| چه کسی انقلاب کرد؟ / چه میدانم | ||
| [سیاسی] تبلیغاتچیهای جمهوری اسلامی دستکم از آنچه در شوروی سابق گذشت پند نمیگیرند، که چگونه دستگاه استالین رهبران انقلاب اکتبر را با "شعبدهبازی" از عکسها و اسناد "غیب" میکرد، اما سرانجام تاریخ دستشان را رو کرد. چه کسی انقلاب کرد؟ همهساله در این روزها رسانههای ایران به مناسبت سالگرد انقلاب عکسها و نوشتههایی منتشر میکنند و فیلمهایی پخش میکنند. اما در آنچه پخش و منتشر میشود، نقش دین و افراد دینی در انقلاب پررنگتر و پررنگتر نشان داده میشود و دیگران بیشتر و بیشتر حذف میشوند. برنده در این میان کیست؟ برنده بهنظر من کسانی هستند که فعالانه در انقلاب شرکت داشتند، اما اکنون پشیمان هستند و ادعا میکنند که "ما نبودیم" و آنچه در جمهوری اسلامی نشان داده میشود نیز ادعای آنان را تأیید میکند! تبلیغاتچیهای جمهوری اسلامی دستکم از آنچه در شوروی سابق گذشت پند نمیگیرند، که چگونه دستگاه استالین رهبران انقلاب اکتبر را با "شعبدهبازی" از عکسها و اسناد "غیب" میکرد، اما سرانجام تاریخ دستشان را رو کرد. من با انقلاب و همراه انقلاب بودم و پشیمان نیستم. روزی که شاه از ایران رفت شادترین روز همهی زندگی من بود و هنوز هم هرگز بهاندازهی آن روز شاد نبودهام. رفتن شاه برای من مساوی با برچیدهشدن دستگاه زندان و شکنجهی ساواک، برچیدهشدن دستگاه فساد درباری بود. این عکس که در روزنامهی کیهان 25 بهمن 1357 چاپ شد برایم نماد فرشتهی آزادی انقلاب ما بود، همراه با تصویر دیگری از دختری که به شکل مشابهی روی یک تانک ارتشی ایستادهبود، و پیدایش نمیکنم. اینان مرا بهیاد تابلوی معروف اوژن دلاکروا Eugène Delacroix از انقلاب کبیر فرانسه "آزادی، راهبر مردم" میانداختند و از تماشای آنها لذت میبردم. عاشقشان بودم! دروازههای زندانها گشوده میشد و همدانشگاهیها و همکلاسیهای من که با محکومیتهای ده سال و پانزده سال و ابد در آنها بودند، و مبارزانی که 25 سال و بیشتر در آنها شکنجه شدهبودند، بیرون میآمدند. من خود از تبعید و بازداشتگاه چهلدختر گریختهبودم. ظرف چهار سال مأموران ساواک دو بار خانهی دانشجوئی مرا زیر و رو و ویران کردهبودند و رفتهبودند. سه کتاب من که منتظر اجازهی ادارهی ممیزی بودند، در فاصلهی چند ماه منتشر شدند. اکنون میشد کتاب و نشریه در هر زمینهای و حتی به ترکی آذربایجانی که تا آن هنگام ممنوع بود، منتشر کرد. میشد رمانهای "مادر" ماکسیم گورکی و "پاشنه آهنین" جک لندن را که تا آن هنگام پنج تا ده سال برای خواندن آنها زندان میبریدند، آزادانه خرید و خواند. میشد کتابهای مارکس و لنین را در قفسهی کتابها داشت و خواند یا نخواند! ممیزی و سانسور در کار نبود. میشد بی ترس از بازداشت و شکنجه در سخنرانیهای نویسندگان محبوب شرکت کرد. میشد نفس کشید. آزادی! آزادی! زندهباد آزادی! آزادی، راهبر مردم و هنگامیکه حزبی که هوادارش بودم رهنمود داد که به جمهوری اسلامی رأی "آری" بدهیم، یکی از غمگینترن روزهای زندگیم بود. آری، شاه و دستگاهش همهی جمعیتها و سازمانها و حزبها و تشکلها را نابود و ممنوع کردهبودند، و فقط یک شبکه باقی ماندهبود: شبکهی مسجدها و روضهخوانان. و شگفت نیست که اینان انقلاب را دزدیدند و بهتدریج "روی رژیم شاه را سفید" کردند. و آن داستان دیگریست. عکسهای جهانگیر رزمی، برندهی جایزهی پولیتزر، از انقلاب را اینجا، و عکسهای دیگری را اینجا ببینید. دختر رزمندهی توی عکس را نمیشناسم و نمیدانم چه بر سرش آمد. امیدوارم از همهی حوادث این سالها جان بهدر بردهباشد و خوشبخت باشد. |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |