English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


چرا چند میلیون گروگان !؟ / محترم مؤمنی روحی
[دیدگاه] حدود نوزده سال قبل ، وقتی بریده جراید به اتاق کار ما رسید تا مطالعه بکنیم ؛ در یکی از آنها خواندم که یک هواپیمای سوئدی ، مملو از پناهنده های ایرانی ، به خواست و تصمیم دولت وقت سوئد به ایران بازگردانده شده بود . درست در همان ایامی که روابط پشت پرده اقتصادی دو کشور ، به هم خورده بود ، در این رابطه ، چوبش را گروگانها خوردند.

چرا چند میلیون گروگان !؟
پدیده های طبیعی ، چه ما بخواهیم و چه نخواهیم ، در این دنیا حضور فعال دارند . در پیرامون ما ، در هر محیطی که باشیم ؛ هوا به وفور وجود دارد . هوائی که بدون آن زندگی موجودات زنده ، امکان نخواهد یافت .
در مناطقی که آب وهوای دریائی دارند ، پدیده های مه ، باران ، برف و تگرک و امثال اینها اجتناب ناپذیرند ، و بیش از جاهای دیگر نزول می کنند.
در مناطق کویری ، پدیده باد معمولی و یا گردبادهای مخرب و ویرانگر ، اسباب ایجاد خسارتهای فراوانی را ، برای مردم به وجود می آورند .
در دشتهائی که اطرافشان را ، کوههای زنجیره ای که اصطلاحأ به آنها " سلسله جبال " می گویند ؛ به وفور دیده می شوند . چشمه سارهای طبیعی با آب گوارایشان در جای جای این کوهسارها دیده می شوند . یکی دیگر از اختصاصات این کوهها ، آنست که دامنه های زیبایشان ، منتهی می شوند به علفزارهای چشم نواز و مراتعی که رمه های دام روستائیان ، همچون چراگاهی مملو از برکات پروردگار ، در آن می چرند و بسیاری از ایشان ، کوچکترین تجاوزی به حریم یکدیگر نمی کنند . حتی در کمال صبوری ، اگر حیوان دیگری به مرز چریدن و استراحت آنها نزدیک بشود ؛ نه آنکه اعتراضی ننموده و با او به ستیزه نمی پردازند ؛ بلکه درکمال گذشت ، رویشان را به طرفی دیگر می کنند . و یا طوری وانمود می نمایند ، که اصلأ او را ندیده اند . با این روش ، به آن حیوان دیگر هم ، فرصت و اجازه می دهند ، که در آنجا غذایش را از خوان گسترده خالقشان بخورد .
چگونه است که اشرف مخلوقات ، با همه ابزار اضافه ای که آفریدگارش به او داده است ؛ با همه امکاناتی که در اطراف او گسترده است و همه نعمتهائی که اجازه استفاده از آنها را دارد ؛ اینقدر تنگ نظر و خودخواه می باشد ؟ چرا او همه چیزها را فقط برای خودش می خواهد؟
مردم عادی در دنیا ، دیدگاههای معمولی و ساده ای دارند . اما آنانی که در پستهای بالا و مهمتری هستند ، نقطه نظرهایشان وسیع تر و دامنه افکارشان گسترده تر است . در میان گروه دوم ، سیاستمداران بینشهای خاص خودشان را دارند . بخصوص اگر به واقع ، با معنای سیاست آشنا بوده و به آن احاطه داشته باشند ؟
عالمان علم سیاست میدانند ، که سیاست یک هنر است ؛ هنری که به هنرمند ( به سیاستمدار ) ، امکان تشخیص این مسأله را می دهد ، تا در یابد که به واقع ، چه چیزی ، چه موضوعی و یا چه طرح وبرنامه ای ، قابلیت شدن دارد ؟ هر که به این مهم دست بیابد ، سیاستمدار نامیده می شود . به طور مثال اگر سیستم حکومتی یک کشور، نیروهائی داشته باشد که دارای استعداد ویژه ای در جریان مسؤلیتهای خودشان باشند ؛ و درک بکنند که تصمیمات متخذه توسط ایشان ، تا چه اندازه قابلیت شدن و تحقق یافتن دارند و آیا عملی خواهند شد یا نه ؟ سیاستمدار خواهند بود . بنابراین، با دارا بودن چنین هنری ، خواهند توانست طرحها و برنامه های سیاستمدارانه خودشان را ، برنامه ریزی و آماده انجام بنمایند .
در کشورهای فراوانی که بر پهنه این گیتی گسترده شده اند ، بعضی شان بسیار موفق هستند وتعدادی از آنها تقریبأ توفیقاتی به دست آورده اند و بقیه هم هنوز اندر خم یک کوچه اند ! دانشمندان علم جامعه شناسی ، به این سه نوع ممالک دنیا ، نامهای خاصی را اطلاق می نمایند . به گروه نخست ، کشورهای پیشرفته می گویند ؛ به دسته دوم ، کشورهای در حال توسعه نام می نهند ؛ و به بقیه کشورها ، عقب مانده و توسعه نیافته می گویند .
قدمت و تاریخ کشورهای دنیا ، نقشهای تعیین کننده ای در میزان رشد و ترقی ، و یا عقب ماندگی و درجا زدن آنها ، ایفاء نمی کنند ! اگر یک کشور تازه کشف شده ، که قدمتش به یک هزار سال هم نمی رسد ، از بقیه پیشی گرفته و راههای ترقی را ، از آن قدیمی ترها ، سریعتر پیموده ، دلائل دیگری به غیر از باستانی بودن و یا عکس آن دارد . چندین کشور مانند چین و ایران و هند و مصر و یونان ، از قدمت بسیار زیادی برخوردارند ؛ بعضیها کهنگی و باستانی بودن کشور چین را ، تا ده هزار سال هم گفته اند. در حالی کشور عزیز ما ، مام ایران زمین ، به گفته ایران شناسان ، هفت هزار سال قدمت تاریخی دارد ، که از این مدت ، سه هزار سالش مکتوب می باشد و به صورت پادشاهی بوده است . کشورهای مصر و هند و یونان هم ، علی القاعده باید چنین عمری داشته باشند .
در ایران ما ، سندهای گویائی از این طول عمر در دسترس است . مشهورترین آن تاریخ تولد شاه شاهان ، " کورش کبیر " است که حدود پانصد سال ، قبل از میلاد مسیح می زیسته و برای اولین بار در دنیا ، آئین نامه حقوق بشر را ، به همه جهانیان اعلام داشته است ، و آن را بر سنگ نوشته های متعدد که کتیبه نام نهاده ایم برایمان به یادگار گذاشته است .
سند معتبری که جهانیان به آن اذعان دارند و تأیید می کنند . اما با شرمساری باید اعتراف بکنیم ، که در همین ایران خودمان ، کار را به جائی رسانیده اند ، که همه آن تفاخرات و مباهات گذشته از پیشینه درخشانمان ، دستخوش روشها و نگرشها و اعمال وکردار ناپسند کسانی شده است ، که متأسفانه در زمره سیاستمداران ایران هم می باشند . درست همان مفهومی که در علم سیاست باید مطرح باشد ، در میان این افراد کاملأ نادیده گرفته شده و مفهوم واقعی اش را از دست داده است .
یعنی مردان میدان سیاست کنونی مملکت ما، نه تنها نمی دانند چه چیزهائی قابلیت شدن را دارند ؛ بلکه همه آنچه که شده بوده است را هم ، با رفتارهای غیر منطقی و سخنان یاوه ای که سردمدارانشان به دنیای کنونی ارائه می دهند را نیز پایمال ندانم به کاریهای خودشان نموده اند .
اکنون ، کشورهای مترقی و در حال توسعه و حتی عقب مانده های دنیا هم ، در میان ملت و ساکنان بومی خودشان ، غریبه هائی را جای و فرصت زندگی کردن داده اند ؛ که ماحصل همان بی سیاستی ها می باشند ، و پناهنده های اجتماعی ، سیاسی لقب یافته اند . در میان همه کشورها ، نمایندگان غیر رسمی مردم و ملت ایران پراکنده اند ؛ اینان ، اعقاب همان کورشها ، داریوشها ، اردشیرها ، نادرها ، امیرکبیرها و رضاشاه هائی هستند ؛ که وقتی در هیچ کجای این دنیا ، چیزی به نام پست وجود نداشت ؛ آنها صنعت نامه و پیام رسانی را ، به وسیله چاپارهائ زبده و اسبان تندروئی که داشتند ؛ در کشورشان ابتکار نموده بودند . زمانی که مردم دنیا ، حتی همین اروپائیان پیشرفته آب گرم می کردند و در آشپزخانه هایشان به شستشو می پرداختند ؛ آنها ( ایرانیان باستان ) ، حمام را نیز ابتکار نموده و داشتند . حتی حمامی که حدود هفتصد سال پیش به ابتکار دانشمند ایرانی " شیخ بهائی " در اصفهان ساخته شده بود ، فقط با یک شمع آبش گرم می شد ؛ را داشتند .
اکنون ، در این برهه از زمان ، بازماندگان همان مردم دانا و مترقی ، با عنوان پناهنده در کشورهای دوست و دشمن پراکنده می باشند .
شخصی پرسید : " چرا در این ممالکی که هیچ حقی بر گردنشان نداریم ؛ و فقط به خاطر شائبه های انسانی و بشردوستانه ، ما را پذیرفته و هزینه زندگی مان را هم پرداخت می کنند " ؟
در پاسخ او گفتم << اشتباه همگی ما در این است ، که می پنداریم این کشورها ، از نظر حقوق انسانی ما ، تحویلمان گرفته و تر وخشکمان می کنند ! آنها ، ( سیاستگزاران کشورهای متبوع ) ، در آن درجه از بلوغ فکری هستند که مصالح ملک و ملت خودشان را ، بر همه چیز ارجحیت بدهند . اگر ما برای آنها منافعی نمی داشتیم ؛ هرگز سرمایه کشورشان را مصروف هزینه های مربوط به غریبه ها نمی کردند>> .
سؤآل کننده مجددأ پرسید : " منظور شما چه منافعی می باشند ؟ " در جواب او اظهار داشتم << آیا می دانی که ملت ایران ، یکی از نژادهای برجسته و هوشمند و اصیل و زیبای دنیا به حساب می آید ؟ کشورهای میزبان ، با چندین ایده و هدفی به بیگانگان ( پناهندگان ) ، رخصت حضور در کشورشان را می دهند که آنها در نخستین گام در صدد هستند که به اصلاح نژاد خودشان بپردازند . ( زیرا برخی از این پناهجویان ، با بعضی از هموطنان آنها ازدواج می کنند و نسلی را که به جامعه آنها تقدیم می گردد ، یک نوزاد با نژادی دوگانه است ، که اصطلاحأ به آنها دورگه می گوئیم . و درگام بعدی ، از این خاطر که به اینها پناه و مأوا داده اند ؛ از مواهب بین المللی بهره مند می گردند و در ضمن اینها ، به نشر و صدور فرهنگ وزبانشان هم یاری می رسانند . در جریان این داد وستدها هم ، از نیروی کاری پناهندگان و هوشمندی ایشان ، سود می جویند و اسباب پیشرفت و رونق اقتصادشان را هم به وجود می آورند . اما اینها همه امتیازاتی نیستند که کشور میزبان ، کسب می کند . مهمترین بخش سود ، زمانی عاید ایشان می گردد ، که اگر دول کشورهای میزبان ، با دولتهای ممالکی که بخشی از ملتش در آن کشور مهمان و پناهجو می باشند ؛ اختلافی پیدا بکنند ، میزبان می تواند به راحتی از یک موضوع نهایت سوء استفاده اش را ببرد ، و آنهم داشتن " گروگان" است !! به زبان ساده ، میزبان به جهت آنکه سر بزنگاه ، از کشوری که مردمش به کشور او رفته و در آنجا پناه گرفته اند ، بتواند سودجوئی مادی و معنوی و سیاسی بکند ؛ در اکثریت موارد ، به طور مخفی و پشت پرده ، دو طرف ، با هم زد و بندهائی می کنند و از وجود " گروگانهای " بی خبر از همه جا ، نهایت سوء استفاده را می نمایند . زمانی که پرتوی از عدم رفاقت و دوستی ، میان مهمان و میزبان پیش بیاید ؛ صد البته ، صاحبخانه از همه حقوقی که دست و دلبازی اولیه اش به او اعطا کرده است متنعم می شود >> .
از پاسخهائی که به او ارائه دادم ، تن خودم هم لرزید . حدود نوزده سال قبل ، وقتی بریده جراید به اتاق کار ما رسید تا مطالعه بکنیم ؛ در یکی از آنها خواندم که یک هواپیمای سوئدی ، مملو از پناهنده های ایرانی ، به خواست و تصمیم دولت وقت سوئد به ایران بازگردانده شده بود . درست در همان ایامی که روابط پشت پرده اقتصادی دو کشور ، به هم خورده بود ، در این رابطه ، چوبش را گروگانها خوردند .
خزان 1387 هلند
محترم مومنی روحی

اضافه شده توسط میداف | ۱۶:۳۶ ۸۷/۷/۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر