا زمانی که جنگ را باور نکند، کوتاه نمی آید. این باور را یا ما با هشدارهای مان به وجود می آوریم، یا سیاستمداران با تحلیل های شان می فهمند و یا آمریکایی ها با پرتاب موشک های شان اعلام می کنند. از این رو گمان من بر این است که هر نوع سکوتی در این شرایط انگشت های آمریکایی ها را به دکمه پرتاب موشک های شان نزدیک تر می کند. در این شرایط هر کسی که می تواند بر افکار عمومی تاثیر بگذارد، مسوولیت دارد. چه آنان که ساکت مانده اند و هیچ حرفی نمی زنند، چه کسانی که با خوش بینی شان به توهم حکومت مبنی بر اینکه آمریکا جرات حمله به ایران را ندارد کمک می کنند، و چه کسانی مانند من که فروریختن موشک ها را هشدار می دهند مسوولیت داریم. فردا، آثار و کلمات ما در حافظه ملت ایران می ماند، ما در مقابل هر کلمه ای که نوشته باشیم مسوولیم. |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |