English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


پلی تکنیک ، قلب تپنده آزادی خواهی / ادوار نیوز
[سیاسی] نمی دانم چه حسی دارم . گزمگان بی‌شرف استبداد، اینک بیش از پیش خود را به عنوان تبلور قساوت ، بی‌د‌اد و بی‌شرمی به جهانیان عرضه می‌کنند تا نشان دهند ...

البرز زاهدی
نمی دانم چه حسی دارم . گزمگان بی شرف استبداد ، اینک بیش از پیش خود را به عنوان تبلور قساوت ، بیداد و بی شرمی به جهانیان عرضه می کنند تا نشان دهند حاکمیتی که داعیه ارزش های والای انسانی و دینی را با خود حمل می کند برای سرکوب مخالفینش تا چه اندازه بی اخلاق و بی رحم می شود و امروز در نزد ما ، عملگان مزدور و بی همه چیزش تا چه اندازه ، وقیح جلوه می کنند . آن چه روی می دهد انحطاط اخلاقی داعیه داران فضیلت و اخلق انسانی است . از تجاوز به خواهران ما در کرمانشاه، از جعل لوگوی نشریات دانشجویان مستقل و آزادی خواه و توهین به مقدسات ملت ایران ، از ضرب و شتم برادران ما در لرستان ، از توهین به اساتید بزرگ ما و صدور حکم اعدام برای آنها ، تنها یک چیز را می توان فهمید و آن اینکه عده ای فرعون وار ، در تقلای خفه کردن بانگ ما در نطفه ، به سر می برند . درد آور است که اخلاق برای رسیدن به اهداف سیاسی باید آنقدر بی مایه و ناچیز شود ، که مرده شورها هم برای این مرده زاری کنند .
اما ما هیچ کدام با تمام خشمی که در خویشتن پرورانده ایم ، شجاعت آن را نداشته ایم تا در صفوفی منظم این مه وقاحت و بی شرمی را بر سیمای کریح مزدوران خوار استبداد ، قی کنیم . ما ساکت نشسته ایم به خواندن اخبار بسنده می کنیم . اوج شجاعت ما پناه بردن به قلم است و ابراز تاسف کردن از خوابی که برایمان دیده اند . این ما ، تنها شامل یک دسته نمی شود و آن دسته ، همکلاسیهای شجاع دل ما هستند در دانشگاه پلی تکنیک ، تبلور آزادی خواهی جنبش دانشجویی .
از همان روزی که عده ای در صدد تعبیر کردن کابوس شوم انقلاب ضد فرهنگی مجدد را در دستور کار قرار دادند و از طریق به بازی گرفتن مقدساتی که خود بیش از همه داعیه حراست از آن را دارند ، دور تازه این بازی شوم آغاز شد و اگر همت بلند و انسجام و شجاعت مثال زدنی دختران و پسران پلی تکنیکی نبود ، معلوم نبود که آیا امروز ، ما اینگونه بودیم که اکنون هستیم یا خیر؟! امروز اگر چه تا این لحظه ، بیش از چنج تن از دلاوران آزادی خواه پلی تکنیکی روانه بیدادگاه های استالینیستی حاکمیت پلیسی گشته اند اما آنچه در امیرکبیر می گذرد ، نه رقص بنیادگرایان بی شرم و بی اخلاق تاریخ مصرف گذشته در صحن دانشگاه است که حضور انجمنی مستقل ، دانشجویی و آزادی خواه است که با آرای بیش از هزار و پانصد دانشجو تشکیل شده است . آنچه در این وانفسای جهنمی ، جنبش دانشجویی باید از پلی تکنیک بیاموزد ، چنین است :
1 ) انسجام و انحاد ، تنها از طریق حذف درگیری های پوچ بی حاصل ، دوری نمودن از ایدئولوژیهای دست و پا گیر و مصرف گذشته است . پر رنگ کردن دعواهای عقیدتی و خط کشی کردنهای مکرر وزاید ، نتیجه ای جز ایجاد پراکندگی ، و ضعف بیشتر جنبش دانشجویی آن هم در دوران رکود این جنبش نخواهد داشت . باید بر هویت دانشجویی و هویت تاریخی دانشجو که همانا ستیز با استبداد است ، تکیه نمود . تنها بر سر یک چیز می باید متحد شویم و آن ، دموکراسی خواهی و حاکمیت آزادی است .
در امیر کبیر ، نه خبری از بیرقهای سرخ رنگ است و نه خبری از عافیت طلبی های شبه روشنفکری اصلاح طلبانه . دانشجویان دست در دست هم و سرود خوانان به پیش می تازند و تنها دستی که پس می زنند ، دست کثیف بنیاد گراییست . بی شک مهمترین چیز ، برای هر انسان که در حوزه عمومی دست به عملی می زند ، جهان بینی و هویتی مشخص است . هویتی که هر کنشگر ، معنای کنشهایش را از آن می گیرد . اما در وضعیتی که اژدهای بنیاد گرایی دهانش را گشو ده است و قصد بلعیدن تمامی آنچه نمی خواهد را دارد ، نباید همچون این آزدها ، دیگر اندیشان را بلعید و آنان را از عرصه حذف کرد . بلکه باید به فکر تعاملی سازنده با آنان بود .
2 ) در این لحظه است که استبداد ، با سپاه سیاه رنگش ، شمشیر به دست به ما نزدیک می شود و در همین لحظه باید لباس رزم پوشید . اولین چیزی که باید نابود شود ، ترس است و بز دلی . عافیت طلبی است و خوش نشینی ، که ما را نجنگیده طعمه شمشیرهای آخته استبداد می کند . . باید فهمید که ترس ، بی عملی می زاید و بی عملی تنها اسباب مرگ زودرس فریادهای ما را فراهم می آورد . یک بار برای همیشه ، باید ایستاد ، فریاد زد ، و مشتها را گره کرد . یک بار برای همیشه ، باید با ایمانی راسخ به فردایی بهتر ، پیه زخم شمشیر خونین سپاه تیره استبداد و ارتجاع را به تن مالید .
3 ) برای هر حرکت تاثیر گذار سیاسی در دانشگاه ، ما نیازمند حضور پر رنگ همه معتقدین به آزادی و متنفرین از استبداد هستیم . آنچه واضح است ، تعداد چشم گیر این دانشجویان در تمامی دانشگاه های کشور است . اما آنچه باعث امتناع شکل گیری چنین اتحادی میان دانشجویان می شود ، نبود کار تشکیلاتی و سازمان یافته است . برای ایجاد تشکیلات و سازماندهی تمامی نیروها ، نیازمند حفظ و تقویت تشکلهای موجود هستیم . باید با چنگ و دندان از دفاتر انجمنهای اسلامی دفاع کرد و کار کردن بدون بودجه و رسمیت قانونی از طرف دانشگاه را آموخت . باید سعی کرد مشروعیت انجمنهای اسلامی را به عنوان تنها نهادهای موجود در دانشگاه که هویتی دانشجویی دارند ، دانشجویی کرد و دانشجویان را در اداره این نهادها بیش از قبل بازی داد .
4 ) در آخر ، می توان چه درسی از پلی تکنیکیهای دلاور گرفت جر پایداری و پشتکار . پایداری در هدف ، مهمترین عامل برای نزدیک شدن به آن است . باید مور وار ، از دیوارهای بتنی و سخت عبور کرد تا به سر کنزل مقصود رسید . باید یاد گرفت که اگر سلاح استبداد ، سرکوب است و زندان و شکنجه ، سلاح ما حقانیت ماست . ما پیروز می شویم ، چرا که زمان بزرگترین یاور حقیقت است . میدان خالی کردن ، منفعل شدن و پا پس کشیدن ، همین چیزی است که برادران ارتجاع ، می طلبند . سالهاست ، زندان رفتن فضیلت بزرگ مردمان این دیار بوده است . باید هزینه دادن را یاد گرفت و به دیگران هم آموخت .

اضافه شده توسط بابک | ۱۷:۱۹ ۸۶/۲/۲۲



سلام دوست من آزادي تنها كلمه اي است كه در تمام فرهنگها عزيز است انقدر عزيز پر بهائ ترين يعني جان را به راحتي برايش فدا ميكند ودموكراسي وحقوق بشر حاصل آن جاندادن...
توسط ghasem در تاریخ ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۶ ۰۸:۴۸ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر