English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


طرح تحول بزرگ اقتصادی دولت چه به سر ما خواهد آورد؟ / روشنگری
[اقتصاد] فرض كنيد مبلغ يارانه مستقيم نقدی برای يك خانوار در سال 1388 (سال آتی), ماهيانه 300 هزار تومان تعيين شود. اما در سه ماه دوم سال 1388, نرخ تورم جهش كند و قيمت ها يكشبه بالا برود. آيا فكر می كنيد دولت می آيد و مبلغ يارانه را هر سه ماه يكبار بر مبنای افزايش تورم, بيشتر می كند؟

طرح تحول بزرگ اقتصادی دولت چه به سر ما خواهد آورد؟
جمعی از فعالين کارگری



--------------------------------------------------------------------------------



اين روزها رئيس جمهور اسلامی در هر فرصتی از طرح تحول بزرگ اقتصادی می گويد. به قول خودشان می خواهند يك بسته كامل اقتصادی را در مقابل جامعه باز كنند. اين يك "بسته پيشنهادی" نيست بلكه اجباری است. آش كشك خاله است. اين بسته قرار است يارانه و گمرك و بانك و بيمه را هماهنگ كند به نحوی كه سودهای كلان و نرخ رشد بالای اقتصادی برای نظام سرمايه داری در ايران و سرمايه گذاران خارجی تامين شود. در واقع,اين "بسته اجباری" فقط دستپخت حكومت اسلامی نيست بلكه در چارچوب همان طرح های اقتصادی است كه صندوق بين المللی پول و بانك جهانی به كشورهای مختلف ديكته كرده اند و اجرای موثرشان شرط پذيرفته شدن در سازمان تجارت جهانی است. اگر می خواهيد نتايج عملی اين بسته را برای توده های مردم, برای كارگران و زحمتكشان جامعه ببينيد كافيست نگاهی به وضعيت فلاكتبار و وخيم شمار زيادی از كشورهای آفريقا و آسيا و آمريكای جنوبی بيندازيد.همين چند روز پيش بود كه رهبر جديد كوبا, رائول كاسترو به مردم آن كشور "مژده" داد: "بايد منتظر رسيدن روزهايی سخت باشيد." بله, ظاهرا در كوبا هم آش كشك خاله را بار كرده اند.
اما فرق دولت سرمايه دار در ايران اينست كه از در راه بودن سختی ها حرف نمی زند. بر عكس, طرح رياضت كشی اقتصادی و تشديد فشار بر مردم را با عباراتی چون "رفاه بيشتر برای قشرهای محروم" و "چشيدن طعم شيرين نعمات بيشتر از طرف مردم" معرفی می كند. در اينجا منحصرا به بخش "هدفمند كردن يارانه ها" در اين بسته اجباری می پردازيم. اين عبارتی است كه دولت سرمايه دار برای حذف يارانه ها به كار می برد. اين كار را با حذف يارانه مواد سوختی شروع كرده اند و طی چندين ماهی كه از اين كار می گذرد, همه مردم (به ويژه كارگران و قشرهای پايينی جامعه) تاثيراتش را به شكل گرانی بيشتر و تورم بيسابقه, و فاصله هر چه بيشتر دخل از خرج, با پوست و گوشت خود احساس كرده اند. اگر يادتان باشد قبل از به اجرا گذاشتن طرح سهميه بندی بنزين و حذف يارانه مواد سوختی, رئيس جمهور اسلامی و اقتصاددانان حكومتی ادعا می كردند كه اين طرح برای رفع بيعدالتی های اقتصادی است. می گفتند كه می خواهند يارانه ناعادلانه ای كه از طريق عرضه بنزين ارزان به پولدارهای جامعه كه هر يك چند خودرو دارند داده می شود را حذف كنند. می گفتند كه با اين كار مشكل ترافيك و آلودگی هوا در شهرهای بزرگ تا حد زيادی بر طرف خواهد شد. می گفتند كه مبالغ صرفه جويی شده از حذف يارانه و سهميه بندی مواد سوختی را صرف قشرهای محروم خواهند كرد. باز هم اگر يادتان باشد, وقتی كه صحبت از گران كردن بنزين (از 80 تومان به 100 تومان) بود همين رئيس جمهور در تلويزيون ظاهر شد و صاف صاف در چشم مردم نگاه كرد و گفت: من با بالا بردن قيمت بنزين مخالف بودم و نمی خواستم به مردم فشار بيايد! ولی كمی بعد از اجرای طرح سهميه بندی كه با گران شدن بنزين سهميه ای (و البته عرضه سازمان يافته بنزين آزاد!) همراه بود, او بار ديگر به حرف آمد و گفت: همه كه می بينيم بنزين عملا ليتری 400 تومان شده است!! طوری اين حرف را می زد انگار شخص خودش و طرح های اقتصادی حكومت اسلامی هيچ نقشی در اين 4 برابر شدن يكشبه قيمت بنزين نداشته است. انگار كاری است كه ناخواسته و خودبخودی انجام گرفته و در موردش كاری هم نمی شود انجام داد. نتيجه فوری اين اقدام عامدانه اقتصادی, جهش تورم و گرانی اوج يابنده و ادامه داری بود كه امروز شاهدش هستيم. نه خيابان ها خلوت شد. نه مشكل ترافيك و آلودگی هوای شهرهای بزرگ حل شد. نه عدالت اقتصادی برقرار شد. نه خودروهای قشر ممتاز و فوق مرفه سرمايه داران حكومتی و شريك حكومت از حركت افتاد و در گاراژ ماند.
حالا كاری كه از بنزين شروع كرده بودند را می خواهند قدم به قدم (البته هر چه سريعتر) به بخش های ديگر هم سرايت بدهند. البته مطمئن باشيد كه اين كار را در كمال پر رويی و با شعارهای عوامفريبانه پيش خواهند برد. همانطور كه گفتيم اسمش را گذاشته اند: هدفمند كردن يارانه ها. رئيس جمهور اسلامی می گويد كه يارانه مورد نياز صنايع (در واقع آن بخش از درآمدهای نفتی و ارزش افزوده ناشی از استثمار كارگران و زحمتكشان كه از اين راه به جيب سرمايه داری دولتی و خصوصی می رود) به صورت غير مستقيم پرداخت خواهد شد. يعنی با ارائه آب و برق و تلفن و گاز ارزان, تعرفه های گمركی پايين برای وارد كردن مواد اوليه و تجهيزات مورد نياز آنها, و احتمالا ارائه نرخ های پايينتر برای گرفتن وام صنعتی و خريد ارز خارجی. اما برای توده های مردم, يارانه را می خواهند به شكل مستقيم و "هدفمند" بدهند. ظاهرا جمعيت را به 10 بخش تقسيم كرده اند. سه بخش بالايی كه قشرهای فوق مرفه و مرفه جامعه هستند را فعلا كنار می گذارند, در مورد سه بخش ميانی هم دست نگه می دارند, و از چهار بخش پايينی كه از همه محرومتر و آسيب پذيرترند شروع می كنند. البته رئيس جمهور همچنان به مرفه ترين ها هم قول می دهد كه در ادامه طرح, از يارانه مستقيم بی نصيب نخواهند ماند! بگذريم از اين كه اين قشر در واقع, اساس سهم يارانه ای خود را به شكل غير مستقيم در بيزنس های ريز و درشتی كه دارد دريافت می كند. همانطور كه تاكنون انجام شده است.
دولت سرمايه دار روی "هدفمند" كردن يارانه خيلی تاكيد می كند. رئيس جمهور می گويد مبلغ يارانه بر حسب نيازهای محاسبه شده افراد خانوارها (بر اساس اطلاعات پرسشنامه ای) به حسابشان ريخته خواهد شد و اين كار را از 4 دهك پايينی شروع می كنند. بگذاريد يك تصوير رويايی از اين طرح ارائه كنيم: دولت می آيد از مردم می پرسد كه در چه زمينه ای يارانه می خواهيد؟ مردم هم جواب می دهند: مسكن, آموزش, خوراك, آب و برق و گاز و تلفن, بهداشت و درمان, تفريح و مسافرت و امثالهم. دولت می پرسد خانوار شما چند نفره است؟ و مردم مثلا می گويند 4, 5 يا 6 نفره. دولت می گويد بسيار خوب, سهم شما بر حسب هر نفر از افراد خانوار, ماهيانه می شود 100 هزار تومان. شماره حسابتان را بدهيد تا اول هر برج به آن واريز كنيم. مردم هم تشكر می كنند و می روند پی كارشان و هر ماه در حالی كه چند صد هزار تومان به درآمدشان اضافه شده به خوبی و خوشی زندگی می كنند و دولت را هم دعا می كنند. اما ببينيم در واقعيت چه خواهد شد؟ دولت ارقام را جمع آوری خواهد كرد و بر مبنای بنيه مالی و اولويت های بودجه, يعنی بعد از كنار گذاشتن هزينه های سنگين و در حال افزايش نظامی و امنيتی و تبليغاتی (رسانه های داخلی و متحدان خارجی) و كسر مخارج ريخت و پاش مقامات, رقم حداقلی را به عنوان سهم هر خانوار تعيين خواهد كرد. اين رقم با توجه به تجربه ای كه از عملكرد مالی ? اقتصادی حكومت اسلامی در زمينه های مشابهی مثل بيمه داريم, معمولا بسيار كمتر از محاسباتی است كه مردم در مورد دخل و خرج خود می كنند. سپس با به راه افتادن طرح, يارانه از روی مايحتاج عمومی و ابزار معيشت مردم برداشته خواهد شد. البته بعيد است كه بتوانند اين كار را يكمرتبه و سريع انجام دهند. اگر چه دولت واقعا تلاش می كند به اين اقدام سرعت ببخشد. يعنی مردم چشم باز می كنند و در بازار, نه فقط با بنزين ليتری 570 تا 700 تومانی, بلكه با نان و روغن و برنج و گوشت و ميوه و سبزی و پوشاك و اتوبوس و تاكسی و.... با قيمت های چند برابر و سرسام آور روبرو می شوند. اول ماه به بانك می روند و می بينند آن مبلغ حداقلی كه گفتيم و دولت محاسبه كرده به حسابشان ريخته شده است. احتمالا لبخند رضايت خواهد زند. ولی در بازار می بينند كه باز هم كم می آورند. يعنی مجموع درآمدهايشان كه دولت با حساب و كتاب ديگری محاسبه كرده و قيمت كالاها كه با حساب و كتاب ديگری تعيين شده, كماكان خوانايی ندارند. بنابراين به ناچار مصرف خود را كاهش می دهند. يكی از نكاتی كه دولت اسلامی با افتخار به عنوان مزيت طرح ?هدفمند كردن يارانه ها? از آن حرف می زند, اينست كه پول را مستقيم به مردم می دهيم تا آن را هر جوری كه خواستند و در هر زمينه ای كه نياز داشتند مصرف كنند. انگار دارند به مردم ?كارت هديه? بانك پارسيان می دهند! واقعيت اينست كه اگر اجاره خانه عقب بيفتد, معنايش اينست كه خورد و خوراك بچه ها قطع خواهد شد. چون والدين بايد بين نان سنگ 700 تومانی (غير يارانه ای) با پرت شدن اثاثيه به كوچه و بی خانمان شدن يكی را انتخاب كنند.
اما مساله به اينجا ختم نمی شود. فرض كنيد مبلغ يارانه مستقيم نقدی برای يك خانوار در سال 1388 (سال آتی), ماهيانه 300 هزار تومان تعيين شود. اما در سه ماه دوم سال 1388, نرخ تورم جهش كند و قيمت ها يكشبه بالا برود. آيا فكر می كنيد دولت می آيد و مبلغ يارانه را هر سه ماه يكبار بر مبنای افزايش تورم, بيشتر می كند؟ آيا تا اين اندازه خوش خيال هستيد؟ توده های مردم, همان 4 دهك پايينی كه قرار است طرح از آنها شروع شود با يك چنين تكان اقتصادی, به خاك سياه خواهند نشست و دستشان به هيچ جا بند نخواهد بود. ديگر در بازار حتی جايی هم نيست كه بتوان نان 100 تومانی پيدا كرد كه لااقل فقط آن را خريد و سق زد. يك احتمال ديگر كه با توجه به ماهيت حكومت اسلامی و تجربه دوران حياتش اصلا احتمال بعيدی نيست, اينست كه دولت گاه به گاه به علت كمبود منابع مالی و كسری بودجه و امثالهم, مبلغ يارانه ماهيانه را دير به حساب بريزد. يا برای چند ماه اين كار را به تعويق بيندازد. اين چيزی است كه آخر هر سال در مهلت پرداخت عيدی و مزايا برای قشرهای مختلف حقوق بگير دولت, و يا در مورد حقوق ماهانه بازنشستگان اتفاق می افتد. فقط خودتان مجسم كنيد, جامعه ای كه ديگر در آن كالای يارانه ای موجود نيست و قيمت ها شكل نجومی (دلاری) به خود گرفته, و از آن طرف از يارانه مستقيم نقدی هم خبری نيست.
فكر نكنيد اين حرفها زيادی بدبينانه است و يا حدس و گمان هايی بعيد است. نشانه ها و نمونه هايی از اين نوع اقدامات در كشورهای تحت سلطه ای مانند ايران قبلا انجام شده, يا هم اينك در حال انجام است. نتيجه فوری اجرای اين طرح ها, معمولا وقوع شورش های گرسنگان (يا به قولی شورش نان) بوده است. سوال اينست كه آيا كارگران و زحمتكشان در ايران در برابر اجرای چنين طرح فلاكت زايی مقاومت و مبارزه خواهند كرد يا نه؟ آيا به نيروی عزم و اراده مبارزاتی خود, دولت سرمايه دار و طرح ريزان نهادهای جهانی را به عقب نشينی يا به تعويق انداختن اجرای اين طرح ها وادار خواهند كرد يا نه؟ آيا وقوع شورش های نان در ايران محتمل نيست؟ اوضاع به سرعت در چنين جهتی در حركت است. بايد به اين احتمالات فكر كرد و برای پيشبرد اهداف ضد استثماری و ضد ستمگرانه طبقه كارگر و تامين خواسته های بر حق توده های مردم, هر چه متحدتر و متشكل تر تدارك ديد.
فردا ازآن طبقه کارگر است
جمعی از فعالين کارگری (jafk)
Jafk.blogfa.com :وبلاگ
Kargaran_fa@yahoo.com

اضافه شده توسط آشیل | ۱۶:۵۱ ۸۷/۴/۲۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر