| او پرواز را تجربه کرد و دوباره نقطه سر خط / موج چهارم | ||
| [وبلاگستان] کاندیدای قدرت فردای این شب برهنه در سالنی که پر از خالی ترین مردم است فریاد می زند من به معضل اعتیاد رسیدگی میکنم من اصلاحگرم من می سازم من آزادی میدهم من کشور را بهشت می کنم دریکی از اتوبان های پایتخت دختری با کوله باری از آرزو های سوخته و حسرت هایی بر دل سکوت شب را با ناله هایش می شکند . کنار اتوبان نشسته است به آسمان چنگ می زند فریاد می کند با صدایی گرفته صدایی که خنجرش رو به خداست! سرشار از سوالاتی است که خدا هم برایشان پاسخی نیافته است این سوالات بی جواب این پیکر خسته این دخترک بی نفس فریاد نسلی است که بر دیوار ظلم فرود می آید با خود می گوید خدایا مگر من چه از این دختری که در ماشین آخرین سیستم مشغول تاخت و تاز است کم دارم؟ خدایا مگر من چه از این دختری که در شمالی ترین نقطه شهر خانه دارد کم داشتم ؟ما همه از یک قطره بودیم! به یاد گذشته اش می افتد روزهایی که مجبور بود برای تامین مخارجش تن فروشی کند یاد روزهایی که قیمتی داشت فریاد می زند تف به این زندگی نگاه معصومش کمر هر ظالمی را خم میکند. دخترک با آنکه روی دستش اثر هزاران سوراخ دیده می شود که به ازای هر کدامشان مجبور به تن فروشی شده هنوز هم اندامی متوازن دارد . با این وضعیت نامناسبش دیگر کسی برایش بوق هم نمی زند کسی به او دست هم نمی زند او در طلب یک زندگی بدهکار ترین شده است . باید بپردازد تا لحظه ای آرام باشد. به آسمان وزمین فحش میدهد چرا خدا از من روی برگرداندی مگر من چه کردم؟ خدا سکوت کرده است نظاره گر زجر کشیدن این بنده ی معصومش شده است دخترک به رحمانیتش فحش میدهد به یکتایی اش فحش میدهد . با پاهایی خسته کنار اتوبان راه می رود چشمهایش برق عجیبی می زند در کدام سو نوری می بیند؟ به راه افتاده با حالت خاصی راه می رود صورتش را با دستمالی ضخیم بسته است جز چشم هایش چیزی معلوم نیست دستش را به دیوار می گیرد تا ریگ های کف زمین به این پشت پا خرده بازنده مطلک نیاندازند کاغذی را روی دیوار می بیند روی آن نوشته شده آزادی و دموکراسی بالای کاغد با تیتری درشت نوشته شده جمهوری اسلامی فقر زدایی و عدالت اجتماعی عکس یک چهره لبخند زده هم در آن نقش بسته است . پوزخندی می زند و به راه می افتد. پولی ندارد که با سرنگ های روی زمین افتاده ی شهر بی قانون قطره ای را وارد خونش کند ؟ بدنش می لرزد در سرمای منفی 5 درجه این پایتخت لعنتی برای گرم شدن جایی ندارد با خود مرور میکند رویای خوابیدن در اتاقی را که گرم گرم است تختی را که نرم نرم است و خدایی را که مهربان است آری این تنها خواسته ی این دخترک مظلوم است. کنار دستش ماشینی توقف میکند راننده به همراه دوست دخترش دارد از پارتی می آید مست مست است مست غرور مست پول مست آزادی مست راحتی مست آرامش و دخترک هم مست است مست فلاکت مست ظلم مست بی توجهی دختر سرش را از ماشین بیرون می آورد و نگاهی به او میکند و هزار تومان جلوی او می اندازد و می رود .دخترک می خواهد فریاد بزند من گدا نیستم من نوزاد بی مادر و پدری بودم که محصول هوس بازی ام . من به دنیا آمدم بی آنکه خودم بخواهم . همه چیز را سیاه می بیند و ذره ای امید در هیچ یک از روزنه های وجودش دیده نمی شود . بار خدایا تا به کی تحقیر تا به کی فلاکت دخترک اسکناس را بر نمیدارد و به راهش ادامه میدهد در زیر روشنایی تیرک های برق، پل هوایی به خوب نمایان است دخترک روی پله های برقی پل هوایی دراز می کشد و بالا می رود بالای پل می ایستد به آسمان می نگرد قطره آبی از آسمان به صورت خسته اش ضربه می زند این اشک خداست دخترک با نگاهی به آسمان که از هزار فحش هم بدتر است دستش را به آن طرف میله دراز می کند و روی میله می نیشیند قدرت عجیبی پیدا کرده است . ابرها می لرزند آسمان و زمینمحو دخترک شده اند و برقی از آسمان به زمین می آید به یاد آن میافتد که میگوید خودکشی گناه دارد با خودش میگوید: نه برای من خدا بازهم سکوت میکند صدای بر هم خوردن ابر ها یاد بمباران های جنگ را برای دخترک زنده میکند او فرزند جنگ است فرزند 8 سال بی توجهی به مردم در آن سوی شهر سوداگران مرگ مشغول شمردن صفرهای پول هایی هستند که از سوراخ شدن پیکر مردم حاصل شده است در سوی دیگر سازمان مافیایی به این می نگرد که چگونه جوانان بی کار را از اعتراض دور کرده است چگونه فریاد را در گلو خفه کرده است و به این فکر میکند که چند نوع دیگر از این مواد انسان ستیز را به بدن مردم و عزیز ترین فرزندان این مرز و بوم تزریق کند . تقدس حکومت او از همین پول ها حاصل شده آری اینگونه اربابش میگوید ما مردمی هستیم . از همین مردمی که زیر پل ها جان میدهند صلاحیت گرفته است . بنز آخرین مدلی از زیر پل عبور میکند دخترک نگاهی به راننده می اندازد این چهره را جایی دیده است به یاد می آورد کاغذی را که روی آن نوشته شده بود آزادی و دموکراسی آری او کاندیدای قدرتمند تر شدن است راننده با لبخند رذلی از کنار او میگذرد و بی اهمیت به راهش ادامه میدهد. لبخند مرد آخرین سلول زنده را هم مات میکند و ثانیه ای بعد دختری سالم و سر حال از خون گرمی که از لب های دخترک سرازیر است برمی خیزد و با نگاهی به آسمان ناتوانی آسمان را بار دیگر به رخ می کشد و دخترک پرواز را تجربه میکند . ساعتی بعد آمبولانسی پیکر دخترک را از روی زمین با خود میبرد. دستمال ضخیمی که بر صورتش بسته بود از آن افتاده است چشم هایی طوسی رنگی که باز مانده است و کلمه الله که از جنس چوب است از یقه اش آویزان است. کاندیدای قدرت فردای این شب برهنه در سالنی که پر از خالی ترین مردم است فریاد می زند من به معضل اعتیاد رسیدگی میکنم من اصلاحگرم من می سازم من آزادی میدهم من کشور را بهشت می کنم .من هایش ته می کشد و سخنرانی تمام می شود تلفن همراهش زنگ می زند،یکی از پشت خط می گوید حاج آقا محموله ی چهار تنی مواد مخدر از مرز گذشت . لبخند میزند او همچون زالو به خون تشنه است . به راه می افتد و چند روز بعد او به قدرت می رسد و دوباره کلنگ ساختن کشور بعد از بالا بردن در آسمان می ماند، بیمارانی کنار خیابان جان میدهند بسیاری برای تامین مخارجشان تن فروشی میکنند، مردمی در حسرت خریدن میوه می مانند تنها در پشت شیشه های رستوران های بالای شهر مرغ را می بینند و بسیاری تنها بوی کباب به مشامشان میرسد .دوباره دانشجو به بند کشیده می شود، دوباره آزادی به 209 تبعید می شود، دوباره بی گناهی به دار آویخته می شود باز هم یکی فریاد می زند انرژی هسته ای حق مسلم ماست و دیگری میگوید نظام در خطر است و دوباره نقطه سر خط آرسام مصباحی هفتم ژانویه 2008 |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |