| بهانه ای بزای جست وجو / خبرنامه امیرکبیر | ||
| [سیاسی] ۲۵ خرداد ۸۷ روزی که به خاطر همه ی ما میماند. به یاد دانشجویانی که ۴ روز از عمر گرانبهای خود را صرف کاری کردند که وظیفه ی کسان دیگری بود. وظیفه ی حراست، مسئولین دانشگاه، وزارت علوم و در نهایت، دولت. متاسفانه ما در خرداد امسال شهد شیرین مهر ورزی را چشیدیم و گلویمان سوخت! بغضی گلوی همه ی ما را آزرد و به نگاه لبریز شد. ۲۵ خرداد ۸۷ روزی که به خاطر همه ی ما میماند. به یاد دانشجویانی که ۴ روز از عمر گرانبهای خود را صرف کاری کردند که وظیفه ی کسان دیگری بود. وظیفه ی حراست، مسئولین دانشگاه، وزارت علوم و در نهایت، دولت. متاسفانه ما در خرداد امسال شهد شیرین مهر ورزی را چشیدیم و گلویمان سوخت! بغضی گلوی همه ی ما را آزرد و به نگاه لبریز شد. آری! اگر سکوت میکردیم، توهینی عظیم به خودمان کرده بودیم و حال که فریاد زدیم، تاوان میدهیم. اگر از مسئولان بپرسی چرا شادی از میان مردم رخت بر بسته، میگویند عزاداری برای امام حسین ( که البته کاریست بسیار مقدس و منکر آن نیستیم) خود نوعی شادی به ارمغان می آورد. شادی مبارزه با بی عدالتی، دادخواهی، مبارزه با ظلم و فساد! پاسخ آنان این چنین است که نپذیرفتن ظلم، شادی بخش است. آنها میگویند، ما میخواهیم شادی حقیقی را به لبان مردم بنشانیم لبخندی که ناشی از عدم سکوت برابر ظلم به وجود می آید. ولی حالا ما عزادار این فریادیم! چرا که این نوع ترویج شادی، موجب بازداشت دوستانمان شد! می خواهم به چند سوال پاسخ دهم: (۱) آیا این اتفاق یک سناریوی از پیش نوشته شده بود؟ این سوال از جمله سوالاتی بود که دستهای پنهانی خواستند آن را بر زبانها جاری کنند. اما نکته ی مهم اینجاست که چرا این سوال به صورت مبهم پرسیده شد؟ این سناریو توسط چه فرد یا افرادی نوشته شده؟ توسط دختر و دوستانش؟ اگر سوال این باشد که سناریو توسط دختر و دوستانش نوشته شده باشد، باید بگوییم سوال ناشیانه ای است! چون گفته شد این دو نفر صیغه و محرم هم بوده اند و مسلما این کار به ضرر دختر تمام میشود و هیچ انسانی حاضر به انجام چنین کار بیهوده ای نیست! و مسلما این شبهه، که این سناریو توسط معاونت فرهنگی و مسئول کمیته انظباطی دانشگاه نوشته شده باشد کاملا بعید است! تنها مورد آخر میماند، یعنی عده ای دانشجو دور هم جمع میشوند و قصه ای می نویسند و به دفتر آقای مددی حمله میکنند! آیا این عجیب نیست؟ این دانشجویان از کجا می دانند که این حادثه قرار است در ساعت ۷ عصر یعنی پس از ساعت اداری اتفاق بیافتد؟ مگر آنکه دختر یا آقای مددی به آنها گفته باشند که پیش از این نقض شد. اینگونه بپرسم: آیا چند تن از دانشجویان، سناریویی نوشتند که در آن ساعت از روز، دختر و آن مسئول دانشگاه در اتاقی قفل شده حاضر باشند؟ واقعا ممکن است؟ (۲) اتفاقاتی که در فیلم حادثه بود، ثابت کننده هیچ چیز نیست! باید بگویم بجز این فیلم، چیز دیگری هم وجود دارد. شاهدان حاضر در افشای این اتفاق، کاملا از یادها رفته اند! اینکه چندین نفر در آنجا حضور داشتند، اینکه آن دانشجویان پس از در زدن و باز نشدن در، آن را شکستند! و این که این میان چیزی بالغ بر ۱ دقیقه گذشت تا وارد اتاق شدند و مسلما آنها وقت کافی برای از بین بردن برخی موارد را داشته اند ولی با این حال می بینیم که در آن فیلم، هر دو به صورت ظاهری، آشفته اند و البته آقای مددی که از لحاظ روحی نیز، کاملا آشفته است. البته باید بگویم که اگر چیزی در آن فیلم بود که نشان از انجام عمل منافی عفت داشت، هیچ وقت آن فیلم نباید به آن صورت پخش می شد. چرا که خود اشاعه ی فحشا به حساب می آمد و جرم سنگینی داشت. اکنون ما سوالاتی داریم: (۱) اگر عمل آقای مددی اشتباهی بزرگ نبوده و ایشان فقط با فردی که محرم او بوده رابطه داشته، پس دانشجویان اعم از بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی و … چه چیز را راجع به ایشان به حراست و دکتر نداف (ریاست دانشگاه) گوشزد کرده بودند؟ (۲) دانشجویان چگونه می توانستند حق خود را بگیرند؟ (۳) چرا از این به بعد اگر کسی، چیزی مشابه این در دانشگاه و یا هر جای دیگری دید، باید با ترس و لرز آن را گزارش کند؟ (۴) اگر به جای آقای مددی، یک دانشجو مرتکب چنین عملی میشد، آیا با او هم به همین شکل برخورد میشد؟ (با این فرض که آن دانشجویان هم محرم هم بودند) (۵) اگر این اتفاق، حادثه ی بزرگی نبود و دانشجویان آن را بزرگ جلوه داده اند، چرا در سخنان دادستان و یا اشخاص دیگر این همه تناقض وجود دارد؟ (۶) اگر دختر و آن مسئول دانشگاه، محرم یکدیگر بودند، دلیل آن همه تاخیر برای بیان آن چه بود؟ (۷) منظور دادستان از وجود شاکیان خصوصی در پرونده چه کسانی هستند؟ (۸) چرا این دختر در فیلم حادثه این همه پریشان است؟ و چرا با آن همه ترس از آن اتاق می گریزد؟ آیا دختر چیزی برای دفاع از خود نداشته؟ و چرا به دختر دیگری که در فیلم هم مشخص است پناه می برد؟ و سوالات بسیاری که در ذهن همه وجود دارد… بیاییم بیشتر فکر کنیم و تسلیم تبلیغات، از هیچ جناه و هیچ جایی نشویم. انتخاب پذیرفتن با ما است، پس چه نیکوست که اول حق را بشناسیم و سپس آن را انتخاب کنیم. |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |