| بازخوانی ماجرای کوی دانشگاه تهران... / وبلاگ بوف کویر | ||
| [حقوق بشر] 8 تیر 1378. روزنامه سلام چند روز قبل تعطیل شده بود. دانشجویان به اعتراض، شب ها در خوابگاه به مباحثه می پرداختند. طبق گفته رییس نیروی انتظامی، شب حادثه عده ای از دانشجویان راهپیمایی آرامی در خیابان امیرآباد انجام دادند... آزادی بیان عکسهای موجود در این صفحه از منابع مختلف اینترنتی که متاسفانه اکنون به آدرس آن ها دسترسی نداریم جمع آوری شده اند. 18 تیر 1378. روزنامه سلام چند روز قبل تعطیل شده بود. دانشجویان به اعتراض، شب ها در خوابگاه به مباحثه می پرداختند. طبق گفته رییس نیروی انتظامی، شب حادثه عده ای از دانشجویان راهپیمایی آرامی در خیابان امیرآباد انجام دادند. دانشجویان به خوابگاه برگشته اند و برای خواب آماده می شوند. نکته عجیب حضور افراد نیروی انتظامی در پشت در اصلی خوابگاه است. عده ای از دانشجویان به سادگی درخواب هستند که سر و صدایی از پایین شنیده می شود. کمی پس از نیمه شب عده ای که مشخص نیست اعضای نیروهای انتظامی هستند یا شبه نظامی وارد خوابگاه می شوند… یک ساعتی از ورود آن ها نگذشته که خوابگاه به این شکل در می آیند… … بعدها دادگاه تنها یکی از سربازان رده پایین نیروی انتظامی را به جرم سرقت یک عدد ریش تراش مجرم می شناسد. فردا صبح با تیتر روزنامه های زنجیره ای که به جرم زنجیره ای بودن بسته خواهند شد، مردم از جریان مطلع می شوند و به سوی کوی می شتابند. دانشجویان با تشکیل گروه های خودجوش امنیت محل را بر عهده گرفته اند. سران نیروی انتظامی که از خبط شب گذشته خود آگاه شده اند نیروهای خود را این بار با فاصله از کوی مستقر کرده و از دور به انتظار روند حوادث نشسته اند. مردم فرصتی یافته اند تا شاهد تشکیل روند جدیدی از جنش ها باشند. خیابان، شاهد حضور انسان هاست. عده ای برای نظاره، عده ای برای مشارکت، عده ای با هیجان انقلابی و عده ای برای آرمان هایشان. دانشجوی جامعه شناسی، احمد باطبی پیراهن خونین دوستش را بر سر دست گرفته است. عکس در صفحه اول مجله انگلیسی زبان اکونومیست چاپ می شود. احمد باطبی به اعدام محکوم می شود و بعد حکم به 15 و سپس به 10 سال حبس تغییر می کند. باطبی اهنوز در زندان است و ما 6 سال است که عمل وی را افختار جنبش دانشجویی می دانیم : تنها افتخار این جنبش در این شش سال. دانشجویان شنبه در امتحان های آخر ترم شرکت نمی کنند و به نشانه اعتراض در کوی متحصن می شوند. دانشجویان دختر هاشمی رفسنجانی، رییس جمهور پیشین جمهوری اسلامی را بین خود نمی پذیرند. موسوی لاری، وزیر کشور برای دانشجویان سخنرانی می کند اما دانشجویان انتظار حضور خاتمی در بین خود را دارند. فریاد می کشند : « خاتمی کجایی ؟ دانشجویت کشته شد. » یکشنبه دانشجویان راه پیمایی آرامی از کوی به دانشگاه تهران دارند که پس از رسیدن به دانشگاه، در آن جا مستقر می شوند. سید علی خامنه ای طی یک سخنرانی حمله به کوی دانشگاه را به ورود افراد به خانه دیگران تشبیه می کند. وی در جمع بسیجیان می گوید : « حتی اگر عکس مرا پاره کردند شما واکنشی نشان ندهید » و صدای گریه بسیجیان از بلندگوی مسجد دانشگاه تهران به گوش می رسد. اما سوال این است که مگر حمله به کوی به بهانه حفظ ولایت و نظام جمهوری اسلامی صورت نگرفت ؟ دوشنبه بین دانشجویان اختلاف نظر بروز می کند. عده ای می گویند باید در دانشگاه ماند و تحصن کرد اما عده ای موافق خروج از دانشگاه و پیوستن به مردمی هستند که پشت درهای دانشگاه هستند. حوالی ساعت یازده حدود پانصد دانشجو محل تحصن را ترک و به سمت در اصلی دانشگاه حرکت می کنند. آن ها شعار می دهند : «خاتمی ! خاتمی ! حسین سازش نکرد.» عده ای از دانشجویان جلوی خروج آن ها را می گیرند و این جریان تا بعد از ظهر ادامه دارد. ساعت 7 است که نیروهای انتظامی گاز اشک آور به سوی دانشجویان پرتاب می کنند. پدران و مادران این دانشجویان، 21 سال قبل در مبارزه با شاه با دستمال خیس و دود آتش و سیگار با گاز اشک آورد مقابله کرده بودند. می گویند در مقابل دشمن مشترک، همبستگی بالا می رود، دشمن مشترک این دانشجویان تنها گاز اشک آور نیست. دوشنبه با همین ماجراها به شب می رسد. سه شنبه در خیابان های اطراف کوی و دانشگاه درگیری های پراکنده وجود دارد و … … شهر با حضور نیروهای نظامی و بسیج رنگ و بوی حکومت نظامی را دارد. حالا دانشجو بودن جرم است. دیگر نمی توان به کوی یا دانشگاه رفت. تلویزیون انحصاری جمهوری اسلامی خبر از پایان یافتن آشوب های چند روز اخیر می دهد. شیشه های شکسته یک بانک، ملاک آشوب است و حضور نیروهای مسلح بر سر هر چهار راه نشان نظم. اخبار با نشان دادن یک موتور آتش گرفته، ترس از هرج و مرج را به مردم القا می کند. حالا نیروهای نظامی کنترل شهر را به طور کامل در دست می گیرند. با پیام سید علی خامنه ای و تبلیغات تلویزیون قرار می شود تا روز چهارشنبه « اقشار مختلف مردم » برای اثبات همبستگی مردم و نظام به خیابان بیایند. امروز چهارشنبه است و آن ها به خیابان آمده اند… موخره : امروز 6 سال از ماجرا گذشته است. سردار نظری فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران از تمامی اتهامات تبرئه شد و تنها یک سرباز ساده به جرم سرقت خودسرانه یک ماشین ریش تراش به 90 روز زندان محکوم شد. احمد باطبی هنوز در زندان است، مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند تنها کشته این جریانات عزت الله ابراهیم نژاد، مهمان ساکنان خوابگاه بوده است و هرگز معلوم نشد چه کسی چشم شاگرد برتر کنکور را کور کرده است، چه کسی با لباس شخصی در خوابگاه تیراندازی می کرده، چه کسی دستور حمله به کوی را صادر کرده بوده است. |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |