| شبکه لابی رژیم ایران در آمريکا / پیک ایران | ||
| [سیاسی] مقايسه ای که رژيم بين موقعيت خود در بين ايرانيان مقيم خارج کشور با لابی طرفدار اسرائيل در آمريکا ميکند، بقول علما، قياس مع الفارق و از نظر عوام، پرروگی و کمال وقاحت است. آمريکا در ايران رژيم لابی شبکه نفتی مافيای - دوم بخش داعی حسن : تدوين و تهيه hassan.dai@yahoo.com در بخش قبلی گزارش، به لابی رژيم در دوران رفسنجانی اشاره کرده و گفتيم که با آغاز رياست جمهوری خاتمی، اين تلاش ها بطور کيفی افزايش يافت که دليل اصلی آن، تغيير فضای بين المللی بنفع رژيم و تقويت سياست های نزديکی به ايران بود. از طرف ديگر، در طی هشت سال رياست جمهوری رفسنجانی، تلاش های زيادی برای تغيير جو غالب درميان ايرانيان خارج از کشور انجام شده بود ولی بخاطر سياست های حاکم و منجمله ترورهای بی شماری که توسط جوخه های مرگ رژيم برعليه اپوزيسيون انجام ميگرفت، اين سياست ها عقيم مانده بود. با پيروزی خاتمی و بدنبال اميدهای زيادی که برای يک تغيير اساسی در سياست های جمهوری اسلامی ايجاد شده بود، فضای بسيار مساعدی برای فعاليت های رژيم در خارج از کشور نيز ايجاد گرديد. بهمين دليل، سياست نه چندان فعال حکومت برای جذب و يا استخدام ايرانيان خارج از کشور نيز که در ساليان گذشته بجائی نرسيده بود، اينبار بطوری جدی روی ميز قرار گرفت. ازآنجا که ارگان های مختلف مثل وزارت اطلاعات، خارجه و ارشاد هر کدام دراين مسئله دخالت داشتند، کم کم ايده ايجاد يک سازماندهی واحد برای پيشبرد اين کشور" در داخل وزارت خارجه و از خارج ايرانيان امور عالی مسئله در بالاترين سطوح مقامات رژيم مطرح شد که در نهايت "شورای در سطح معاونت ايجاد شد که وزارتخانه های ديگر مثل اطلاعات و ارشاد نيز با آن همکاری ميکنند. خبر تاسيس اين شورای جديد در سايت وزارت خارجه بدين ترتيب اعلام شده است: کشور از خارج ايرانيان امور عالی شورای پس از موافقتهاي مكرر و تأآيدات رهبری براي تأسيس سازماني آه هماهنگي و ساماندهي امور ايرانيان خارج از آشور را به 79 مبني بر تهيه آئي ننامه تشكيلات مذآور و تأسيس آن در وزارت امور /6/ عهده گيرد و در پي مصوبه هيأت دولت در تاريخ 2 خارجه و با توجه به گسترش فعاليتها و براي انجام امور دبيرخانه شورايعالي آه مورد نظر هيأت دولت بود، مرآز امور ايرانيان خارج از آشور با گستردگي بيشتر وظائف، در بهمن ماه 1380 تأسيس شد. اعضاء اين "ستاد شورايعالي امور ايرانيان"، وزيران امور خارجه، آشور، فرهنگ و ارشاد اسلامي، اطلاعات، و ... ميباشند. رئيس جمهور، رياست شوراي عالي امور ايرانيان خارج از آشور را عهده دار بوده و دبير شورا وزير امور خارجه مي باشد. واگذاری مسئوليت اين شورا به رئيس جمهور و وزير خارجه، نشانی از اهميت مقوله ايرانيان خارج از کشور در پيشبرد سياست های رژيم ميباشد. اين شورا ازآغاز دو وظيفه اصلی را مد نظر قرار داده بود که يکی خنثی سازی اپوزيسيون رژيم در خارج از کشور و ديگری همان استفاده از پوشش ايرانيان در کادر لابی رژيم بخصوص در آمريکا بود که دراين بخش از گزارش، به بررسی شيوه های کار و ابعاد اين نوع فعاليت های رژيم ميپردازيم. اسرائيل لابی به اعتقاد رژيم حاکم بر ايران، وجود ميليونها ايرانی مقيم خارج از کشور زمينه مساعدی برای جذب نيرو و استفاده از اين اهرم در پيشبرد سياست های بين المللی خويش ميباشد. آنطور که از گفته های مسئولين درجه اول رژيم برميآيد، نمونه ای که برای مقامات مزبور بعنوان يعنی "کميته روابط عمومی اسرائيليان American Israel Public Affairs Committee (AIPAC) ، الگو مورد نظر ميباشد آمريکائی" است. بطور مثال، روزنامه آفتاب در تاريخ 7 دي 1385 و در گرماگرم درگيری رژيم با غرب بر سر مسئله اتمی، مصاحبه ای پارسی انجام داده و در مقدمه آن به اهميت استفاده از ايرانيان مقيم خارج اشاره ميکند: با تريتا "لابی ايرانی در آمريکا فعال می شود؟ " زورآزمايی ايران و غرب بر سر پرونده هست های با تصويب قطعنامه تحريم در شورای امنيت سازمان ملل متحد و اقدام متقابل مجلس در ملزم ساختن دولت به تجديد نظر در همکاری ها با آژانس بين المللی انرژی هست های وارد مرحله خطيری شده است. در چنين شرايطی استفاده از تمامی ابزارهای موجود برای پاسداری از منافع ملی نکته ای است که بی شک م یبايست در دستور کار مسئولان دستگاه ديپلماسی قرار بگيرد. در اين ميان وجود جامعه نسبتا بزرگی از ايرانيان در خاک آمريکا پتانسيل بالقوه ای برای تاثير گذاری و تعديل سياستهای تندروانه کاخ سفيد تلقی م یشود که البته تاکنون چنانکه بايد وشايد مورد توجه قرار نگرفته است. اگر اين پتانسيل بالقوه و دست نخورده را يهودی در سوق دادن سياستهای واشينگتن به حمايت از اسراييل مقايسه کنيم به شکاف ژرفی که ميان آنچه هست و آنچه باميزان تاثير لابی م یتواند باشد وجود دارد بيشتر پ یم یبريم. نبايد از ياد برد که به اعتقاد بيشتر صاحب نظران در جهان امروز استفاده هوشمندانه از نقش بسيار پراهميتی در پيشبرد و تحقق اهداف ديپلماسی رسمی دارد." « ديپلماسی غير رسم ی » در بسياری از نوشته های پارسی و ديگر مسئولان لابی رژيم نيز چنين مقابسه ای تکرار شده است. بدين منظور حتی يک تشکل با همان يعنی "کميته فعاليت Iranian American Political Action Committee (IAPAC) مشابهت اسمی و تنها با جابجائی دو حرف، بنام قهاری، از نمازی و اکبر علائی، حسن سياسی ايرانيان آمريکائی" ايجاد شده است که تصادفا، سه نفر از مهمترين مديران آن يعنی فرج احمدی هستند. امير اعضای سابق شورای مربوط به هوشنگ مقايسه ای که رژيم بين موقعيت خود در بين ايرانيان مقيم خارج کشور با لابی طرفدار اسرائيل در آمريکا ميکند، بقول علما، قياس مع الفارق و از نظر عوام، پرروگی و کمال وقاحت است. گذشته از هرنوع قضاوتی که ميتوان در مورد رفتار اسرائيل با مردم فلسطين داشت، آنچه قابل انکار نيست همان حمايت ميليونها يهودی مقيم آمريکا و ديگر نقاط جهان از کشور خويش ميباشد که با کمال ميل برای اسرائيل فعاليت ميکنند. درحاليکه ميليونها ايرانی مقيم خارج از کشور، عمدتا قربانيان سرکوب رژيم و فراريان از جهنمی هستند که اين حکومت برای مردم فلک زده ايران رقم زده است. اصولا اين تعداد مهاجر به خارج از کشور هيچگاه در تاريخ ايران سابقه نداشته است که بی ترديد ناشی از حکومت ملايان ميباشد. سرکوب رژيم بدون تبعيض برعليه زنان، اقليت های مذهبی، گروههای سياسی و اقليت های قومی به وحشيانه ترين وجه اعمال شده است. المللی" را از سوئد و در سال بين همکاری برای همانطور که گفتيم، تريتا پارسی فعاليت های خويش در کادر تشکل موسوم به "ايرانيان 1997 شروع نمود. وی فعاليت های خود را تا سال 2001 در همين محفل ادامه داد و در سال 2002 رئيس يک تشکل جديد بنام "شورای گرديد. اين شورا نمونه روشنی از دوران جديد لابی رژيم در آمريکاست. ،NIAC " آمريکائی ايرانيان ملی لابی رژيم در آمريکا را ميتوان به چند دوره متمايز تقسيم نمود. دوره اول در دوران رفسنجانی شروع شد و در سال 1993 که شروع سيک وارد صحنه شده و بنفع احمدی و گری امير دومين دوره رياست جمهوری وی است، بطور جدی فعال شد. دراين سال هوشنگ سياست نزديکی به ايران به برگزاری کنفرانس و سمينار و کارهای تبليغاتی اقدام نمودند. اين مقطع را ميتوان به دوران کودکی لابی رژيم تشبيه نمود. دوره دوم از سال 1997 و رياست جمهوری خاتمی شروع شد که مشخصه اين دوران را ميتوان در نقش برجسته کمپانی های مهم نفتی به رياست هوشنگ ،AIC " آمريکائی - ايرانی آمريکا بعنوان گردانندگان اصلی لابی طرفدار رژيم مشاهده نمود. سمبل اين دوره "شورای امير احمدی است که با وجود حمايت های رژيم، مشخصا تحت مديريت شرکت های آمريکائی بود. در سال 2001 لايحه تحريم های ايران برای تمديد به کنگره رفت و تمام تلاش های چهار ساله لابی طرفدار رژيم ايران دراين نقطه به اوج خود رسيد. با شکست اين لابی، لايحه با اکثريت مطلق آراء برای يک دوره پنج ساله ديگر تمديد گرديد. ازآنجا که کم کم پوشالی بودن وعده های خاتمی بخصوص در سياست خارجی هرچه بيشتر آشکار ميشد، آثار شکست لابی طرفدار ايران مضاعف شده و کمپانی های نفتی از ميران مشارکت خود در سازماندهی لابی در آمريکا بطور محسوسی کاستند. از سال 2002 ، دوران سوم لابی رژيم آغاز گرديد که دراين دوره، رژيم مستقيما به راه اندازی شبکه خود برای لابی اقدام کرد که نمونه بارز آن، همان شورای تريتا پارسی است. اين نوع جديد از لابی اگرچه از حمايت های بيدريغ کمپانی ها و کارتلهای نفتی بعنوان متحدين اصلی رژيم برخوردار است ولی بطور بنيادين، بازتابی از نقش مستقيم و بی واسطه خود نفرات رژيم بعنوان گردانندگان اين لابی ميباشد. شورای تريتا پارسی، با سازماندهی جديد و به شيوه ای کاملا حرفه ای وارد لابی بنفع رژيم گرديده است که در نوع خود نوين ميباشد. اگر مجموعه فعاليت های شورای تريتا پارسی را کنارهم بگذاريم و به حجم ديدار های آنان با اعضای کنگره، جلسات آموزشی، تشکيل سازمان های موازی و ديگر فعاليت های پی در پی نگاه کنيم به ابعاد مسئله واقف ميشويم. برای درک اين جهش در لابی رژيم بايد به سال 1999 برگشت و يک سند مهم را مورد بررسی قرار داد. همانطور که گفتيم ايده استفاده از يعنی لابی AIPAC ايرانيان مقيم آمريکا برای رژيم هدفی مهم و بنيادين بود و نقل قولی که از روزنامه آفتاب ذکر شد نشان ميداد که مدل اسرائيل، الگوی مسئولان بود. در سال 1999 ، تريتا پارسی که در سوئد زندگی ميکرد و به ايران نيز رفت و آمد داشت بهمراه فرد ديگری نمازی که برای عموم زياد شناخته شده نيست، يک گزارش تحقيقی در رابطه با نقش ايرانيان مقيم آمريکا در پيشبرد سياست بنام سيامک های رژيم ارائه داد که دراين گزارش به بررسی نقاط ضعف موجود اشاره شده و در پايان نيز نويسندگان، رهنمودهای خود را ارائه کرده که در اين سال در قبرس توسط رژيم برگزار شده بود ارائه گرديد. در بخش مربوط به سازمان های DAPIA اند. اين گزارش به کنفرانس تحقيقی و آکادميک، اين کنفرانس را نيز مورد بررسی قرار خواهيم داد. قبل از بررسی بخش های مهم اين سند، بايد نويسنده ديگر گزارش يعنی سيامک نمازی را از نزديک شناخت. رژيم نفتی مافيای همانطور که در بخش های قبلی گزارش اشاره شد، مهمترين لابی طرفدار ايران در آمريکا کمپانی های بزرگ نفتی ميباشند. نقش اين شرکت ها آنچنان مهم و ويژه است که بايد گزارشات مجزا و مفصلی دراينمورد نوشت. در اولين بخش از اين گزارش در مورد شورای امير احمدی اشاره کرديم که اعضای هيئت مديره شورای وی تقريبا بطور کامل از روسای کمپانی های نفتی تشکيل شده بود. اما در مورد ايران و مافيای نفتی حاکم بر کشورمان، هنوز به اندازه کافی بحث و گفتگو نشده و اين نياز عميقا احساس ميشود. در گزارش قبلی اشاره شد ملکی در آمريکا بسر ميبرد. آنچه قابل توجه است رابطه ملکی که ظاهرا يک که يکی از مهم ترين مهره های لابی ايران يعنی عباس ديپلمات و دانشگاهی است با مافيای نفتی ايران است. ملکی يکی از بالاترين مهره های نفتی رژيم است. اين مسئله نشان ميدهد که درست مانند آمريکا که لابی نفتی نقش ويژه ای در حمايت از ايران دارد، در داخل رژيم نيز، مافيای نفتی درون حاکميت که بخاطر کارشان با شرکت های نفتی خارجی مرتبط هستند، از جايگاه منحصر بفردی در لابی ايران در آمريکا برخوردار ميباشند. برای درک جايگاه ملکی در اين مافيا، به آن قسمت از بيوگرافی وی که به فعاليت های نفتی مربوط ميشود نگاه می کنيم: (برای بيوگرافی وی به دو لينک زير نگاه کنيد) http://sharif.ir/~maleki/ http://bcsia.ksg.harvard.edu/person.cfm?order_by=name&program=STPP&ln=full&item_id=949 مدير اداره قيمت گذاري نفت خام، شرآت ملي نفت ايران، 1360 تا 1364 عضو هيئت امناي موسسه مطالعاتي بين المللي انرژي، 1372 تا 1376 مديرعامل انستيتو تحقيقات نفت و گاز پتروپارس انستيتو تحقيقات نفت و گاز پتروپارس، کيش نفت وگاز پتروپارس، سردبير فصلنامه پژوهشی هاروارد دانشگاه استاد ملکی عباس پروفسور خارجه امور وزارت معاون ملکی عباس مهندس اسلامی انقلاب کميته عضو ملکی عباس پاسدار " آتيه " گروه نمازی نيز مثل عباس ملکی، يکی از مهمترين عناصر مافيای نفتی رژيم ولابی آن در آمريکاست. وی در آمريکا و در کنار سيامک مشغول تحصيل بوده و در سال 1993 به ايران بازگشت. همانطور که گفتيم، دراين Rutgers هوشنگ امير احمدی و در همان دانشگاه سال، لابی رژيم وارد اولين دوره فعاليت های جدی خود در آمريکا شد. "اميراحمدی" و "گری سيک" وارد صحنه شدند و در ايران نيز در بهار" راه اندازی شد که نقش ويژه ای در لابی رژيم در آمريکا داشته است. نمازی چند سال بعد به اين همين سال يک موسسه بنام "آتيه شرکت پيوست و رياست آنرا بعهده گرفت. در گزارشات بعدی که مافيای نفتی رژيم را مورد بررسی قرار ميدهيم، بطور مفصل شرکت آتيه بهار را برای هموطنان معرفی خواهيم کرد. دراين گزارش بطور تيتروار نگاهی به ساختار اين شرکت ميکنيم که آدرس وبسايت آن http://www.atiehbahar.com/fa/index.htm : بدين قرار است آشور به آه ايرانياني از گروهي توسط 1993 سال در که است آتيه بهار يکی از سه شرکت تشکيل دهنده گروه آتيه مشاوره شرکت مي ياري آن به ورود راهكارهاي و ايران بازار از بهتر درك زمينه در ها شرآت ديگر به بهار آتيه ظاهرا، . شد تاسيس بودند بازگشته ساختار به توجه با . است ايران در کار برای خارجی های کمپانی فعاليت و ورود برای دلالی معنای به ايران در آن ترجمه که رساند خارجی های کمپانی به را خدماتی چنين نميتوان رژيم، مافيائی باندهای به تعلق و سيستم خود به وابستگی بدون طبيعتا ايران، اقتصادی نقش بخاطر اول درجه در آتيه، شرکت روی ما تمرکز . ميباشد نفت بخصوص رژيم اقتصادی مافيای از بخشی شرکت اين . کرد عرضه تعداد از بيش ايران، در ها شرکت اينگونه تعداد حاضر حال در . است رژيم مافيای در شرکت اين برتر جايگاه و نمازی سيامک ويژه مافيای سيستم شناخت در را ما شرکت اين های فعاليت ديگر، طرف از . ميباشد آنان مهمترين آتيه شرکت ولی نيست دست انگشتان . است يکديگر به وابسته شرکت سه شامل " آتيه گروه . ميکند کمک آمريکا در رژيم لابی با اش رابطه و ايران اقتصادی به مايل يا داشته گذاری سرمايه ايران در که خارجی مهم های کمپانی برای تجاری مشاورت زمينه در که بهار آتيه مشاوره شرکت اولی . است آن عامل مدير سيامک، برادر نمازی بابک که است آتيه گروه عضو دومين همکاران آتيه حقوقی شرکت . دارد فعاليت هستند، آن منابع مديريت مشاوره شرکت سوم، شرکت . ميباشند ايرانی شرکتهای برخی و مليتی چند های شرکت نيز حقوقی شرکت اين مشتريان اين عامل مدير . ميکند فراهم دارند احتياج ايران در کار برای که را خدماتی ديگر خود مشتريان برای که است روشن آتيه انسانی . است نمازی پری نيز شرکت شرکت اين ماهنامه نشر و تهيه در و دارد Menas Associates انگليسی مهم شرکت با نزديکی کاری رابطه بهار آتيه مشاوره شرکت مشاورت المللی بين های کمپانی مهمترين برای نيز انگليسی شرکت اين . دارد مشارکت Iran Strategic Focus (ISF) بنام انگليسی بررسی فقط . است خواهران هفت منجمله جهان بزرگ نفتی های کمپانی اکثريت شامل انگليسی شرکت اين مشتريان ليست ميدهد تجاری . دارد نياز ويژه گزارشی به انگلستان سياسی محافل با آن روابط و شرکت اين با منجمله نفتی شرکت اين . هستند سهامدار انرژی آذر نفتی شرکت در پور، خواجه بيژن منجمله بهار آتيه مديران از برخی علاوه، به حفاری زمينه در متعددی خدمات خود المللی بين مشتريان برای انرژی آذر . است شريک نفتی های فعاليت زمينه در قشم جزيره مقامات . ميباشند شرکت اين مشتريان از نيز اويل استات و توتال مثل نفتی مهم های کمپانی . ميدهد ارائه نفت توليد و مهمترين برای کامپيوتری خدمات کليه مسئول شرکت اين . سهامداراند نيز پرداز داده آتيه شرکت در بهار آتيه مديران از برخی ضمنا، مهم نهادهای ديگر و اسناد ثبت سازمان مجلس، ها، وزارتخانه از برخی بانکها، کليه تقريبا شامل که است ايران مالی و سياسی نهادهای .است " پرداز داده آتيه " شرکت اختيار در ايران حقوقی و سياسی مالی، های داده کليه . است :ميکنيم مرور خودشان وبسايت روی از را آتيه مشاوره شرکت مسئولين بيوگرافی حال از ديگری تعداد با و بوده Iran Energy Focus نشريه سردبير همچنين و آتيه مشاوره شرآت مديرعامل نمازی سيامك " در پيشرو مشاوره شرآتهای از يكی در آار سالها از پس وی . نمايد می همكاری خزر دريای و ايران مسائل زمينه در نشريات . پيوست بهار آتيه به آمريكا در را خود تحصيلات او . باشد می بهار آتيه مشاوره شرآت مؤسسين از يكی و مديره هيئت رئيس خوئی پور خواجه بيژن " بويژه ايران اقتصادی و سياسی مسائل تحليل به 1372 سال از و رسانيده پايان به وانگلستان آلمان در اقتصاد و مديريت رشته باشد، می " گفتگو " زبان فارسی اجتماعی - فرهنگی نشريه تحريريه هئيت عضو او . است پرداخته المللی بين آنفرانسهای در انرژی آذر نفتی شرکت مديره هيئت عضو وی . است تهران در جمهور تحقيقاتی مؤسسه امناء مديره هيئت عضو همچنين وی ". ميباشد ( مالی امور سرپرست و مدير ) اشلاگر فريشن آلبرشت سرمايه مشاوره زمينه در او تخصصی حوزه آه باشد می بهار آتيه مشاوره شرآت مديران از يكی اشلاگر فريشن آلبرشت دآتر " سه با آه باشد، می آزاد مناطق خدمات شرآت مديرعامل و مؤسس بهار، آتيه در آار بر افزون ايشان . است مالی و گذاری در گذاری سرمايه و تجاری بانكهای در 1377 سال در ايران به ورود از قبل وی . دارد شراآت آزاد مناطق دولتی سازمان ". است بوده آار به مشغول آذربايجان و روسيه سوئيس، اتريش، که در بالا بآن اشاره شده به گزارشی ويژه ای نياز داريم که به بعد موکول ميشود. همانطور که Menas برای بررسی جايگاه شرکت ملاحظه ميشود، مديران شرکت آتيه منجمله سيامک نمازی، شرکای رسمی دولت و از بالاترين مهره های مافيای نفتی رژيم ميباشند. مشتريان شرکت آتيه نيز کمپانی های مهم خارجی و بخصوص شرکتهای نفتی هستند که شامل دهها کمپانی معتبر غربی است. در 22 نوامبر 2003 ، روزنامه ديلی استار در مقاله ای در باره گروه آتيه نوشت: "شرکت مشاوره آتيه کمکی برای ورود به بازار ايران است. طی چهارده سال گذشته، شرکت های خارجی در جستجوی سرمايه گذاری در ايران بوده اند و بهمن منظور نيز شرکتی مثل آتيه بهار بهترين مخاطب آنان بوده است. سيامک نمازی مدير اين شرکت در مصاحبه ای بما گفت: "ما برای شرکت های نفتی بزرگ که مايل به کار در ايران هستند شريک پيدا ميکنيم زيرا طبق قانون، خود اين کمپانی ها نميتوانند به تنهائی عمل کنند. ما با بسياری از شرکت های بزرگ جهان در رشته های گوناگون همکاری ميکنيم ولی 50 تا 60 درصد فعاليت ما در رابطه با کمپانی های بزرگ نفتی است. از انتخاب خاتمی به بعد اين شرکت ها بيش از 30 ميليارد دلار در ايران سرمايه گذاری کرده اند." (آرشيو پيوند نيوز) ازآنجا که در گزارشی جداگانه، شبکه نفتی رژيم و رابطه اش با لابی آمريکا را به تفصيل مورد بررسی قرار خواهيم داد از ورود بيشتر به آن خودداری کرده و فقط اين نکته را اضافه ميکنيم که يکی از مشتريان مهم شرکت آتيه، کمپانی نروژی "استات اويل" ميباشد که برای ورود به بازار ايران، نمازی و خواجه پور را به خدمت گرفته است. در سال گذشته دولت نروژ بطور رسمی و علنی مسئولين اين شرکت نفتی را بخاطر يک قلم رشوه بيست ميليون دلاری به پسر رفسنجانی تحت تعقيب قضائی قرار داد که اين نير بنوبه خود چگونگی کارکرد و نوع فعاليت شرکت های مشاوره مثل آتيه را برای خوانندگان روشن ميکند. شرکت آتيه نيز دقيقا در همان سالی که هوشنگ اميراحمدی، کار خود را در آمريکا شروع کرد تاسيس شد. فعاليت های نمازی فقط به ويترينی برای مافيای اقتصادی رژيم ختم نمی شود و بخش عمده ای از کارهای وی تنوير افکار عمومی آمريکا در رابطه با ايران است. امانپور که وی را روی آنتن ميبرند، سيامک نمازی بطور مرتب به آمريکا سفر ميکند و گذشته از خبرنگاران ايران پروری مثل کريستيان در کادر مهمترين موسسات تحقيقی آمريکا بعنوان محقق و متخصص مسائل ايران فعاليت دارد. برخی از اين نهادهای تحقيقی و آکادميک، همان هائی هستند که برای شورای تريتا پارسی و شبکه لابی ايران حمايت مطبوعاتی، سياسی و مالی فراهم ميکنند. سيامک نمازی با بسياری از موسسات تحقيقی و آکادميک آمريکائی همکاری داشته است که اسامی برخی از آنان بقرار زير است: Woodrow Wilson International ،The National Endowment for Democracy ،Reagan-Fascell Democracy در بسياری از دانشگاهها و سمينارهايی که توسط محافل نزديک به ايران برگزار گشته نيز سخنرانی داشته وی .Center for Scholars در 2005 نوامبر 2004 اشاره نمود. MIT است که ميتوان به شورای امير احمدی در سال 2000 و دانشگاه بابک نمازی که مدير بخش حقوقی گروه آتيه است بهمراه اکيپ تريتا پارسی در يک کنفرانس که در 17 و 18 آوريل 2004 توسط سازمان موهومی بنام "اتحاديه فرامرزی ايرانيان" در بوستون برگزار شد شرکت نمود. موضوع سخنرانی پارسی "درگيري جامعه ايراني در جامعه مدني- آارگاهها در گروههاي آوچكتر" بود و بابک نمازی نيز در مورد بازگشت به وطن و متحد شدن در وطن به ايراد سخنرانی پرداخت. رابطه سيامک با تريتا عميق تر از نوشتن يک مقاله مشترک يا شرکت همزمان در يک سمينار و سخنرانی است. دو عکس زير يادگار سفر اين دو يار قديمی به آتشکده زرتشتيان در ايران است. همانطور که نشريه "ايرانيان" نوشته، سيامک و تريتا از همديگر عکس گرفته اند: http://www.iranian.com/SiamakNamazi/2000/August/Water/trita.html Trita Parsi, at a Zoroastrian temple in Yazd.. By Siamak Namazi Siamak Namazi at a Zoroastrian temple in Yazd. By Trita Parsi Council on Foreign Relations ، دراينجا بايد روی يک نکته بسيار مهم تاکيد کرد و آن جايگاه موسسات تحقيقی و در راس آن (شورای روابط خارجی) در سيستم لابی رژيم ميباشد. پس از پايان بخش اول گزارش کنونی که در باره سازماندهی شبکه لابی در آمريکاست به تفصيل درباره اينگونه فعاليت ها که پايه و اساس فعاليت های رژيم و شرکتهای نفتی طرفدار وی است بحث خواهيم کرد. حال به نوامبر 1999 بازگشته و گزارش پارسی و نمازی را مورد بررسی قرار ميدهيم. اين گزارش به کنفرانسی که با حمايت دولت ايران برگزار شد ارائه گرديد. Dialogue and Action between the People of Iran and America قبرس بنام Limassol در است: " ملت دو بين پلی : آمريکائی ايرانيان " موضوع اين گزارش استفاده از ايرانيان مقيم آمريکا در کادر لابی رژيم ميباشد و تيتر آن http://www.geocities.com/tritaparsi/iranamericans.PDF "بخش مهمی از ايرانيان مقيم آمريکا کسانی هستند که نسبت خوبی با حکومت ندارند زيرا عده ای ازآنان طرفداران رژيم سابق و بخشی نيز وابسته به گروههای سياسی مخالف هستند و بسياری نيز بخاطر شرائط اجتماعی و سياسی حاکم بر مملکت، تن به مهاجرت داده اند. بنابراين با وجود چنين مجموعه متخاصمی، نمی توان انتظار ايجاد يک گروه لابی در ميان آنان را داشت که بنفع حکومت کار کند. حتی اينان قادر به راه اندازی يک مجموعه برای فشار به رژيم نيز نيستند. در دو دهه گذشته فقط مجاهدين خلق حضور محسوسی در کنگره آمرکا داشته و در غيبت يک لابی قوی، توانسته اند خود را بعنوان تنها نمايندگان جامعه ايرانی جا بيندازند. اين وضع باعث شده که حتی بعضی از اعضای کنگره نيز که مايل به اقدام بنفع دولت هستند، از پشتيبانی لازم در ميان ايرانيان برخوردار نيستند. بعنوان مثال، عده ای از اعضای کنگره مايل به سفر به ايران بودند و انتظار داشتند که ايرانيان به حمايت ازآنان حضوری نشان دهند. پيشنهادی اقدامات بايد شيوه لابی گری و تکنيک های آنرا بطور علمی برای ايرانيان جا انداخت و نشان داد که چگونه ميتوان در کنگره کار کرد. برای بسياری از ايرانيان؛ لابی گری همان پارتی بازی است و درک درستی ازآن ندارند. سوال اين است که چگونه ميتوان ايرانيان را بدرستی آموزش داد. پاسخ اين است که احتياج به نبوغ و اختراع شيوه های نوين نيست و بايد اين مقوله را از متخصصان لابی گری آموخت. هرساله، هزاران جوان آمريکائی از کالج و دانشگاه بعنوان کارآموز وارد نهادهای سياسی آمريکا مثل کنگره، کاخ سفيد و ديگر نهادهای که يکی از با نفوذترين نهادهای آمريکاست، سالانه به تعداد زيادی AIPAC سياسی ميشوند. مثلا به جامعه يهوديان نگاه کنيد. سازمان لابی از نفرات خود يعنی جوانان يهودی آمريکائی کمک ميکند تا بعنوان کارآموز در کنگره و نهاد های ديگر وارد شوند که بدين ترتيب باعث تزريق مداوم ديدگاههای خود به سيستم تصميم گيری آمريکاست. سيمنارهای زيادی نيز برای اين جوانان ترتيب ميدهد و با دعوت از ديپلمات ها و سياستمداران مهم، به آموزش اين دانشجويان می پردازد. يکی از بهترين کارهای آنان، سمينارهای سالانه برای جوانان است با هزينه کم در دسترس جوانان يهودی قرار ميگيرد. دراين سمينارها نه تنها راههای لابی گری و تحت تاثير قرار دادن قانونگذاران به آنان آموزش داده ميشود، بلکه به موفقيت کلی آنان در زندگی اجتماعی نيز کمک ميکنند. مثلا يک کارآموز يهودی-آمريکائی به آنان توضيح ميدهد که چگونه به اين مقام اجتماعی رسيده و تجربيات خود را دراختيار جوانان ميگذارد. با استعدادهای جوان که آينده اين جماعت را تشکيل ميدهند آشنا ميشود و بسياری از آنان AIPAC اين سمينارها چند هدف دارند. اول اينکه توسط اين لابی استخدام ميگردند. هدف دوم محکم کردن رابطه بين اين يهوديان آمريکائی با اسرائيل از يکطرف و استحکام رابطه آمريکا با اسرائيل از طرف ديگر است. دانشجويان نيز بنوبه خود با سيستم سياسی آمريکا آشنا ميشوند. در بسياری ازين سمينارها، تکنيک های لابی گری نيز در عمل آموزش داده ميشود. ايجاد يک چنين سمينارهای مشابهی برای جوانان آمريکائی ايرانی تبار چه بسا در کوتاه مدت به بهبود رابطه دو کشور منجر نشود ولی با وارد کردن ايرانيان به سيستم سياسی آمريکا، يک لابی قوی طرفدار ايران درست ميشود که در درازمدت باعث خواهد شد که هيچگاه سياست های تخاصمی اتخاذ نگردد. نياز به اين نوع لابی که با لابی که صد در صد طرفدار جمهوری اسلامی باشد متفاوت خواهد بود بشدت احساس ميشود تا بتواند در برابر ديگر لابی های خاورميانه ای که در آمريکا فعال هستند مقاومت کند. درغير اينصورت، مجددا شاهد آن خواهيم بود که مخالفت با ايران به سياستی محبوب در کنگره تبديل شود. بايد تابوی فعاليت در جهت بهبود رابطه ايران و آمريکا شکسته شود. برای بسياری از ايرانيان ترس از خوردن مارک همکاری با رژيم باعث شده که وارد فعاليت دراين زمينه نشوند. اگرچه ديوارهای بی اعتمادی بين رژيم و ايرانيان مقيم آمريکا شکاف خورده اند ولی هنوز مسئله بقوت خود باقی است. بايد روی اين نکته کار توضيحی شود که بين فعاليت در جهت بهبود رابطه آمريکا و ايران از يکطرف و حمايت از رژيم از طرف ديگر تفاوت وجود دارد. از طرف ديگر، اگرچه بايد از جامعه ايرانيان دراين زمينه استفاده نمود، ولی وجود آمريکائيان غير ايرانی نيز ضروری است زيرا وجود آنان باعث افزايش مشروعيت اينگونه فعاليت ها شده و تشويقی برای ورود ايرانيان به صحنه خواهد بود." متن بالا را يکبار ديگر مرور کنيم و از خود بپرسيم که چگونه يک دانشجوی سوئدی به چنين شناختی از سيستم لابی آمريکا نائل شده که چنين رهنمودهای دقيقی به رژيم ميدهد. اهميت اين گزارش آنگاه بيشتر شناخته خواهد شد که به کارکرد شورای تريتا پارسی که سه سال پس از نوشتن اين گزارش تشکيل شد نگاه کنيم که چگونه مو بمو و با بالاترين درجه از نظم و برنامه ريزی، اين رهنمودها را اجرا کرده است. در گزارش قبلی سوال کرده بوديم که چرا دو نفر از مهم ترين لابيست های آمريکا بهمراه يکی از با نفوذترين اعضای کنگره، يک تشکل راه انداخته و سپس يک جوان ايرانی بيست و چند ساله را به رياست آن برگزيدند و پرسيديم که چرا با وجود اينهمه متخصص ايرانی در آمريکا که بسياری از آنان با اميراحمدی کار ميکردند، "باب نی" و دوستانش به سراغ پارسی رفتند. گزارش بالا، پاسخی به اين سوال است. در حقيقت، نوع لابی جديد در آمريکا، تحت نظر مستقيم و بلاواسطه رژيم بود و بايستی مهره ای مثل پارسی به رياست آن گماشته ميشد. مهره ای که با بالاترين بخش از مافيای رژيم بطور نزديک همکاری ميکرد. نوين سازماندهی مهمترين نقطه قوت لابی جديد رژيم در آمريکا، بکارگيری بهترين لابيست های حرفه ای آمريکا تحت مديريت خود رژيم بود. همانطور که پارسی و نمازی گفته بودند، برای لابی، احتياج به خلق شيوه های جديد نيست و بايد برای اينکار، از کارشناسان حرفه ای آن کمک گرفت. "روی کافی"، "دی استفانو" و "باب نی" همان اکسير جديدی بودند که رژيم بطور مستقيم به خدمت گرفت و بخاطر فضای مثبتی که برای فعاليت های رژيم در آمريکا بود، مسئولان اين کشور هم چشم های خود را بروی آن بستند که بخشی نيز بخاطر حمايت های شرکت های نفتی بود. در حقيقت اگر "آبراموف" در کلاهبرداری حد و مرزی برای خود قائل بود؛ نه خود وی گرفتار عدالت شده و نه رژيم از وجود باب نی محروم گشته بود. در 25 نوامبر سال 2002 يعنی اولين سال تشکيل شورای پارسی، دو لابيست آمريکائی يعنی روی کافی و دی استفانو که از بنيانگذاران شورا نيز بودند، چند نفری را که پارسی دور و بر خود جمع کرده بود در يک رستوران حومه واشنگتن گردآورده و به آنان درس لابی گری دادند. آنان، بطور دقيق راههای تماس با اعضای کنگره را يادآوری کرده و رهنمودهای عملی برای پيشبرد کار شورا در کنگره را ارائه دادند. نکته بسيار قابل توجه اين است که دو لابيست مزبور، منجمله به نامبردگان رهنمود دادند که از تمرکز روی مسئله رابطه ايران و آمريکا پرهيز کنند. به گفته آنان، شورا بايد اول يک رابطه منسجم با کنگره درست کند و در دراز مدت و پس از آنکه رابطه و اعتماد ايجاد شد، آنگاه به موضوعات مهم مثل رابطه دو کشور پرداخته شود. نکته ای که اين دو لابيست گفته اند دقيقا همان مطلبی است که سه سال پيش از آن، خود پارسی و نمازی در گزارش خود بآن آشاره کرده بودند. http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=64&Itemid=2 نگاهی به فعاليت های چهار سال گذشته اين شورا نشان ميدهد که چگونه کارمندان آن با چه سهولتی با اعضای کنگره ملاقات و تماس های حضوری و خصوصی داشته اند که البته اينگونه نشست ها بدون بهره برداری از يک شبکه لابی حرفه ای در بالاترين سطوح، امکان پذير نميباشد. بنابراين اولين خصوصيت لابی رژيم حضور لابيست های حرفه ای و تمام وقت آمريکائی در خدمت به اين شوراست. نکته مهم ديگری که لابی جديد را متمايز ميکند همان عنصری است که در گزارش پارسی و نمازی بآن اشاره شده که نفوذ در کنگره است. در آن گزارش به عملکرد لابی طرفدار اسرائيل و برگزاری سمينارها و نفوذ در کنکره در چهارچوب کارآموز يا منشی اشاره شده بود. وبسايت شورای پارسی، اين شيوه کار را بخوبی بازگو ميکند. به دو نمونه از دهها نمونه ای که در سايت شورای مذکور آمده است اشاره ميکنيم. مثلا فردی بنام نيوشا مروجی بتاريخ 15 ژانويه 2002 مقاله ای نوشته و تجربه خود در سنای آمريکا بعنوان منشی مطبوعاتی يک سناتور را بازگو ميکند و در پايان به خوانندگان سايت شورا توصيه های خود برای چگونگی ورود به کنگره را توضيح ميدهد: برای پبدا کردن عضو کنگره محل خود NIAC از . دهيد تقاضا page -1 از همان زمانی که در دبيرستان هستيد برای شغل کمک بگيريد. 2- درخواست حقوق نکنيد. ضمنا بجای تابستان که متقاضی زياد است در فصول ديگر تقاضای کار دهيد. 3- حرفه تماس NIAC ای بوده و پيگير باشيد. 4- اگر دانشجوی ايرانی آمريکائی و علاقمند بکار در کنگره هستيد لطفا با من از طريق بگيريد. بپردازد کار به حقوق دريافت بدون و تحصيل هنگام و تابستان غير فصل در ميتواند دانشجو يک چگونه که است باقی سوال جای مثال، اين در مهم نکته . ميکنيم نگاه ديگر نمونه يک به . است گرفته بعهده را افراد اينگونه مخارج زحمت تريتا شورای خود مگرآنکه . ميکند باز شورا بروی را ها درب همه که است آمريکائی لابی همان که ميشود شورا اين از که است بالائی های حمايت سحر نوروز زاده، چهارم نوامبر 2004 ، سايت شورا- بهمراه هنری واکسمن، عضو کنگره در يک نشست شرکت کردند تا برنامه جديد شورا يعنی NIAC اعضای هيئيت مديره و ديگر اعضای ميزبان ما بود و سالن CITIBANK فرستادن دانشجويان ايرانی بدرون سازمان های مطبوعاتی و سياسی آمريکا را راه اندازی کنند. بانک مهم خود را در اختيار ما قرار داده بود. واکسمن گفت که از برنامه شورا حمايت نموده و سفارش کانديداهای پيشنهادی ما را خواهد کرد." قابل توجه است که چگونه يکی از بزرگترين بانک های جهان، مرکز خود را سخاوتمندانه در اختيار تريتا پارسی گذاشته است. چه بسا يکی از شرکت های متعلق به اين بانک، ضمنا مشتری سيامک نمازی در تهران است. سايت شورا مجددا در 15 فوريه 2006 ، آگهی پذيرش کانديدای ايرانی جوان برای ورود به کنگره را در سايت خود درج کرده است. يکی ديگر از نکاتی که در گزارش سال 1999 تريتا پارسی و سيامک نمازی اشاره شده بود، کلاس های آموزشی لابی طرفدار اسرائيل و لزوم چنين کلاس هايی برای ايرانيان بود. دراينجا نيز شورای پارسی به اجرای آن پرداخته و دهها کلاس آموزشی در مورد شيوه های لابی گری تحت عنوان "روش های مشارکت در سيستم دموکراسی آمريکا"، برگزار نموده است. عکس زير تريتا پارسی را در يکی ازين کلاسها نشان ميدهد: The workshop was led by NIAC Board member Ali Golchin, Dokhi Fassihian (Executive Director) and Trita Parsi همانطور که مشاهده ميشود، شورای پارسی با بهره گيری از بهترين لابيست های آمريکا و با برخورداری از امکانات مالی نامحدود و حمايت های بيدريغی که از طرف کمپانی های طرفدار نزديکی به ايران نثار اين شورا شده است، لابی منظم و حرفه ای خود را پيش برده است. ولی ازآنجا که اين لابی ظاهرآ نماينده ايرانيان ساکن آمريکاست اين سوال اساسی يعنی همان جايگاه ايرانيان مقيم آمريکا در لابی جديد رژيم بی پاسخ مانده است. در گزارش مشترک پارسی و نمازی در سال 1999 ، به مشکل اصلی يعنی شکاف بين جامعه ايرانيان مقيم آمريکا و رژيم اشاره کرده و اعتراف کرده بود که: " بنابراين با وجود چنين مجموعه متخاصمی، نمی توان انتظار ايجاد يک گروه لابی در ميان آنان را داشت که بنفع کافی، يکی از بنيانگذاران شورای تريتا پارسی نيز درنامه ای به همين مشکل يعنی عدم حمايت ايرانيان مقيم حکومت کار کند." روی http://frontburner.dmagazine.com/archives/013069.html : آمريکا اشاره کرده و نوشته بود " ما چهار نفر بينانگذار اين شورا بمدت 9 ماه تلاش سختی کرديم تا اين سازمان راه افتاد و سراغ ايرانيان رفتيم ولی فهميديم که آنان بخاطر تجربه ای که قبل و بعد از انقلاب داشته اند نمی خواهند دراين زمينه فعال شوند. ايرانيان در زندگی خود در آمريکا موفق شده و وارد اين گونه کار ها نمی شوند." جديد سازماندهی در آمريکا مقيم ايرانيان جايگاه اگر به ادعاهای مسئولين شورای پارسی تکيه کنيم، اين شورا نماينده هزاران آمريکائی ايرانی تبار است که با استفاده از اين سازمان، برای نژاد، رئيس سابق دفتر حفاظت منافع ايران در واشنگتن که در ارتقاء موقعيت خويش در جامعه آمريکا به فعاليت مشغولند. به ادعای فتح گزارش قبلی اشاره شد، گويا شورای تريتا پارسی صاحب بيست هزار عضو است. دخی فصيحيان، مسئول اجرائی اين شورا در مصاحبه در 21 سپتامبر 2005 درج شده است مدعی گرديده که اين شورا با USINFO که در سايت Steve Holgate ای با يک خبرنگار بنام 200 سازمان ديگر مشغول بکار است. به گفته وی اين سازمانها برخی حرفه ای و بعضی فرهنگی است. بسياری از مطبوعات آمريکا نيز عموما همين برخورد را با شورا داشته اند که گويا اين تشکل در راس هرم يک مجموعه از سازمانهای عريض و طويلی قرار دارند که بدرستی نماينده ايرانيان مقيم آمريکا ميباشند. بمنظور بررسی اين ادعا نگاهی دقيق به برخی از اين سازمانهای ايرانی-آمريکائی مياندازيم. همانطور که گفتيم، پارسی از سال 1997 تا 2002 ، مدير اجرائی سازمانی بود بنام "ايرانيان برای علاء بوده است.. در سال 2003 ، محمد علاء، با انتشار يک طالبی و سپس محمد همکاری بين المللی" که رئيس آن تا سال 2000 بابک اعلاميه روی اينترنت، خبر خجسته اتحاد برخی از گروههای ايرانی را باطلاع هموطنان رساند: http://www.iranalliance.org/takeaction/news4903.htm ايرانی سازمانهای اتحاد "بيش از شش سال پيش، چند نفر از ايرانيان که در نقاط مختلف جهان زندگی ميکردند بکمک يکديگر سازمانی را بنيان نهادند که هدفش دفاع از حقوق ايرانيان و پايان دادن به تحريم های آمريکا عليه ايران بود. پس از تبادل ايميل برای يکی دو سال، اکثريت اين گروهها المللی" بنيان گذاشته شد. بين همکاری برای تصميم به ايجاد يک سازمان گرفته و در سال 1998 ، "ايرانيان درزير چتر اين سازمان به نتايج بسياری رسيديم ولی تحريم ها لغو نگرديد (سال 2001 ) که بدنبال آن، سازمانهای ديگری مثل "سازمان تبعيض" راه اندازی شد. آمريکائی" و همچنين تشکل "ضد ايرانيان ملی ايران"، "شورای فارس"، "ميراث خليج همچنين پيشنهادتی برای ايجاد سازمانهای ديگری نيز دريافت کرده ايم. بعنوان مثال، علاقه زيادی به دفاع از زبان فارسی يا هنر ايرانی وجود دارد. همچنين در مورد راه اندازی سازمانی برای حمايت از مجروحان شيميائی-بيولوژيکی ايرانی که درحين جنگ با عراق قربانی شده اند وجود دارد. بدنبال آن تصميم گرفتيم که يک سازمان مادر برای همه اين گروهها درست کنيم که اکنون با مسرت خبر تشکيل آنرا "بنام اتحاد سازمانهای www.iranalliance.org . ايرانی" اعلام ميکنيم با احترام، محمد علا، پرزيدنت سازمان "ايرانبان برای همکاری بين المللی" و عضو هيئت مديره دو سازمان "خليج فارس" و "ميراث ايران" نهم آوريل 2003 اولين نکته در رابطه با اين بيانيه، اهداف اين سازمان هاست که شامل مقولات مختلف مثل دفاع از خليج فارس و هنر و زبان ايرانی تا مجروحان شيميائی ميشود. همانطور که مشاهده ميشود، اين سازمانهای ريز و درشت به هر مسئله ای رسيدگی ميکنند بجز همان مشکل فصيحيان نيز فقط به سازمانهای حرفه ای و فرهنگی اشاره کرده بود. در حقيقت فرمول پيشنهادی پارسی و اصلی که خود رژيم است. دُخی نمازی در سال 1999 همان پرهيز از تمرکز روی مسائل سياسی و پيدا کردن مقولاتی است که فرا عقيدتی، ملی و غير سياسی باشد. بجای تمرکز همه ايرانيان بر عليه رژيم، وی پيشنهاد همه ايرانيان در کنار رژيم برای مقابله با دزدان نام خليج فارس و يا سارقان اموال موزه های ايران را ميدهد. اگرچه موضعگيريهای خود پارسی دقيقا و آشکارا بنفع رژيم ميباشد ولی در فعاليت های شورای مذکور سعی ميشود که هيچگاه کوچکترين اشاره ای به رژيم يا حمايت علنی از آن نگردد. نکته مهم اما، همان پوشالی بودن اين گروههاست. چطور ميتوان عده ای را برای شش سال حول مبارزه با تحريم ها گردهم آورد و بطور جدی به فعاليت پرداخت و ناگهان از سال 2002 ، از اين افراد خواست که از اين پس مشکل اصلی، دفاع از نام خليج فارس يا ميراث فرهنگی ايران زمين است. طبيعتا برای آندسته از کسانی که با حداقل کار سازمانی و سياسی آشنائی داشته باشند، بسيج افراد بدين ترتيب غيرعملی و ناممکن است. جالب اينجاست که پبشنهاداتی نيز برای دفاع از زبان فارسی، هنر ايران زمين و مجروحان شيميائی نيز دريافت شده که بايد سازمانهائی بدين منظور نيز راه انداخت. برای محمد علا و تريتا پارسی البته مشکلی بنام پيدا کردن عضو برای اين گروههای ريز و درشت وجود ندارد زيرا آنچنانکه در زير بآن اشاره ميکنيم، تمام اين تشکل ها اصولا وجود خارجی نداشته و در محمد علاء و چند نفر ديگر که بين اين سازمانها در گردشند خلاصه ميشود. سايت خود سازمان "اتحاد ايران" که گويا مادر همه اين تشکل هاست مجموعآ شامل سه خبر مربوط به سالهای 2003 و 2004 ميباشد. هيچ نشانی از فعاليت گروههای ياد شده در اعلاميه بالا روی سايت مزبور نيست. حال نگاهی به ديگر سازمانهای تشکيل دهنده اين اتحاد تاريخی مياندازيم. سازمان "خليج فارس" صاحب يک سايت به اين آدرس است: http://www.persiangulfonline.org/takeaction/pressreleases.htm فعاليت اين تشکل، دفاع از نام خليج فارس و مبارزه ای بی امان با سارقان اين نام تاريخی است. طبيعتا در ميدان واقعی چنين مبارزه ای، همه ايرانيان متحد و يکپارچه به دفاع از اين سرمايه ملی ميپردازند. اين دکان مارگيری که بخصوص از دو سال پيش رونق گرفت، بدرستی مورد تمجيد دفتر حفاظت منافع ايران در آمريکا نيز قرار گرفته بود. به خبر زير در سايت انجمن دوستداران ايران نگاه کنيد: "ملاقات با دکتر فرامرز فتح نژاد مسئول سابق دفتر حفاظت منافع ايران در آمريکا با آقای فتح نژاد ديدار کرد. دراين ديدار وی به 85.6.26 آقای دکتر احمد شمس دبير کل انجمن دوستداران ايران روز يکشنبه مورخ ارتباط با تشکل های ايرانيان خارج از کشور نيز تاکيد کرد و با اشاره به موفقيت های برخی از آنان از جمله انجمن ناياک اشاره نمود که مسئوليت آنرا بعهده دارد. وی موفق به جذب بيست هزار ايرانی گرديده است CNN پارسی مشاور مطبوعاتی يک جوان ايرانی بنام تريتا تا در جريان توطئه تغيير نام خليج فارس با پوشش خبری فراوان تاثير گذار باشد." البته معلوم نيست چرا فتح نژاد اين پيروزی تاريخی را به حساب شورای تريتا پارسی گذاشته و سازمان خليج فارس را از قلم انداخته است. نکته جالب در رابطه با بساط معرکه گيری پيرامون خليج فارس اين است که درست پس از راه اندازی اين تشکل، بحث خليج فارس بالا گرفت و تلويزيونهای لس آنجلسی که در وطن پرستی آنان ترديدی نيست ناگهان تب خليج فارس گرفته و سوژه جديد آنان خواننده قديمی "ابی" شد. برای ريشه يابی اين معرکه و پيدا کردن سرنخ اين داستان بهتر است فقط به خبری که در سايت "سازمان خليج فارس" درج شده نگاه کنيم: که در مارس 2003 در دانشگاه کاليفرنيا CIRA اعضای سازمان خليج فارس در بيست ويکمين نشست سالانه مرکز تحقيقات ايران » سيک درآن شرکت داشتند. برگزار شد شرکت نمودند. اين کنفرانس شامل بيست پانل مختلف بود که متخصصان خاورميانه منجمله گری علاء اعضای سازمان ما ازين فرصت برای معرفی تشکل خود استفاده کرده و همچنين در مصاحبه ای با يک راديوی محلی، محمد مشخصات آدرس وب سايت ما را اعلام نمود. روز 30 مارس، سه عضو شرکت کننده از طرف سازمان ما، سخنرانی کردند که با استقبال حضار روبرو شد. در طول پرسش و پاسخ، تعدادی پيشنهاد و نظر مفيد ارائه شد و بعضی از حضار به برخورد ما با خواننده "ابی" اعتراض داشتند و گفتند که وی اولين کسی بود که ترانه خليج فارس را خوانده بود. يکی از حضار نيز توضيح داد که در قرار داد ابی درج شده بود که آهنگ خليج فارس را در دوبی نخواند و او مقصر نيست. پس از جلسه، ما خودمان موضوع ابی را به بحث گذاشتيم و بمدتی طولانی در مورد وی به صحبت پرداختيم و تصميم گرفته شد که اين اعلاميه را صادر کنيم: "بخاطر ماهيت وطن پرستانه آهنگ خليج فارس و تاثير آن بر مردم، « هيئت مديره سازمان خليج فارس معتقد است که هموطنان بايد خودشان بطور شخصی در مورد "ابی" تصمصم بگيرند. که Persian Gulf Task Force " فارس خليج ويژه بتاريخ 22 مه 2003 ، سازمان خليج فارس با مسرت فراوان اعلام نمود که "نيروی معلوم نيست از چه زمانی اين نام را برگزيده است، سايت جديدی راه اندازی کرده است که آدرس آن در اختيار هموطنان قرار ميگيرد: http://www.persiangulfonline.org/ اين سايت را نيز هنگام نگارش اين گزارش مجددا چک کرديم. شامل چند خبری بود که آخرين آن به يکسال پيش برميگشت. دراين سايت البته اقدامات تاريخی اعضای اين سازمان نيز ذکر شده است. از هشت اقدامی که نامبرده شده، دو تای آن به سفر چند نفر از اين افراد به ايران و ديدار با مقامات خليج دوست در تهران مربوط ميشود. است که به گفته محمد علاء اين سازمان نيز Iran Heritage يکی ديگر از سازمانهای تشکيل دهنده اين اتحاد تاريخی، "ميراث ايرانی" يا پس از شکست در لغو تحريم ها در سال 2001 ، از درون سازمان "ايرانيان برای همکاری بين المللی" بوجود آمده است. دراينمورد نيز گفته علا با آنچه در وبسايت خود اين تشکل نوشته شده مطابقت ندارد زيرا به گفته گردانندگان "ميراث ايرانی" اين تشکل در سال 2000 ميباشد که از زمان تاسيس تا کنون شامل هشت مطلب /http://www.iran-heritage.org درست شده است. سايت اين سازمان به آدرس است که هيچ ربطی به فعاليت اين سازمان نداشته و معلوم نيست که اصولا وظيفه و هدف اين تشکل از چه قرار است و در شش سال گذشته چه کرده اند. سازمان ديگری که در اعلاميه مربوط به اتحاد سازمانهای ايرانی بآن اشاره شده، "سازمان مبارزه با تبعيض عليه ايرانيان" با اين آدرس محمد علا در بيانيه تاريخی خود مدعی شده بود که سازمان ضد تبعيض پس از آنکه /http://www.beonthebox.com/PWC : است تحريم ها در سال 2001 تمديد شد، از دل سازمان "ايرانيان برای همکاری بين المللی" بيرون آمد. بنابراين بايد سال تاسيس اين سازمان از 2001 ببعد باشد. در سايت رسمی سازمان ضد تبعيض و در بخش مربوط به تاريخچه اين سازمان به روشنی ذکر شده است که تاسيس اين سازمان در سال 1999 بوده و اصليت اين سازمان نيز به سال 1997 بر ميگردد. حواس پرتی محمد علاء بخوبی قابل توضيح است زيرا اين سازمان ها اساسآ وجود خارجی ندارند و پوششی برای همان چند نفری است که دور و بر تريتا پارسی جمع شده اند. دروغ محمد علاء در مورد تاسيس سازمان "ايرانيان برای همکاری بين المللی" که گويا وی پرزيدنت آن ميباشد نيز واضع است. وی مدعی است که برخی از ايرانيان پس از يکی دو سال تبادل ايميل، در سال 1998 اين سازمان را تاسيس نموده اند. در حاليکه تريتا پارسی در اعلاميه اکتبر 1997 در سايت ايرانيان، تاريخ تاسيس آنرا 1997 دانسته است، چگونه ميتوان پرزيدنت يک سازمان بود و تاريخ تاسيس آنرا ندانست؟ برای درک بهتر اين سازمانهای ريز و درشت که همان مجموعه 200 سازمان مورد ادعای دخی فصيحيان است؛ نگاهی گذرا به اعضای اين سازمانها ميکنيم که چگونه يکنفر در يک زمان عضو چند گروه است. در بررسی ما از تمام گروهها و افراد وابسته به اين تشکل ها، مجموعآ به رقمی حدود 100 نام بعنوان اعضای آنها رسيده ايم. از اين ميان، تعدادی بعنوان گردانندگان اصلی وجود دارند که اين افراد در اکثر اين سازمانها در حال گردشند. بعنوان مثال همانطور که ذکر شد، "محمد علاء" پرزيدنت يک سازمان و عضو هيئت مديره دو تای ديگر است. ضمنا وی عضو هيئت نيز هست که در سال 2005 تاسيس گرديده است. يکی ديگر ازاين افراد "محمد نواب" CASMII مشاوره سازمان ضد جنگ رژيم بنام است. وی نيز از اولين اعضای سازمان "ايرانيان برای همکاری بين المللی"، سپس عضو اصلی شورای تريتا پارسی، عضو مديريت نفر دوم سازمان پارسی است که ضمنا عضو هيئت Alex Patico است. نفر ديگر CASMII سازمان ضد تبعيض و بعد عضو مديريت سازمان خليج فارس و سازمان ضد تبعيض است. ،CASMII نيز هست. "شهرام مسترشد" عضو مديريت سه گروه CASMII مديره جواد فخار زاده" است که ضمنا بنيانگذار و مدير سازمان خليج فارس نيز ميباشد. " CASMII يکی ديگر از اعضای مديريت سازمان ضد تبعيض نيز که محمد علاء در بيانيه تاريخی خود در مورد اتحاد سازمانهای ايرانی به آن اشاره کرده است قابل توجه ميباشد. بود که از زمان دقيق ناپديد شدن اين World PAC گرداننده اصلی اين تشکل "مژگان مجاب" است. وی قبلا رئيس سازمان ديگری بنام است که به ادعای سايت آن، گويا از يکی Persian Watch Center سازمان خبری نداريم. بهرصورت، نام اين سازمان ضد تبعيض است که گويا در 1997 راه اندازی شده بود و ديگری همان Persian Watch Cat شدن دو سازمان ديگر بوجود آمده که يکی بنام است. يعنی مژگان خانم، در عرض چند سال رئيس چهار سازمان American Iranian Anti-Discrimination Center سازمان مختلف بوده که تمام فعاليت آن نيز چند اعلاميه و مصاحبه در کنار تريتا پارسی و محمد علاء بوده است. اگر شورای امير احمدی را وارد اين بررسی کنيم پس از يک سرگيجه از اسامی تکراری در سازمانهای موازی، به پوشالی بودن بيشتر اين سازمانها پی خواهيم برد. پس از فروکش کردن بازار اين شورا که بدنبال تمديد لايحه تحريم ها در سال 2001 بوقوع پيوست، افراد يا "کميته فعاليت سياسی IAPAC ايرانی اين سازمان شروع به تاسيس تشکل های ديگر کردند که در بالا به يک مورد آن اشاره کرديم که ايرانيان-آمريکائی" است که هر سه عضو اصلی آن از افراد سابق شورای اميراحمدی ميباشند. آنچه بيشتر به واقعيت نزديک است، محدوديت و انزوای شورای پارسی و شبکه لابی رژيم در ميان جامعه ايرانيان در آمريکاست. عليرغم پرهيز از ورود به مقولات سياسی، اين شبکه تنها با استخدام کادرهای حرفه ای و با استفاده از حمايت های شرکت های طرفدار ايران و با بکارگيری از منابع مالی نامحدوی که رژيم در اختيار آنان گذاشته است، توانسته خود را تحت عنوان نمايندگان جامعه ايرانيان مقيم امريکا، در برخی محافل سياسی جا بزند. با آغاز سال 2007 ، کل مجموعه شبکه رژيم در آمريکا در کادر مبارزه با جنگ و تحريم بسيج گرديد. در چند بار تظاهراتی که مجموعه اين سازمانها با استفاده از فضای بين المللی موجود برگزار نمودند، به اعتراف خود گردانندگان آن، جمعيتی حدود 150 نفر شرکت کردند. در قسمت بعدی اين گزارش که لابی ضد جنگ رژيم مورد بررسی قرار ميگيرد، باين مسئله بطور دقيق تر رسيدگی خواهيم نمود. ... دارد ادامه جنگ ضد جهانی جنبش و رژيم لابی : بعدی بخش ------------------------------------------------------ بخش های قبلی در آدرس های زير قابل دسترسی ميباشند: * گزارش اوليه (دو لينک نمونه): http://www.gozareshgar.com/fileadmin/goz_uploads/IranLobby.doc http://web.peykeiran.com/new/articles/article_body.aspx?ID=10174 : ) دو لينک نمونه ( بخش اول - گزارش نهايی * http://www.sedaye-ma.org/web/show_article.php?file=src/siasat/hassandai_030807.htm http://www.asre-nou.net/1385/esfand/15/m-daii.html |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |