English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


من، شریک جرم آزار تو/ در دفاع از کمپین یک میلیون امضا /ادوار نيوز
[حقوق بشر] قصدم قطار کردن لیست بلند بالای «قوانین زن ستیز» نیست. قصدم سخن گفتن از خشونت عریانی نیست که هر روز از میان زنان قربانی ها می گیرد،‌قصدم . . .

قصدم قطار کردن لیست بلند بالای «قوانین زن ستیز» نیست. قصدم سخن گفتن از خشونت عریانی نیست که هر روز از میان زنان قربانی ها می گیرد،قصدم سخن گفتن از سرنوشت دردناک کودکان 16 ساله ای نیست که بی پشت و پناه به حکم «رییس خانواده» راهی خانه ی «شوهر» می شوند و سرانجام ناکام و نا امید، چاره ای جر «خودسوزی» نمی یابند.نه!، نمی خواهم از سنگسار بگویم، از جنازه های در گودال مانده...از زنان بی نوایی که هیچ کس حتی حاضر نشد زحمت بیرون کشیدن جنازه شان از گودال سنگسار را بر خود هموار کند.نه!، خیالت راحت، نمی خواهم حتی از دخترکان معصومی بگویم که هر روز به جرم یک «نگاه» و به تاوان «دوست داشتن و دوست داشته شدن» زخمی تیغ بی رحم برادر و پدر «غیرتمند و ناموس پرستشان» می گردند و نه حتی از زنانی که قربانی شک موهوم مردی دیوانه می شوند!
نه! از هیچ کدام اینها نمی خواهم بنویسم. می خواهم تنها از جرم خودم بنویسم.از خودم که« شریک جرم آزار تو بوده ام» می خواهم از تو تشکر کنم که با برپایی کمپین یک میلیون امضا به من این فرصت را دادی تا بخشی از«شراکت خود در جرم آزار تو» را جبران کنم.با خودم فکر می کنم دفاع از کارزار حق طلبانه ای که تو شجاعانه پی می گیری حداقل کاریست که از دستم بر می آید.گر چه می دانم طی این مدت کم نبوده اند کسانی که نمک به زخمت پاشیده اند، همانها که می بایست« یار شاطرت» باشند اما هماره« بار خاطرت» بوده اند.
تو اما کار بزرگی کردی: «حقوق زن» را از فهرست کلیشه ای و لوکس بحثهای روشنفکران منفعل خارج کردی و «کوچه به کوچه کو به کو» تحقق آن را پی گرفتی.تو به ذلت و ترس تن نسپردی، در زمانه ای که «نگه جر پیش پا را دید نتواند» .تو به میدان آمدی تا با شهامت بگویی «زن وقیح نیست»، وقیح آن جامعه ایست که زن را «جنس دوم» می خواهد. شک ندارم که پیروز این میدان تو خواهی بود، به مدد برهان قویت،صبوریت، و شجاعت و پی گیریت.
فقط خواستم به تو بگویم «خانه به خانه در به در/کوچه به کوچه کو به کو» همراه تودر این کارزار شریف خواهم دوید.
سخن آخرم اما با مردان این سرزمین است: شاید دیگر فرصتی نباشد برای جبران ظلمی که در طول تاریخ روا داشته ایم، ما مردان نیمی از جمعیت این سرزمینیم،یعنی چیزی حدود 35 میلیون نفر.آنها تنها یک میلیون امضا خواسته اند.آیا حد اقل نیمی از این امضاها سهم ما نیست به تاوان جرمی که کرده ایم؟ پانصد هزار« مرد» آیا در این سرزمین یافت می شود؟!

اضافه شده توسط بابک | ۱۹:۱۶ ۸۵/۱۲/۲۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر