English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ای سلسله جنبانان! / اخبار روز
[شعر] از سیمین بهبهانی برای دانشجویان در بند
• مادران، هر نیمه شب، بر در خانه‌ام می‌کوبند که: ای مادر مادران! خفته‌ای؟ دخترانمان را، پسرانمان را، جگرگوشگان‌مان را ربوده‌اند! چهره‌شان را، صداشان را نمی‌بینیم، نمی‌شنویم. جویای دانش بودند، گم شده‌اند؛ گرمای آتش بودند، خاکستر شده‌اند. ما آرام نداریم؛ تو خفته‌ای؟! ...

مادران، هر نیمه شب، بر در خانه‌ام می‌کوبند که:

- ای مادر مادران! خفته‌ای؟ دخترانمان را، پسرانمان را، جگرگوشگان‌مان را ربوده‌اند! چهره‌شان را، صداشان را نمی‌بینیم، نمی‌شنویم. جویای دانش بودند، گم شده‌اند؛ گرمای آتش بودند، خاکستر شده‌اند. ما آرام نداریم؛ تو خفته‌ای؟!

می‌گویم:

- من از کجا، خواب از کجا! فریادم در تهینای هوا می‌میرد. امواج را، از کوتاه و میانه و بلند، گردن زده‌اند...

ای سلسله جنبانان! خود جگرگوشگان دارید؛ جگرگوشگان ما را بیش میازارید! رهاشان کنید تا رها شوید از عذابی که می‌کشید. و اگر به راستی انسانید،

ای سلسله جنبانان
زین بیش مرنجانید!

اضافه شده توسط م. آرش | ۱۹:۱۶ ۸۶/۱۰/۱۷


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر