English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


تأثیرگزارها / سرزمین آفتاب
[نگاه] طفولیت - دوست کلاس اول‌، دوم و سوم‌ دبستان‌ام، ساقی، ناکس‌ترین و بدذات‌ترین موجودات هفت، هشت و نه ساله‌ی روی زمین بود. سه سال آزگار به عناوین مختلف آزارم داد و هر چه مادر و پدر به گوش‌ام خواندند که این بچه با این ذات ناجور به درد دوستی نمی‌خورد داخل کت‌ام نرفت که نرفت.

این‌جانب بازی‌های وب‌لا‌‌گی را بسی دوست می‌دارم و کلی خوش‌ به حال شدم وقتی دو دوست نازنین من رو هم به بازی دعوت کردند. پست امروز بنا بر دعوت مینو‌ی عزیزم نوشته شده. در مورد آرزوها هم که روزمره‌نگار عزیزم دعوت کرده بعد می‌نویسم. اتفاقات و آدم‌های تأثیرگزار تو زندگی‌ام کم نبوده و نیستند ولی اساسی‌ترین‌‌شان این‌هایند:

طفولیت - دوست کلاس اول‌، دوم و سوم‌ دبستان‌ام، ساقی، ناکس‌ترین و بدذات‌ترین موجودات هفت، هشت و نه ساله‌ی روی زمین بود. سه سال آزگار به عناوین مختلف آزارم داد و هر چه مادر و پدر به گوش‌ام خواندند که این بچه با این ذات ناجور به درد دوستی نمی‌خورد داخل کت‌ام نرفت که نرفت. آخر سال سوم خودم به خباثت‌اش ایمان آوردم. این دوستی زجرآور سه ساله باعث شد رفاقت را یاد بگیرم و در حد همان بچه‌ای که بودم آدم بودن و آدم ماندن را.

مهاجرت - دور شدن از وطن، خانه و خانواده در سن طفولیت برای بچه‌ای که برای‌اش همه‌چیز مهیا بود و حتی برای رد شدن از خیابان دست‌اش را می‌گرفتند ... هرگز تاکسی سوار نشده و به دلیل داشتن راننده، مستخدم و امکانات دیگر مسئول هیچ‌‌چیز و هیچ‌کس من جمله خودش نبوده. مهاجرت برای‌ام یک انقلاب شخصی بود. با سن کم یاد گرفتم با تنهائی، غربت و افسردگی کنار بیایم و گلیم خودم را از آب بیرون بکشم. کاراکتر اجتماعی امروز و استقلال سالیان بعد را در این دوری زودرس از خانه و خانواده اندوختم.

انقلاب ایران - با این‌که از پیش از انقلاب باقی‌مانده‌ی طفولیت‌ام را خارج از ایران گذراندم ولی وقوع انقلاب مسیر زندگی من و خانواده‌ام را تغییر داد. در بحبوحه‌ی نوجوانی در جهت کمک به خانواده سر پای خودم ایستادم و در کنار تحصیل کار کردم. آبدیده‌گی فولاد وجودم صد در صد متأثر از انقلاب ایران بوده و هست.

ازدواج - آشنائی و زندگی مشترک با کس‌ای که به‌تر و انسان‌تر از او تا به امروز نشناخته‌ام. تمامیت، رفاقت، اعتماد، مهربانی و ثبوت قدم‌اش در تمام مراحل زندگی‌ مشترک الهام‌بخش‌ام بوده، چه در زندگی شخصی و چه اجتماعی. کس‌ای که خندیدن و خنداندن‌ را از او آموختم.

مادر شدن - تجربه‌ای که فروتنی و تواضع را به من آموخت و رقیق اما مستحکم بودن را.

چهل سالگی - نقطه‌ی عطف‌ای که تمام و کمال من را به من هدیه داد. روزی که تصمیم گرفتم دیگر خود خودم باشم و هیچ‌ زمان، حتی یک ثانیه، چشم از قطب، از ایده‌آل‌ام، برندارم. روزی که فهمیدم به راستی زیبا هستم.

از شراگیم، مهشید، ندا، لنا، شبنم، پری دریائی، سولوژن، موناهیتا، افروز، نیکی، خورشید خانم، چرتینکوف، سینا، جاوید، امیر و هر کدام از دوستان دیگری که اسم‌شان در این لیست هست دعوت می‌کنم از تأثیر‌گزارها بنویسند.

اضافه شده توسط مینو | ۹:۱۶ ۸۶/۳/۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر