English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


توضيحات خانم اختر قاسمی و توضيح ما / اصغرآقا
[نقد] «من توده‌ای نيستم ....» و حرف ما.

(بعد از تعارفات) من مطلب شما را در مورد گزارشم از فستیوال تاتر همان موقع خواندم خواستم زیر مطلبتون جوابی بنویسم که بعد منصرف شدم ابتدا از تعریف تون در ابتدای مطلب از من ممنونم و خوشحال شدم که از من به خوبی یاد کرديد ولی از شما گله ای هم دارم چون راستش من نام شما را در بروشورهای فستیوال تاتر دیدم و طبیعتا بر اون اساس نوشتم و چیزی من در آوردی و " ناخود آگاه ایدئولژیک " نبوده و در ثانی من که خودم گفته بودم که تا قبل از سال 2000 که فستیوال گروه از ایران دعوت کند مورد حمایت هنرمندان تبعید و مهاجر بوده !

به همین دلیل انتظار این برخورد که نوشتید "ناخود آگاه ایدئولژیک خانم اختر" را نداشتم چون درسته که من چپ بودم ولی اولا هیچوقت حتی سمپاتی به حزب توده نداشتم ( ضمن احترام به عقاید دیگران ) و حزب را حتی در ژانر ایدئولژیکی طیف چپ حساب نمی کردم !( جوانی و هزار لاف ! ) من در نوجوانی و اوایل بیست سالگی (در واقع بچگی ) هوادار فدایی بودم و از 23/24 سالگی در خارج از کشور هستم و هیچوقت به هیچ جریان سیاسی و ایدئولژیک وابسته نبودم و نیستم و از هر گونه چهار چوب ایدئولوژیک و فکری فراری هستم چون معتقدم ایدئولژی خاص انسان را برده خود می کند و از "خود" دور می کند. از زمانی که خارج هستم به کار فرهنگی پرداختم و این را کارنامه زندگی ام در اینجا ثابت می کنه . با این حرف شما این توهم برای بعضی ها پیش میاد که من یا توده ای بوده ام و یا هستم و برای عرصه ی کاری ام ـ ژورنالیستی ـ ضربه پذیر است. چندی پیش از یکی دوستان ژورنالیست مطرح و قدیمی در ایران ایمیلی دریافت کردم که نوشته بود نام من در لیست ژورنالیست های " معاند " جمهوری اسلامیست و وقتی یک بزرگواری مثل شما مرا به نوعی "ایدئولژیک توده ای! "معرفی کند آنها سواستفاده خواهند کرد.و به نوعی به عنوان تایید حرفشان استفاده می کنند ..... اميدوارم توضيح دهيد. با احترام اختر قاسمي

توضيح ما - اختر خانم عزيز. اگر فستيوال مربوطه نام مرا در بروشورش گذاشته، شايد خواسته با جمهوري اسلامي گران حساب کند يا مرا هم در بدنامي خودشان شريک کند. اين هم از حقه‌بازي‌هاي مجيد فلاح‌زاده است.
ديگر اينکه حرف ما راجع به آنهائي بود و است و هست که به نام حزب توده، پااندازي براي رژيم ميکنند، و الا، ما الآنش هم از لطف و حمايت دوستاني که نامشان باعث افتخار حزب توده است، همچون دکتر محمد عاصمي در مونيخ، (که استاد ماست) يا ..... در دانمارک، يا نصرت‌الله نوح در سن‌خوزه، (که به ايران هم رفت و آمد ميکند ولي خود را نفروخته) يا جلال سرفراز در برلين، يا ديگراني که اجازه نداريم نام ببريم (تازه از اينهائي هم که نام برديم و نبرديم اجازه نگرفته بوديم!) برخورداريم و به دوستي‌شان مفتخريم. خاطره‌ي خوش رحمان هاتفي انسان بزرگ و دوست‌داشتني را هم هرگز از ياد نميبريم. حرف ما چيز ديگر است و گفتنش تکراري است.

در مورد خانم اختر قاسمي هم اگرچه سنت مطبوعاتي و رسم قلمزني، در فرهنگ ما، «جواب دندانشکن دادن» را تجويز ميکند، - حتي اگر حق با طرف باشد - ولي ما صميمانه اگر سوتفاهمي شده پوزش ميخواهيم که البته «ناخودآگاه» که گفتيم، خود يک مقدار توجيه حرفمان هست اما با توضيح ايشان، آن را هم پس ميگيريم. خاصه که در اين سالها شاهد بوده‌ايم که ايشان کار ژورناليستي و عکاسي خبري را با استقلال انديشه، و به دور از گرفت‌و گيري‌هاي ايدئولژيک پي گرفته‌اند. ما هم آنقدر به کاري که 45 سال است ادامه داده‌ايم، اعتقاد و احترام داريم، که به راحتي خطاي خود را جبران ميکنيم و حرف ناروا را پس ميگيريم. اگرچه که پيش از هر گفتن و نوشتني، احتمال پس‌گرفتنش را به حداقل ميرسانيم.
ببخشيد اختر خانم عزيز. من (هادي خرسندي) - که حجب و حياي سنتي باعث ميشود در نوشتن، به صيغه‌ي جمع از خودم حرف بزنم - ، شخصاً و به تنهائي از شما عذرخواهي ميکنم.
اين هم وبلاگ پر و پيمان اختر خانم قاسمي، خيرنگار عکاس و هنرمند.

اضافه شده توسط بیلی و من | ۲۰:۴۸ ۸۶/۱۰/۱۴


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر