| ایران سزاوار آن نیست که به خاک و خون کشیده شود ! /ایران ب ب ب | ||
| [دیدگاه] بخود آییم پیش از آنکه زمان آن را نیز از دست بدهیم! راه برون رفت از ناکارآمدی این سالهامان، همبستگی همه نیروهای سیاسی و تشکیل پارلمان و دولت در تبعید است که در شرایط بسیار حساس کنونی هم ضروریست و هم اجتناب ناپذیر! ایران سزاوار آن نیست که به خاک و خون کشیده شود ! گیل آوایی بخود آییم پیش از آنکه زمان آن را نیز از دست بدهیم! راه برون رفت از ناکارآمدی این سالهامان، همبستگی همه نیروهای سیاسی و تشکیل پارلمان و دولت در تبعید است که در شرایط بسیار حساس کنونی هم ضروریست و هم اجتناب ناپذیر! بدنبال نوشتارهای اخیرم بویژه در زمینه ضرورت تشکیل پارلمان و دولت در تبعید تماسها و برخوردها و پشتیبانیها و مصاحبه هایی داشته ام که برآنم داشت تا بار دیگر به این موضوع بسیار مهم و حساس که درعین حال ضروری ترین اقدام همگانی نیروهای سیاسی مخالف حکومت اسلامی است، بپردازم. عمده ترین نکته مورد اشاره و بعضا انتقاد آمیز، کنارهم قرار گرفتن و همبستگی نیروهای سیاسی ناهمگون در تشکیل پارلمان و دولت در تبعید مطرح شده، بوده و برای بسیارانی هنوز چنین است. اتکاء همیشگی من در این راستا اصل دمکراتیک و احترام به مخالف است و نیز باور داشتن و پذیرفتن موجودیت نیروهای سیاسی مخالف که در همین چارچوب تحمل آنان و نیز تحمل ما از سوی آنان یک اصل غیرقابل انکار است اگر به دمکراسی و آزادی آراء در یک کلام پولورالیسم اعتقاد داریم و پای بندیم. واقعیت سیاسی جامعه ما بگونه ایست که ناگزیر از همبستگی نیروهای ناهمگون در شرایط کنونی هستیم و هیچ راه برون رفتی نیست مگر بانتظار بنشینیم و شرایط دلخواه را آرزو کنیم و شعار دهیم. اما در گیر و دار این انتظار و شعار و آرزو، دو مسئولیت بزرگ را نادیده گرفته و عمل نمی کنیم: 1- مسئولیت در مقابل مردمی که بی هیچ شبهه ای عاشقانه و فداکارانه برایشان می جنگیم، در وضعیت بسیار وحشتناک واسفباری قرار گرفته اند که این وضعیت نه تنها از نظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به مفهوم واقعی کلمه قربانیان هر روزه حاکمیت جنایتکار اسلامی اند بلکه بلحاظ سیاسی نیز قربانی فریبکارانی از نوع خاتمی ها و گنجی ها و سروشها و کروبی ها و رفسنجانی ها وحجاریان ها و کدیورها و یزدی هاو....و.... بدلیل خلاء نیروی فراگیر کارآمد سیاسی اند. 2- مسئولیت در مقابل آینده تیره و تاری که از سوی نیروهای بیگانه رقم زده می شود و باید نیروی سیاسی جایگزین به هر قیمت شکل گیرد تا هم در وضعیت داخلی و هم بین المللی قد علم نماید. حال ترکیب نیروهای سیاسی و خواستگاهها و چند و چون گذشته آنان و نیز لاس زدنهای برخی چه با دشمن داخلی(جناحهای سگ زرد و شغال حاکمیت اسلامی ) و چه با نیروهای بیگانه ( امریکا و در یک کلام غرب )، شرایط همبستگی و تشکیل پارلمان و دولت در تبعید را زیر سوال می برد. در ترکیبی با این مشخصه ها، چگونه باید به یک پارلمان و دولت در تبعید سامان داد؟ اصولا چنین اقدامی انجام شدنی است؟ همانطوری که بسیاری در فاصله انتشار نوشتارهای اینجانب بنوعی مطرح کرده اند، پیش تر اقدامات زیادی برای رسیدن به این مهم صورت گرفته که نمونه های لندن، پاریس و حتی نمونه هایی از سوی مجاهدین خلق بنام شورای ملی مقاومت و دولت موقت و حتی گزینش خودبخودی ریاست جمهورش و نمونه اخیرش جمهوری خواهان و طیف دمکرات و لاییک آن، تجربه شده اما با همه این کنش ها، واکنش درخوری که مسیر آینده را از آن که بر ما رفت و می رود، متحول و دگرگون نماید، پیش نیامده است و در ناکارآمدی گرفتار شدند.پس چرا و چگونه کاری آزموده شده را دوباره بیازماییم!؟ در پاسخ باید به چند نکته اشاره نمود تا تشکیل پارلمان و دولت در تبعید مورد اشاره این قلم را باز شناسانم: نخستین راز نهفته ی کنشهای نامبرده که ناکارآمدیش را سبب شده، به باور من، مواضع اصولی و استراتژیکی در برنامه هاشان ناگفته و نادیده و ناروشن گذاشته شده است که تردید و سوالهای زیادی را در زمینه آن برانگیخته است. مثلا" مجاهدین خلق با همه زیر مجموعه هایش از نوع شورا و دولت موقت، موضع روشنی در مقابل ایدولوژی کل مجموعه اش که اسلام است را بطور روشن از سیاست جدا نکرده و با توجه به کلیت حاکم بر همه مجموعه مجاهدین، بیم آن بطور جدی مطرح است که اسلامی سیاسی را دوباره گرفتار آییم و دیگر اینکه موضع روشنی در مقابل گرایشهای تاکنونی اش که همگان شاهد بوده و هستیم را درگیر نشویم و مهمتر اینکه خویشتن را رهبری بلامنازع مبارزه با حکومت اسلامی دانستن که خود نوعی انکار دمکراسی است و نمونه دیگر را هم اگر بخواهیم نام بریم نیروهای جبهه ملی و تاحدی همسوهای طبقاتی و سیاسی اش که دچار چند پاره گی و عدم حضور عینی در پهنه مبارزه و بسنده کردن به اطلاعیه و امثال آن است و جمهوری خواهان از نوع باز ( پوپولیستی یا دمکرات و لاییک اش هم) بدلایل مختلف که در درون برخوردها و برنامه های اعلام شده و پیگیری های محفلی و بخشنامه ای دچار ناکارآمدیست اگر چه همین جریان با سرعت بخشیدن به کارها و پیگیری و ایجاد ارتباط گسترده تر می تواند تاثیر مهمی بر روند کنونی ناکارآمدی سیاسی داشته باشد. نیروهای دیگری که در راستای همبستگی و کارمشترک گام برداشته اند نیز بنوعی درگیر مسایلی از طرح و برنامه و تنگ نظری دچار مشکلاتی شدند که همه شاهد بوده ایم. اما بحث اصلی من در اینجا پرداختن به گذشته نبوده و نیست. در واقع براساس حساسیت شرایط و تغییر وضعیت سیاسی در منطقه و نیز موقعیت حکومت اسلامی در جهان از یک سو و برخورد حاد تر و یک صدا ترغرب با حکومت اسلامی است. در گذشته نزدیک تا کنون هیچگاه موضع جهانی علیه حاکمیت اسلامی بگونه ای نبوده که اکنون است و از طرفی علیرغم فشار و خفقان و سرکوب علنی و همه جانبه حاکمیت اسلامی در داخل، خیزشها و اعتراضات مردمی رو بفزونی گذاشته و بحران داخلی بگونه ایست که حتی بیش از بحران های خارجی، حکومت اسلامی را تهدید می کند و حتی از این زاویه هم نباید تردید نمود که غرب بخواهد با حکومتی براستی ملی و دمکراتیک در ایران کنار بیاید! چه اگر چنین وضعیتی را مسجل بداند یا ببیند بنوعی در انحراف آن یا به تاخیرانداختن آن خواهد کوشید. منظور این است که اگر فشارهای داخلی تهاجمی تر و سازمان یافته تر و هدفمندتر نسج گیرد و پیش رود، پر بیراهه نیست که غرب به نوعی با حاکمیت اسلامی کنار آید و با اصل تاکتیکی حکومت اسلامی که جامعه را به مرگ می گیرد تا به تب رضایت دهد، خود نیز در شرایطی از آن دست قرار گیرد، طبیعی است که به تب رضایت خواهد داد. تنها گزینش پیش رو تا جایی که منافع ملی و مردم ما ایجاب می کند، خیزشها و اعتراضات کنونی باید توسط نیروهای سیاسی مورد یاری و هدایت و سازمان دهی قرار گیرد و بتواند در مقابل هر دو نیروی ضد مردمی مقابله کند. اما اگر نیروهای سیاسی مخالف چنان نکنند که باید بکنند و مردم نیز چنان هدفمند به اعتراض و خیزش خویش نپردازند که لازمه زمان کنونشان است، حکومت اسلامی در بازی باخته ای که گرفتار است ناگزیر از تن دادن به درگیری نظامی با غرب است که در آن صورت اگر چه خونبارتر اما کناررفتی است و بجای آن حاکمیتی بر سر کا خواهد آمد که در بستری از خون و بحران و ترور و ناامنی از نوع همانانی که در عراق و افغانستان شاهدیم خواهیم بود اگر چه ایران ساختار اجتماعی و فرهنگی متفاوتی از این دو کشور دارد اما کابوسی که برای ایران توسط نیروهای غرب در نظر گرفته شده بمراتب دهشتناک تر از این دو کشور خواهد بود. با چنین وضعیتی و شرایط بسیار حساس کنونی حداقل دو دلیل بزرگ برای ایجاد همبستگی و تشکیل پارلمان و دولت در تبعید را ضروری می سازد: - خلا موجود رهبری خیزشهای مردمی در ایران و بی پناهی مردمی که در میان نیرنگهای هزار رنگ حکومت اسلامی گرفتارند و علیرغم سرکوبها و خفقان ها و فشارهای لجام گسیخته حکومت اسلامی، مردم بجان آمده به میدان آمده اند و هر روز شاهد این اعتراضات و گسترش آن ها هستیم که آمادگی ستیز با حکومت اسلامی را بدون بیم و تردید و محافظه کاری زمان نه چندان دور گذشته، را دارند وبشدت به رهبری و سازماندهی نیاز دارند و این نیز بر بسیارانی از آنان مسجل شده است و پذیرفتنی - خطر جنگ و افتادن کلیه گزینه ها در اختیار نیروهای بیگانه که ورود به معادله قدرت در چنان شرایطی غیرممکن اگر نباشد، چنان آسان نیز نخواهد بود مگر کارزای گونه تن به چنان حضورسیاسی داده شود! که به باور من تنها دنباله روی ماجراها خواهیم بود تازه اگر بخواهیم به هرروی حضوری در روند سیاسی اجتماعی اش داشته باشیم. بنابراین شرایط بحرانی و مردم بجان آمده در داخل و موقعیت حکومت اسلامی در جهان بگونه ایست که هیچگاه تاکنون چنین شرایط بلحاظ داخلی و بین المللی همزمان پیش نیامده بود. همه این نشانه ها خبراز لحظه سرنوشت ساز میهن ما می دهد و سرنگونی حکومت اسلامی که مسئولیت نیروهای سیاسی را به روشنی آفتاب هشدار می دهد. بی هیچ تردیدی باید گفت همه نیروهای سیاسی تا کنون با چنگ و دندان حتی، تواسته اند تا کنون علیرغم همه پیچیدگی و نشیب و فرازها حضور اوپوزوسیون ایرانی را معنا بخشیدند اما شرایط کنونی را اگر بدرستی در نیابیم، اشتباه بسیار سرنوشت سازی را مرتکب خواهیم شد. زمان اما و اگر و شاید وبا دست کش سفید انقلاب کردن نیست. زمان توافق بر سر حداقلهاییست که یک هم بستگی فراگیر را شکل دهد به هر قیمتی که باشد و به هر امکانی! همه آنانی که توان هر گامی را به هرشکلی دارند باید به میدان آیند و همبستگی مورد نیاز را واقعیت بخشند. باید به یک هویت واقعی اوپوزوسیون فراگیر دست یابیم و این دست نخواهد داد مگر در چارچوب پارلمان فراگیر در تبعید عمل نماییم که هر بینش یا جریان سیاسی بصورت فراکسیون دیدگاه و خط و برنامه خود در آن حضور داشته باشد. همبستگی فراکسیونی این نیروها هم در چاچوب پارلمان عملی است. تنها لازمه این کار بیرون آمدن از مغاک تنگ نظری و خود محوری است. هیچ کس بتنهایی قادر به رهبری و سازمان دهی و جذب و هدایت توده مردم در شرایط کنونی با ساختار موضعی هر نیروی سیاسی خاص نیست. هیچ نیرویی نمی تواند چنین کند مگر در یک خودفریبی و خواب و خیال بیمارگونه دچار شده باشد. بنابراین با هر شرح و وصف و ایه و دلیلی، ضرورت با هم کنار آمدن وبرداشتن گام مشترک است. چه بخواهیم و چه نخواهیم، حکم ضرورتیست که در شرایط کنونی به هزار زبان در سخن است! در پرانتز نکته ای را اشاره کنم که اگر پتانسیل کنار آمدن با جانیانی از نوع صدام حسین و در مقطعی به هردلیل! پذیرش رهبری جانیانی از نوع خمینی! و همسویی و در نوبت تحویل گرفتنشان از سوی سیا و پنتاگون و کاخ سفید! در نیروهای سیاسی ایرانیست! صد درصد پتانسیل همبستگی همین نیروها با یکدیگر وجود دارد. تنها لازمه این کار صداقت مبارزاتی و پایبندی عملی به آنچه است که شعارش را داده و می دهند! میهن ما سزاوار آن نیست که بدست جانیان حکومت اسلامی به خاک و خون کشیده شود! ننگ و تحقیر و اهانت همین بس که میدان را به مشتی آخوند خرافه مست باخته ایم. این ننگ را با شرافت و صداقت ملی و میهنی خویش بشوییم!اگر دیروز به هردلیل اشتباه کرده ایم! اشتباه امروز ما خیانت است! همه با هم برخیزیم. با مهر گیل آوایی gilaavai@yahoo.com 10مه2007 |
||
|
| با توجه به مسدود بودن سایت در ایران ،می توانید خبر را به بخش مشروح خبر نیز انتقال دهید . |
| توسط آشیل در تاریخ ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ۰۴:۳۰ ب.ظ |
| آزاده گرامی چرا موضوع دستهی خبر را در لینک های ارسالی مشخص نمیکنید؟ |
| توسط آشیل در تاریخ ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ۰۴:۲۱ ب.ظ |
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |