English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


حجاب اسلامی یا مرگ تدریجی آزادی؟ / محترم مؤمنی روحی
[دیدگاه] وقتی به واژه حجاب توجه می‌کنیم، در منظر دید ما تصویر زنی متصور می‌شود ، که پوششی از چادر مشکی دارد و یا مانتو و شلوار و مقنعه‌ای سیاه یا یک رنگ تیره دیگر را در بر نموده است .

حجاب اسلامی یا مرگ تدریجی آزادی؟
وقتی به واژه حجاب توجه می‌کنیم ، در دید ما تصویر زنی متصور می‌شود که پوششی از چادر مشکی دارد و یا مانتو و شلوار و مقنعه ای سیاه یا رنگ تیره دیگری در بر.
با آنکه اصل این واژه یک لغت عربی است و ربطی به فرهنگ و آداب و رسوم ما ایرانیان ندارد و نداشته است؛ اما ، پس از یورش و حمله اعراب صدر اسلام به ایران، و همزمان با سلطه طولانی مدت خاندان خلفای عباسی، به ویژه هارون‌الرشید و پسرانش در ایران و نیز با خیانت وطن‌فروشانه‌ی وزیر عرب‌پرست ایشان، خواجه نظام الملک، فرهنگ متحجر اقوام بادیه‌نشین و ملخ‌خوار شبه جزیره‌ی عربستان، در سرزمین آریائیان، حضوری ناخجسته یافت .
چند قرن بعد از آنها، پادشاهان کاتولیک‌تر از پاپ سلسله‌ی صفویه، بر دامان موضوع آن حجاب تحمیل شده بر فرهنگ قومی ما ایرانیان، آتش بیشتری زدند و بانوان نیاکان ما را به پوشیدن ردای بلند و گشادی که چادر نامیدندش، محکوم و مجبور نمودند .
با ترویج بیشتر بنیادگرائی و تحجر در سراسر خاک اهورائی ایران، نشر خرافه و جهل هم روزافزون شد. اما در همان شرایط استیلای آن اقوام وحشی، بسیاری از ایران‌پرستان واقعی، بر آئین و رسوم و دین باستانی و اصیل خودشان، باقی ماندند و به خفت آن پوشش شخصیت ویران‌کن و داشتن آن مرام و مسلک برخاسته از ارتجاع جبر و زور و فشار، تن در ندادند و هنوز در بازماندگان آنها می‌توان به نوع و میزان پایداری ایشان، به عقاید والای پیشینیان آنها را دید و لمس کرد.
به طور مثال اگر به زنان ایلات و عشایر ساکن در استان‌های فارس و جنوب و غرب کشور، توجه بکنیم؛ از اطراف سربندهای زیبایشان چه در بالای ابروان و پیشانی آن ها و چه در نزدیکی شقیقه‌هایشان، میان گوش و ابروان آن‌ها بخشی از موهای زیبایشان را که اصطلاحأ به آن زلف می‌گویند را خواهید دید.
چه شده است که حضور و سلطه چندین صد ساله‌ی آن اقوام ابتدائی و بی‌تمدن ، نتوانسته بر این عزیزان بقبولاند که همه موهایشان را در زیر پوششی از مقنعه و یا چادر مخفی نمایند؟ در میان بانوان استان‌های گیلان و مازندران، بخصوص بانوان مسن‌تر ایشان کاملأ می‌بینید که روسری‌های آن‌ها از میانه‌ی سر تا به عقب را پوشانده و چادرهایشان را همیشه دور کمرهای خودشان بسته‌اند و با آن جلیقه‌های زیبا و چکمه‌های لاستیکی در میان رطوبت عمیق شالیزارها و مزرعه‌های کشت چای، زحمت می‌کشند. دربعضی نقاط هم این زنان بیش از مردانشان به انجام کارهای توانفرسا می‌پردازند .


خوشبختانه، خواص می‌دانند که حجاب داشتن و یا گذاشتن پوشش بر سر و اندام بانوان ایرانی را مسلمان‌های صدر اسلام و خلفای آن‌ها تا این حد بر ما نپوشاندند بل‌که همان سلسله‌های خشکه مقدس و فریب خورده بودند که این روش خواری آفرین را بر ملک و ملت تحمیل نمودند. چه بسا و به احتمال قریب به یقین خود مسلمان‌های صدر اسلام هم، این روش را از ادیان پیشین و اهل کتاب آموخته بودند و همان‌گونه که بسیاری از مطالب کتاب‌هایشان و قوانین اجتماعی‌شان و نیز دستورات و قواعد زندگی‌شان را هم از آنها تقلید نموده بودند؛ وقتی بانوان آنها را می‌دیدند که هنگام داخل شدن به معابد و عبادتگاه‌هایشان پارچه ‌ی روی موهایشان می‌اندازند و یا با انداختن شال نازکی بر شانه‌هایشان اطراف گریبانشان را مخفی می‌ساختند و سپس به جایگاه‌های مقدس خودشان وارد می‌شوند؛
پنداشتند که این روش خوبی است برای نگاه داشتن و محبوس ساختن زن‌ها، در قفسی متحرک به نام حجاب!
در برخی از کشورهائی که در جنوب شرقی قاره آسیا و در بخش‌هائی از شبه‌قاره‌ی هندوستان هستند نیز دین اسلام رواج نسبتأ قابل توجهی دارد. اما موضوع حجاب در میان ساکنین این کشورها نه اینکه نقش و نمودی مذهبی ندارد ، بل ، که فقط و فقط جنبه فرهنگی به خودش گرفته است و سمبولهائی از پوشش قومی آنها به شمار می آید . در هندوستان و کشورهای دیگری مانند پاکستان و سریلانکا و نپال هم که زنان با پوشش‌های زیبائی به نام "ساری" در همه جا آمد و شد می‌کنند با آنکه پوشش نازک و لطیفی بر روی شانه‌هایشان می‌اندازند، ولی بخش میانی لباسشان حدود ده پانزده سانتیمتر از ناحیه کمر ایشان را به طور برهنه نمایان می‌سازد . در میان این خانمها با این پوشش کمرنما، زن‌های مسلمان هم حضور دارند. که لباس‌های ملی و سنتی خودشان را می‌پوشند. اما خبری از چادر و مقنعه و شلوار و مانتو در آنجاها نیست یا دست کم من نمی‌دانم .
آیا اگر به این بیندیشیم که به قول خشکه مقدس‌های دوآتشه‌ی مسلمان، نوعی انرژی پرکشش و مغناطی‌ دار باشد که مردان را تحت تأثیر قرار بدهد و موجب تغییراتی در سیستم غریزه‌ی جنسی ایشان بشود و شهوت را جانشین منطق انسانی ایشان بکند، باز هم خانم‌ها مسؤل این تغییر و تحول هرمونی آنان نیستند. چرا باید ضعف نفس مردان، باعث اسیر و محبوس شدن خانم‌ها بشود؟
در مرگ تدریجی آزادی، نقش خود خواهی‌های آدم نماهائی که ضد بشریت هستند و مدافعان فرامین شیاطین، در حبس نمودن رهائی و آزادگی، در میان قفسی تیره و تنگ و دست و پا گیر، به آشکارا هویدا است. آنهائی که این نقوش خفت آور را متحمل می شوند و هیچ واکنش اعتراضی ابراز نمی نمایند ؛ گناهشان از آنهائی که حکم به چنین سخت‌گیر‌ی‌های اجتماعی می‌دهند کمتر نیست .
دیگر آزاری و خود آزاری هر دو عصیان به محضر آن یگانه یکتا است که خود همه موجودات هستی‌اش را آزاد و رها به این جهان گسیل داشته است. او بندگانش را آزاده آفرید، اگر این مخلوق، خود را در بند اسارت فرمانبرداران شیطان، به بند بکشند، گناهی نابخشودنی را مرتکب گشته‌اند .
در بند اسارت حجاب نبودن، ورای بی‌بندوباری و جلفی و سبکسر بودن است؛ آنان‌که مفهوم این دو مقوله، را نمی‌فهمند، زنان فرهیخته ایرانی نیستند. اینان همانانی هستند که در چهل پنجاه سال پیش، با داشتن سن وسال نزدیک به پنجاه شصت سال، به سبک هنرمند ارزنده و والا، سرکار خانم گوگوش، موهای خودشان را دوسانتی کوتاه کرده بودند و به آن نام مدل " گوگوشی " را داده بودند . دختران کم سن وسال و بسیار جوان همان زنان افراطی آن دوران هم، در جنجال سال پنجاه و هفت، اندام زیبای زنانه شان را، در قفس‌های چادرهای مشکی آستین‌دار و دستکش‌های بلند و سیاه، و عینک‌های دودی تیره مخفی نمودند که میزان تفریط‌گرائی خودشان را به همان مقدار افراط‌گونه مادرهایشان مناسبت بدهند .
زنان فرهیخته و آزاده‌ی ایرانی، نه از دسته آن مادرانند و نه از گروه این دختران. ایشان به حقیقت، معنای وجودی نام و شخصیت و کمال زن، آنهم زن ایرانی را، به درستی واقفند و در هر کجای دنیا که باشند، موجب افتخار هم میهنانشان خواهند بود .
خزان 1387 هلند
محترم مومنی روحی

اضافه شده توسط میداف | ۱۲:۳۲ ۸۷/۷/۲۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر