English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


جهان بی‌آنکه خم به ابرو بیاورد شاهد است / روشنگری
[سیاسی] روشنگری : اين سوال برای بسياری مطرح بود که اين کدام خط قرمز بود که عرفات حاضر به گذار از آن نبود، بطوری که از ميان برداشته شدن او - به مرگ طبيعی يا هر وسيله ديگر - برای اسرائيل به يک ضرورت تبديل شد. اکنون، اعمال محمود عباس(ابومازن)، نياز به اين سوال را از ميان برداشته است. عباس حالا بطور کامل وظايف يک مامور اسرائيل را انجام ميدهد ...

**ديوار، فلسطينی ها را از يکديگر بيشتر جدا ميکند تا آن ها را از اسرائيلی ها
*آنچه ما شاهد آن هستيم تئاتری با دو صحنه است: روی صحنه بين المللی... وروی صحنه عملياتی در بغل آن، جايی که نتايج دور از چشم عموم مردم تعيين معلوم ميشود...

http://www.roshangari.net/
روشنگری. ياسر عرفات از رهبران اغلب در حدافراط مصالحه جوی فلسطين بود. به همين جهت اين سوال برای بسياری مطرح بود که اين کدام خط قرمز بود که عرفات حاضر به گذار از آن نبود، بطوری که از ميان برداشته شدن او - به مرگ طبيعی يا هر وسيله ديگر - برای اسرائيل به يک ضرورت تبديل شد. اکنون، اعمال محمود عباس(ابومازن)، نياز به اين سوال را از ميان برداشته است. عباس حالا بطور کامل وظايف يک مامور اسرائيل را انجام ميدهد و در روی صحنه در مقابل افکار بين المللی تا زمان انتخابات آمريکا نقش خود را درنمايشنامه صلح و,مذاکره,ی کذا در مورد ,اصول,! بازی ميکند. ,مذاکره بر سر اصول,، يعنی فرار از طرح سه مساله واقعی و فوری:زمين های اشغال شده، مساله آوارگان و اورشليم شرقی يعنی پايتخت مصادره شده فلسطين.

در پشت صحنه، در تحريم فاجعه بار يک ميليون و نيم فلسطينی محبوس در زندان بزرگ غزه که به بيکاری گسترده و تقريبا عمومی مردم، مرگ و مير بيماران و گرسنگی دايمی کودکان انجاميده است، عباس حتی از برخی مقامات دولت اسرائيل هم فراتر رفته است. تنها بستن راه رفح، تنها راه ارتباط غزه با جهان بيرون، به از بين رفتن بيش از 30 نفر مسافرانی که ميخواستند به غزه بازگردند، منجر شده است. بيشترمسافران بيمارانی بودند که برای تهيه دارو به مصر ميرفتند. در حاليکه برخی مقامات اسرائيل و تعدادی از دول اروپايی در ادامه اين وضعيت به ترديد افتاده اند، گزارشگران فلسطينی مقيم آمريکا خبر ميدهند عباس با اصرار و التماس خواهان تداوم و تشديد محاصره غزه و عدم مذاکره با حماس است تا با از پادرآمدن مردم، امکان حفظ مقامی که از طريق خيانت به مردم به دست آورده است فراهم شود. بنا بر گزارشاتی که در انتقاضه الکترونيک درج شده است، 16 گروه ترور اسرائيلي، اغلب در لباس مبدل فلسطينی در غزه و ساحل غربی به ترور و ربودن فلسطينی ها اشتغال دارند.اينها در برخی موارد به شهروندان غيرنظامی و چوپان ها و کشاورزان حمله کرده و آنها را کشته اند. ماموران عباس با برخی از اين گروه ها همکاری می کنند. حتی گفته ميشود تعدادی از 250 زندانی که اسرائيل با تظاهر به صلح طلبی و حمايت از عباس آزاد کرد، مجرمين غيرسياسی هستند که توسط موساد و ارتش اسرائيل برای اينکار تعليم ديده اند و اکنون همراه ماموران اسرائيلی به شکار فلسطينی ها اشتغال دارند. به گفته مصطفی برغوتی در مقابل آزادی 250 زندانی که با سروصدای فراوان در رسانه های انحصاری تبليغ شد، اسرائيل 331 زندانی جديد گرفته و بر 11000 زندانی تاکنونی که بسياری از آنها کودک هستند، افزوده است و البته گزارش اين دستگيری های جديد در همان رسانه منتشر نشد.

با وجود اين نقش عباس را در فاجعه ای که بر مردم فلسطين می گذرد نميتوان بيش از حد بزرگ کرد. امثال عباس در همه ملت ها، پيشرفته و عقب مانده، به صف ايستاده اند. او امروز محبوب است و شايد فردا مغضوب. قدرت های زورمند به سفلگان نياز دارند تا روی صحنه يا پشت صحنه، نقشی را ايفا کنند که به آنها محول می شود، يا در رسانه های انحصاری و غيرانحصاری سناريوهای از قبل تعيين شده را تکرار کرده و آبروی قلم را ببرند. و همان قدرت های زور مند، حتی زور مندتر از اسرائيل، هستند که تکوين شرايط فاجعه بار در فلسطين را در پشت صحنه دور از چشم ها دوربين ها فراهم آورده اند.

مقاله زير يک گزارش رسمی است که در آن شرحی از درد و رنج انسان ها نيست. خشک،جدی و بدون ميدان دادن به احساسات، به ترسيم خطوط اصلی طرحی که در فلسطين پيگيری شده و ميشود، و احتمالات آتی آن پرداخته است. شايد به همين دليل به خوبی نشان ميدهد که ظرفيت ,جامعه جهانی, در اعمال ستمگری چه ابعاد تکان دهنده ای دارد. گزارش توسط رژه دبره، نويسنده و فيلسوف شهير فرانسوی و رئيس انستيتوی مطالعات دينی فرانسه،به سفارش ژاک شيراک تهيه شد و در 10 ژانويه 2007، به مقامات فرانسوی تحويل داده شد.

فلسطين: سياست بی خبری تعمدی
*چگونه جهان از خود سلب مسووليت می کند
رژه دبره. لوموند ديپلوماتيک

دنيس راس،فرستاده پيشين خاورميانه، در سال 2000 خطايی را که در توافق کمپ ديويد در سال 1978 صورت گرفته بود، مورد تاييد قرار داد: روندديپلوماسي، به اوضاعی که در واقعيت جريان داشت، به ويژه ايجادکوچ نشين های اشغالی ,settlements, بی اعتنا بود. تعداد يهوديانی که در زمين های فلسطينی ها اسکان داده شدنداز 1994 تا 2000 دو برابر شد. تعداد اسرائيلی هايی که در فاصله قرار داد اسلو در سال 1994 تا سال 2000 اسکان داده شدند، با اسکان داده شده های 25 سال قبل از آن برابر بود.

در حالی که کنفرانس ديگری در راه است، نادرست خواهد بود که همان اشتباه تکرار شده و اوضاع واقعی ناديده گرفته شود. نيازی به يک کميته تحقيق نيست. گزارش داده شده است، مکرر در مکرر. هيچ منازعه ای در جهان به اين خوبی مستند، همراه با نقشه و مکتوب، ثبت نشده است.

*OCHA(دفتر هماهنگی امور انسانی)، يکی از نهادهای سازمان ملل، نقشه دقيق و به روز شده ی مناطق مورد منازعه را با عکس، شمارجمعيت، و نمودار ها نگهداری می کند. ملاحظه آنها فقط يک ساعت وقت می گيرد، ولی اين کار ميتواند نياز به انتشار تعداد زيادی از بيانيه های خيرخواهانه را رفع کند.

نقشه ها نشان ميدهد که مبانی اقتصادي، انسانی و فيزيکی برای [تکوين] يک دولت واقعی در حال نابودی است. راه حل مبنی بر دو دولت و تز, طلاق عادلانه , متعلق به آموس اوز نويسنده ی اسرائيلي، ( قلمرو مشترک بين دو واحد ملي، يکی کوچکتر از ديگري، غير نظامی شده ولی مستقل و دارای حق حاکميت، پيوسته به هم و قابل دوام) حالا عبارات ميان تهی است که روزی تحقق آن امکان پذير بود. برخی ممکن است استدلال کنند ما هنوز به نقطه بی بازگشت نرسيده ايم، اسرائيلی ها ممکن است در نبرد بر سر زمين پيروز شده باشند(حالا فقط 22 درصد فلسطينی که در طرح بريتانيا بود، خارج از کنترل اسرائيل است)ولی فلسطينی ها مطمئن هستند که در نبرد دموگرافيک[مربوط به تعداد جمعيت.م) پيروز ميشوند. آنها به قدرت انبساط جمعيت محلی استناد ميکنند که به آرامی اما مطمئنا طرح آلون در 1968 و"نقشه راه 50" در 1984 را متحقق خواهد کرد.

[اما]تحولات روی زمين واقعی روشن ميکند که:
*هدف ديوار امنيتي، آنطور که تصور ميرود، اين نيست که مرزی را ترسيم کند که دستکم در خدمت تعيين خطوط نقطه چين در يک نقشه بين المللی آتی باشد. هرچند چنين کاری نيز غيرقانونی است (زيرا ديوار بيش از 10 درصد کناره غربی را تصرف ميکند)؛

*اين واقعيت دارد( همانطور که ايهود اولمرت در راديوی ارتش اسرائيل در 20 مارس 2006 گفت) که مرز استراتژيک اسرائيل در اردن قرار دارد: تمام دره[اردن]به عنوان منطقه ممنوع اعلام شده و مناطق حد واسط، خورده شده است(ترانزيت رودخانه تنها در برخی نقاط ممکن است)؛

* ايجاد جاده های جديد شرقی/غربی به قيمت از بين رفتن محور قديمی شمال/جنوب، آشکارا مناطقی را نشان ميدهد که روند اشغال را از سر ميگذرانند و فضايی برای سه يا چهار بانتونستان عرب باقی ميگذارند(جنين، رام الله و جريکو). نابودی منابع طبيعی در اين جزاير متراکم از جمعيت، سرانجام به مهاجرت گسترده منجر خواهد شد( اکثريت نخبگان بويژه مسيحيان هم اکنون عزيمت کرده اند)؛ و

*با ساختن ديوار جدايي، يهودی کردن کنونی اورشليم شرقی و انضمام شهرداری اورشليم، محکوميت های مکرر ولی تشريفاتی سازمان ملل، هيچ تاثيری بر تصرف تمام شهر توسط اسرائيل ندارد.(1)

*شکاف بزرگی وجود دارد بين آنچه که گفته ميشود- چون ما مايل به شنيدنش هستيم( عقب نشينی محلي، کاهش محدوديت های رفت و آمد، برداشتن يک عدد از 20 پست نگهباني، تغيير لحن,، و آنچه در زمين واقعی انجام ميشود، و ما مايل نيستيم آن را ببينيم(متصل کردن شهرک های اشغالي، ساختن پل ها و تونل ها، محصور کردن شهرهای فلسطيني، مصادره کردن زمين، تخريب خانه ها). برخی اين شکاف را دورويی ميخوانند، برخی آنرا ابهام می نامند. تجاوز تدريجی دور از چشم دوربين ها صورت ميگيرد بی آنکه کسی را برآشوبد و بدون وجود يک امريه علنی استعماری.

هيچکس حتی بطور تشريفاتی اعتراض نمی کند، حتی آنهايی که به نظر می رسد می توانند بدانند چه اتفاقی دارد می افتد – امری که اگر در منطقه بزرگ نشده باشيد دشوار است. پارلمان اسرائيل اخيرا پيشنهاد وزير آموزش حزب کارگر را رد کرد، و متعاقب آن، نقشه ها و کتاب های درسی اسرائيل، کناره غربی را به نام يهوديه و سامريه ميخوانند. امحاء خط سبز 1967 [خطی که مرزاسرائيل قبل از اشغال دوره جديد را نشان ميدهد.م] اکنون يک قانون عملا به اجرا در آمده است.

اين فقط شکافی بين واقعيت های عملا موجود و قانون نيست. اين معرف متد و سنتی است که به نخستين روزهای Yishuv بر ميگردد(2): يعنی اين استراتژی که واقعيت را بايد بوجود آورد. اين استراتژی هميشه فايده داشته است: دولت يهودی قبلا از اين که در 1948 اعلام شده و به رسميت شناخته شود، وجود داشت، همينطور ارتش. آنچه ما شاهد آن هستيم تئاتری با دو صحنه است: روی صحنه بين المللی مکررا سخنرانی های ابهام انگيز و رغبت انگيز در مورد عقب نشيني، همزيستی و يک دولت فلسطينی می شنويم، ولی روی صحنه عملياتی در بغل آن، جايی که نتايج دور از چشم عموم مردم تعيين معلوم ميشود، آن چيزهايی که اهميت دارد( مسکن سازی برای يهوديان، جاده ها، تونل ها، تصرف آب) به اجرا گذاشته ميشود.

حکومت های اسرائيلی يکی بعد از ديگري، چپ يا راست، با درک اينکه افکار عمومی چگونه کار ميکند، داروهای مسکن تجويز می کنند، يک عقب نشينی يک جانبه يا از ميان برداشتن برخی از شهرک های اشغالی را مطرح را ميکنند و اعلان های ترغيب آميز ميدهند که هميشه مشروط است و هرگز به جايی نمی رسد. رسانه ها از امروز به فردا زندگی ميکنند، وعلاقه ای ندارند حافظه داشته باشند. چه کسی نقشه راه را به ياد می آورد
(3) که قرار بود "منازعه اسرائيل و فلسطين رادر سال 2005 بطور نهايی و همه جانبه حل کند"؟

روند اسلو فقط يک کاغذ مرده باقی نماند: با اشغال مجدد نواحی A وB به روند رو به عقب تبديل شد.(4)

تکه پاره کردن سرزمين، مقاماات محلی را از هر نوع اداره مرکزی فلسطينی محروم و از يکديگر جدا کرده است، در حالی که تخريب سيستماتيک نهادهای ملي، زيربناها و رهبران فلسطينی توسط ارتش اسرائيل، آنارشی و خشونت فزاينده دار و دسته های فرقه ای را تضمين ميکند: فاجعه تا به غايت. روشن است راهی که برگزيده شده برای ملت سازی نيست، بلکه تخريب امکان تکوين هرنوع دولت در خارج از ديوار است. اين امر انطباق منطقی دارد با روند 30 ساله اشغال که وقتی زمانش فرا برسد"بادر نظرگرفتن واقعيت های جديد روی زمين" تصويب خواهد شد.

در چنين شرايطي، طرح مجدد و مداوم نقشه راه بوسيله همه طرف ها، ديگر بيشتر بازتاب يک نوع خودفريبی است تا نگاهی جدی به تغييرات دايمی در واقعيت. اين واقعيت ممکن است از ژنو، پاريس يا نيويورک قابل ديد نباشد، ولی برای هرکسی که بعد از چند سال غيبت به کشور سفر کند بطور بی واسطه نمايان می شود. اين کشوری است که بوسيله نيروی نظامی تکه تکه شده است، جايی که ديگر شهرک های اشغالی شکل قطعاتی روی زمين های فلسطينی هارا ندارد، بلکه مناطق فلسطينی به شکل قطعاتی در متن محکم زير سازی شده اسرائيلی در آمده است: سرزمينی که ذخاير آبش مصادره شده و محدوديت های موقت رفت و آمد در آن به ممنوعيت دايمی بسيار نزديک است.

بعضی ها ممکن است خودشان را با اين ايده ها تسکين دهند:

*همانطور که عقب نشينی از شهرک های اشغالی غزه امکان پذير بود، بايد در آينده نزديک در کناره غربی هم امکان پذير باشد. اين به معنای ناديده گرفتن اين حقيقت است که خارج کردن 8000 اسکان داده شده از شهرک های اشغالی غزه بلافاصله با استقرار 20000 اسکان داده شده در طرف ديگر(ساحل غربی/ اورشليم) جايگزين شد، بدون اينکه در اين مورد اطلاعات عمومی داده شود. غزه بخشی از کشوری که قولش داده شده نيست، جايی است که يهوديه و سامريه ستون فقرات آن است. شارون اين واقعيت را لاپوشانی نکرد که عقب نشينی در حاشيه ها با تقويت حضور اسرائيلی ها در نقاط ديگر جبران خواهد شد.
(تاکنون 438000 اسکان يافته،که 810 192 نفر آن در اورشليم شرقی [يعنی بعد از اشغال غيرقانونی 68 19. م]اسکان داده شده اند.

*برچيدن چهار شهرک اشغالی کوچک در شمال( 1000 اسکان داده شده) و متمرکز کردن 60000 اسکان داده شده در پرجمعيت ترين بلوک ها، يعنی معال ادوميم، آريل و گوش اتزيون، يک فضای آزاد ايجاد ميکند. ولی با پيوند دادن اين شهرک های اشغالی به هم در يک نوار ممتد تحت عنوان ديوار امنيتي، کناره غربی به نحو موثری به دو بخش تقسيم شده است.

ديوار، فلسطينی ها را از يکديگر بيشتر جدا ميکند تا آن ها را از اسرائيلی ها.

آنچه که دارد شکل ميگيرد يک دولت فلسطينی که همه اعلام و آرزو ميکنند، نيست: اين بدون اينکه توجه کسی را جلب کند، باز هم يک سرزمين اسرائيلی است که سه جزيره خودمختار فلسطينی را محاصره کرده است.

همه طرف ها منافعی دارند که تظاهر در سطح بين المللی را حفظ کنند(5)از نظر اسرائيلی ها تاريخ زير پوشش اين تظاهر شکل ميگيرد. به فلسطينی ها حقيقت را نمی توان گفت – آنها تحت اشغال هم در آرزوی زندگی بهتری هستند و نمی توانند به خود ويرانی دست بزنند، بينش آرزومندانه، مقامات و نمايندگان منتخب و برجسته ای با سطح زندگي، مقام، آبرو و raison d'être [دليل بقا] فراهم می آورد. اروپايی ها وجدان شان را از طريق تامين کمک های مالی و انسانی تسکين می دهند تا برای انفعال سياسی شان و خود را زدن توجيهی فراهم کنند. تفکر آمريکايی ها بيشتر به کتاب عهد عتيق متعهداست تا انجيل جديد. پيوند آنها با اسرائيل رابطه پدر- فرزندی و انتقاد ناپذير است. اين توهم مشترک در مورد حفاظت از خود،از منافع متقابل آنها ناشی ميشود.

آيا اين شرايط تا پايان يک قرن قابل دوام است؟ با توجه به عقده امنيتی اسرائيل، که از امنيت آن می کاهد، و بی توجهی آن به گرايش های دموگرافيک و مذهبی در منطقه، ترديد آميز به نظر می رسد(6). آيا حداقل يک دولت اروپايی پيدا ميشود که به دوستان اسرائيلی ما پيام دهد که همه ما فريب نخورده ايم، و آنهايی که فريب می دهند، ممکن است اولين قربانی های آن نباشند – ولی مطمئنا آخرين آن خواهند بود؟

________________________________________________________
منبع و زير نويس ها:

http://www.zmag.org/content/showarticle.cfm?SectionID=107&ItemID=13477

(1) See Dominique Vidal and Philippe Rekacewicz, "Jerusalem: whose very own and golden city?", Le Monde diplomatique, English edition, February 2007.

(2) A Hebrew term used by the Zionist movement before the creation of the State of Israel to designate Palestine's Jewish inhabitants and new immigrants.

(3) The road map, a proposal for ending the Israel-Palestine conflict, was adopted by the Quartet (UN, US, EU and Russia) on 30 April 2003.

(4) The Palestinian territories comprise the West Bank, East Jerusalem and the Gaza Strip (45 km long and 10 km wide). The Oslo accords divided them into three zones:

- Zone A comprising, since 1994, Gaza and the towns of Jericho, Jenin, Qalqilya, Ramallah, Tulkarem, Nablus, Bethlehem (Hebron was the subject of a separate agreement in January 1997), in which the Palestinian Authority has civil jurisdiction and police powers; - Zone B comprising the remaining areas of the West Bank, in which the Palestinian Authority has civil jurisdiction but shares responsibility for internal security with the Israeli army;

- Zone C comprising the Israeli settlements establishing in the West Bank, Gaza (since dismantled) and East Jerusalem, which remain under the control of the Jewish state.

(5) See Alain Gresh, "Palestine wrecked", Le Monde diplomatique, English edition, July 2007.

(6) See the report (PDF) submitted to the UN secretary general on 5 May by Alvaro de Soto, UN Special Coordinator for the Middle East Peace Process.

اضافه شده توسط آشیل | ۱۰:۳۳ ۸۶/۶/۴


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر