| «حاکمیت دوگانهای» که موجب جدائی فلسطینیها شده است/بلاگ نیوز | ||
| [کتاب] آخرسر از خود میپرسیم «چرا در این دنیا، صاحب کودک شدهایم؟» نوشتهی: امیره هس، Amira HAAS خبرنگار اعزامی لوموند دیپلماتیک و ساکن رامالله (فلسطین) است و از جمله کتاب «مکاتبات رام الله»، (2003-1997) را منتشر کرده است (انتشارات لافابریک، 2004) برگردان: بهروز عارفی بدنبال یک کارزار انتخاباتی فشرده، خانم تزیپی لیونی به رهبری حزب کادیما برگزیده شد. قرار است که او جانشین ایهود اولمرت برای تصدی مقام نخست وزیری اسرائیل گردد. اما، هنوز روشن نیست که او بتواند خطر انجام انتخابات زودرس را دفع کند. مذاکرات اسرائیل-فلسطین با بنبست روبروست و وعدههای کنفرانس آناپولیس در مورد ایجاد دولت فلسطین پیش از پایان سال 2008 میلادی، تحقق نخواهد یافت.بویژه که انشعاب در حکومت فلسطین میان غزه و رامالله سخت سری اسرائیل را تقویت می کند. اوایل ماه ژوئیه بود. یک خبرخوب موجب تسلی خاطر اهالی غزه و کرانهی باختری شد. نتیجه امتحانات نهائی دبیرستان ها هم زمان در دو منطقه اشغالی فلسطینی اعلام خواهد شد. شایع شده بود که وزارت آموزش غزه میخواهد نتیجه را یک روز پیش از کرانهیی باختری اعلام کند. این شایعه بیانگر نگرانی مردم در مقابل منطقی است که دو گانگی «قدرت» از ژوئن 2007 به این طرف بوجود آورده است. یعنی نتیجه منطقی وجود حکومتی در رامالله به رهبری الفتح و حکومت حماس در غزه. کسانی که به محافل تصمیم گیری دسترسی ندارند، شتاب زده نتیجه گرفتند که «ملاحظه میکنید، دوگانگی به وزارت خانههائی که مسئول خدمات اساسی اند[نظیر آموزش، بهداشت و بیمههای اجتماعی]، سرایت نکرده است». جنون دوگانگی هم حدی دارد. در همه جا میتوان شنید که «همه میدانند که قطع رابطه به اشغال اسرائیل خدمت میکند. و هر دو «حکومت» مسئولیتهای محدودی دارند و در حقیقت، قدرت در دست اشغالگران اسرائیلی است.». در اواخر ماه اوت، هنگامی که قرار بود با زعامت مصر، الفتح و حماس سازش کنند، سندیکاهای وابسته به الفتح در رامالله، کارمندان دولت در نوار غزه را به اعتصاب فرا خواندند. چندی قبل، در نیمههای ژوئیه، جامعهی فلسطین به مدت چند روز به روستائی بدل گشته بود که همه میدانستند چه کسی موفق شده و چه کسی در امتحان رد شده است. در کرانهیی باختری، چون همیشه، برگزاری امتحانات نهائی را با شلیک گلولههای هوائی جشن گرفتند. با وجود عدم رضایت مردم، سازمانهای امنیتی تشکیلات خودگردان نتوانستند از این رسم خطرناک جلوگیری کنند. اما در غزه، حتی صدای شلیک یک گلوله به گوش نرسید. حکومت حماس و شهربانی او شلیک تیرهای هوائی را در رویدادهای غیر نظامی ممنوع کرده است. رامالله، شهری زیاده از حد بشاش ... و وقیح اسماعیل هنیه، درست مثل روزهائی که هنوز نخست وزیر حکومت قانونی بود که در پی انتخابات ژانویه 2006 تشکیل شده بود، یک بورس تحصیلی ویژه به بهترین دانش آموزغزه اهدا کرد. او وعده داد که دهها جایزه دیگر و از جمله به دانش آموزان کرانهیی باختری اعطا خواهد کرد. در ژوئن 2007، پس از این که حماس نیروهای امنیتی وابسته به الفتح را در نوارغزه به کنترل خود در آورد، محمود عباس، رئیس تشکیلات فلسطین، وی و کابینه وحدت ملی او را از کار برکنار کرد. تقریبا، یک و نیم میلیون جمعیت غزه، بصورت لاینقطع از پیامدهای دوگانگی و خصومت میان حماس و الفتح رنج میبرند. آنان، همچنین بهای تحریم اسرائیل را میپردازند که بیش از هر زمانی مسئول مستقیم تشدید فقر است. میزان فقر در غزه، 4/79درصد(بر پایه سطح درآمد) یا 8/51 درصد ( بر پایه سطح مصرف) در مقابل به ترتیب7/45 و 1/19 در صد در کرانهی باختری است (1). از زمان انتخابات دموکراتیک سال 2006، تا برکناری اسماعیل هنیه در ژوئن 2007، تحریم اقتصادی بینالمللی و محاصرهی اسرائیل شامل، کرانهیی باختری نیز میشد. پس ازجدائی سیاسی میان دوبخش فلسطین، لغو این تحریم تحمل زندگی روزانه را برای دو ونیم میلیون جمعیت فلسطینی کرانهیی باختری اندکی آسانتر کرد ولی شکاف میان کرانهیی باختری وغزه را افزایش داد. اگر شمار اندک شرکت کنندگان در تظاهرات «همبستگی با غزهی تحت محاصره» در شهر رامالله در بهار گذشته را ملاک قرار دهیم، «قدرت دوگانه» زندگی مردم را چندان هم برهم نزده است. اگر در کرانهی باختری، اسامی وزرای هر دو حکومت را از مردم بپرسید، پاسخی نخواهید شنید. چند تن هنرمند سی و اندی ساله با ظاهری بشاش، که در راهرو یک گالری جدید التاسیس مستقل (از جنبه مالی) جمع شده بودند، با لبخندی خاص می گفتند که «این موضوع ربطی به ما ندارد». همکاران آنان در غزه، نام یوسف الرقاب معاون نخست وزیر امور مذهبی حکومت غزه که طعم عتابش را چشیده اند، یاد گرفته اند. وزیر نامبرده در اواخر آوریل گذشته علنا به سازماندهی فستیوال رقص در رامالله حمله کرد و آنها را متهم کرد که در شرایطی که مردم غزه زیر حملات و محاصرهی اسرائیل رنج میبرند، آنان میرقصند. در رامالله، گروهی از مردم گمان میبرند که وی با پنهان شدن در پشت احساسات ملی، اختلاط زن و مرد را مورد حمله قرار داده است. در غزه، و همچنین در گوشه و کنار کرانهی باختری، پیش از پیروزی انتخاباتی حماس نیز اختلاط زن و مرد در مکانهای عمومی نادر بود. تکاپوی ظاهری زندگی فرهنگی در رامالله از استثناهای کرانهی باختری است. به عقیدهی کسانی که از جنین و نابلس میآیند، شهرهائی که مرتبا طعم حملات نظامی و محاصرهی ارتش اسرائیل را چشیدهاند، رامالله زیادی مسرور بوده و بدوراز واقعیت است. آقای «سی» واژه « وقیح» را نیز به تعریف بالا میافزاید. او لائیک، تحصیل کرده و متعلق به یکی از خانوادههای برجسته از مبارزان سازمان آزادیبخش (ساف) در غزه است. او نیز نظیر بسیاری از همقطاران خود نسبت به تقدمِ تقویم مذهبی حماس با تردید نگریسته و مایل نیست که فرزندان خود را در لوای رژیمی اقتدارگرا و مذهبی تربیت کند. موقعیت شغلی وی به او اجازه میدهد که در کرانهی باختری مستقر شود و چنین بر میآید که بتواند اجازهی اسرائیل را نیز برای نقل مکان بدست آورد. (2) اما، او از رامالله نیز بخاطر «وقاحت» حکومت «ساف» دلخور است و معتقد است که این سازمان مبارزه رهائیبخش ملی را فدای یک موقعیت بینالمللی مشکوک و امتیازات فردی کرده است. او والبته همراه با تاسف مصمم است که همچون شماری از دوستانش (وابسته به طبقه متوسط) مهاجرت کند. بحران حکومتی وایدئولوژیکی به انشعابات قدیمی موجود میان دو بخش، اضافه شده است. در غزه اغلب میگویند وبیدلیل هم نیست که اهالی کرانهی باختری همواره با نخوت به اهالی غزه نگاه میکردند. این تنش بر روابط درونی الفتح نیز حکمفرما گشته و بصورتی پایدار در ساختار تشکیلات خود گردان نفوذ کرده است. کلیهی امور درونی تشکیلات درغزه متمرکز بود(3)، به صورتی که در غزه، تشکیلات خود گردان را با زبانی پر کنایه به اهالی کرانهی باختری و به «روحیه» ای مشابه با روحیات «ساف» در زمان استقرار درتونس منسوب می کردند(4). امروز، دهها تن از اعضای بالای الفتح که در ژوئن 2007 از غزه فرار کردند، در رامالله زندگی میکنند. نفرت آنان از حماس کمتر نشده است. آنان گزارشات وحشتناکی از رخدادهای غزه پخش میکنند و البته اغراق نیز میکنند(5). اما «پناهندگان غزه» در شهر پناهگاه خود نیز منزویاند. حتی اگر «گفتار سیاسی» آنها با گفتار رایج در رامالله مطابقت داشته باشد، آنان تصور میکنند که به دو دلیل فراری وغزوی بودن تحقیر میشوند. تنها احساساتی که عامل وحدت بشمار میرود، وضعیت زندانیان فلسطینی در اسرائیل است. نمیتوان کسی را یافت که نگران آنها و در آرزوی آزادیشان نباشد. ولی با وجود این، در هفتهی دوم اوت، فراخوان حماس در کرانهی باختری برای استقبال از زندانیان آزاد شده با استقبال چندانی روبرو نشد. مراسم استقبال (مردان و زنان بطور جداگانه در دو سوی مختلف سالن) در سالن شهرداری البیره (مجاور رام الله) برگزار شد. سرپرستی نشست به عهدهی یکی از اعضای حماس بود. اما، در سالن، نه از روزنامه نگاران فلسطینی خبری بود و نه از اعضای الفتح و نه از نمایندگان وزارتخانه مربوط به امور زندانیان. حضور کم رنگ اعضای حماس دلیل دارد. بسیاری از مقامات جنبش در زندانهای اسرائیل بسر میبرند. در مورد هواداران حماس نیز باید گفت که بدون تردید، آنان از خوردن مهر «حماسی» به خودشان هراس دارند. خانم ام محمد که معلم و از هواداران اسلامگراست، با گرفتن انگشتان در مقابل دهانش میفهماند که سکوت را برگزیده است. او در ملاءعام و بویژه در حضور همکارانش در مدرسهی روستا ابراز عقیده نمیکند. او میگوید: مردم می ترسند. منظورش ترس از دستگیری ، شکنجه، آزار، خبرچینی و بیکار شدن است. تشکیلات خودگردان از همهی توان خود برای تضعیف مراکز تحت نفوذ حماس در کرانهی باختری استفاده کرده است. از جملهی این اقدامات، تغییر امام مساجد، بستن موسسات خیریه و سازمانهای غیردولتی( ONG) و یا جابجائی مدیریت آنها، پراکنده ساختن تظاهرات از طریق اعمال زور است. روزنامههای حماس در کرانهی باختری ممنوعاند. در حوزههائی که حکومت فلسطین، دخالت نمیکند، ارتش و سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل این وظیفه را به عهده میگیرند. گاهی، این دو، با هدفی واهی متحد میشوند. آقای م از دست خبرچینها ذله شده است. او که در اردوگاهی واقع در غزه بدنیا آمده است، از اواسط سال1990، وارد پلیس فلسطین شد. در ژوئن سال 2007، هنگامی که محمود عباس به کلیهی کارمندان بخش امنیتی درغزه دستور داد که در محل کار خود حاضر نشوند، م اطاعت کرد. او که متدین و دقیق است، از حماس حمایت نمیکند.ولی چقلی کردهاند که او سر کار حاضر میشد و یک دفعه، پرداخت حقوق او قطع شده است. البته بعدها، رامالله پذیرفت که او مورد تهمت واقع شده است ولی کارهای اداری چنان طولانی است که آقای م هنوز حقوق خود را دریافت نکرده است. همانطوری که در میان فلسطینیان رسم است، او با بهرهمندی از کمک بردارانش زندگی میکند. بلاهت فاحش این «حکومت دوگانه» کاملا هویدا ست. کارمندان دولت که از رهنمودهای رامالله پیروی می کنند، بدون این که کار کنند، حقوقشان را دریافت میدارند و به جز موارد استثنائی نظیر مورد آقای م، این مدت جزو سابقه خدمتشان محسوب میشود، اما اینان در اثر بیکاری در خانههایشان دارند دیوانه میشوند. حقوق کسانی که کار میکنند، پرداخت نمیشود ولی حکومت غزه به عنوان تلافی، مبلغی می پردازد. حکومت حماس در غزه، همچنین به هزاران کارمند جدید که برای پرکردن جایِ خالی ناشی از اجرای دستور محمود عباس استخدام شدهاند، حقوق میپردازد. علاوه بر این، شوراهای شهر که وابسته به الفتح شناخته میشدند، منحل و توسط افراد حماس جایگزین شدهاند. در یکی از روستاهای غرب کرانهی باختری، خ که وی نیز پلیس است، از کار اخراج شده است، زیرا فردی او را متهم به تعلق به شاخهی مسلح حماس کرده است. در نیمهی دوم سال 2007، موج مشابهی از اخراج، موسسات دولتی کرانهی باختری را فراگرفت. بیشتر قربانیان این ضربهها هنگام حکومت حماس استخدام شده بودند. و حماس همچون الفتح، طرفداران و نزدیکان خود را ترجیح داده بود. اما قرادادهای گروهی دیگر که قراردادهای پیمانی داشتند، پس از تشکیل دولت اضطراری سلام فیاض تمدید نشد. تمام مواردی از تهدید و اختناق علیه حماس که در مورد کرانهی باختری گفته شد، در مورد غزه نیز صدق میکند. در آنجا، حماس اعضای الفتح و نزدیکانشان را آزار میدهد. حماس اقدام به بستن نهادها، دستگیریهای غیرقانونی، شکنجه در زندان، توقف مطبوعات و تعطیلی شعبهی تلویزیون تشکیلات خودگردان و سرکوب خشن تظاهرات کرده است. چندی پیش، در یک مکالمهی تلفنی با یک دوست قدیمی مسلمان مومن اهل غزه ، به یک صحبت قدیمی که در جریان آن از سوءقصدهای انتحاری حرف زده بودیم، اشاره کردم. سالها پیش، هنگام اقامت در یک اردوگاه فلسطینی، مهمان او بودم. او صحبت مرا قطع کرد و گفت «نگو هنگامی که پیش تو بودم» ، و با لبخندی اضافه کرد که «بگو وقتی که در خانه شما ماندم». «کسانی که گوش میدهند، گمان خواهند برد که من در منزل تنها بودم! اتفاق تازهای نیافتاده است. سرویسهای امنیتی تشکیلات «محترم»، درست مثل الفتح از همان نخستین روزهای حکومتشان به دستگاههای پیچیده شنود مجهز شده اند. بیدلیل نیست که آنان برای طی دورههای آموزشی به آمریکا و انگلستان اعزام میشوند. برخی مخالفان حماس، به نوبهی خود تایید میکنند که اعضای سازمان اسلامگرا، در سوریه و ایران آموزش دیدهاند و این امر را میتوان از جریان و روند بازجوئیها فهمید. به ما گفتند که غزه پر از خبرچین است. آنان برای مثال ماموریت دارند که یادداشت کنند که چه کسی به مسجد میرود یا نمیرود. (این اطلاعات «هنوز » مورد بهرهبرداری قرار نگرفته است) آنان همچنین خانوادهها را میپایند. در اوایل اوت، پلیس حماس در اواسط یک جشن به آنجا ریخت. کلیه ی میهمانان را زن و شوهرها تشکیل میدادند. افراد پلیس، مردها را رو به دیوارنشاندند و همراه با دشنام، به باد کتک گرفتند. پلیس نوشیدنیهای الکلی را ضبط کرد و بدروغ شایع کرد که در جستجوی مواد مخدر بودند. دیگران درس گرفتند. سی به ما میگوید که «تنها دلخوشی ما با دوستان، دورِهم جمع شدن در خانه بود. حالا، حتی برای این کار نیزمیترسیم». شایع است که نیروی انتظامی حماس جلو زن و مرد را در خودروها میگیرد و کنترل میکند که آیا زن و شوهرند یا نه... س میگوید که چنین اتفاقی برای او و همسرش نیافتاده است (همسر او موهایش را زیر روسری نمیپوشاند) و خیلیها مطرح میکنند که کم نیستند مردمان «عادی» که همچنان غر میزنند و در ملاءعام انتقاد می کنند.مثلا در تاکسی، در آرایشگاه، در بازار، پشت تلفن، و در بحث با طرفداران حماس(6). غزه پر از خبر چینان کوچک است. بنظر میرسد که در میان گروه خاصی از مردم – مبارزین و هواداران الفتح – ارعاب شدیدتر شده است. پس از آتش بس میان اسرائیل و حماس در ژوئن 2008، رژیم یک پاسگاه بازرسی، نزدیک معبر بیت حانون (گذرکاه به سوی اسرائیل شمالی) ایجاد کرد. اسامی کسانی که وارد و خارج میشوند و دلیل سفر آنان را یادداشت می کردند (درهر حال تعداد مسافران بسیار محدود است). دردروازهی ورودی، دنبال نوشیدنی الکلی میگردند. به استثنای بیماران که با هزار درد سر اجازه خروج از اسرائیل برای معالجه ی خود در خارج از غزه را دریافت داشته اند، رهگذران عموما کارمندان سازمانهای بین المللی یا کسانی هستند که تشکیلات خودگردان در رامالله خواستار عبورشان است. در اواخر ژوئیه حماس از خروج دو کادرالفتح که عازم کرانهی باختری بودند، جلوگیری کرد. در غزه، جوانی را دستگیر کردند که ادعا میشد پیامکی دریافت کرده که در آن گویا از قتل پنج رزمندهی شاخهی نظامی حماس در جریان یک سوقصد بر روی ساحل دریا در اواخر ژوئیه اظهار خوشحالی کرده بود. البته حماس اعلام کرد که اسرائیل در پشت این سوء قصد قرار دارد و سپس با همدستی عدهای در مورد مجریان به بازپرسی پرداخت. اما، عامدانه یا از روی محاسبهی غلط، درگیری را برگزید. حماس بلافاصله انگشت اتهام را بسوی الفتح دراز کرد و با امواج جدید دستگیری، یورش به شخصیتها و مراکز اجتماعی، بستن نهادهای الفتح و رو در روئیهای نظامی مرگبار در میان دستهی وابسته به این جنبش که ادعا میشد که قاتلان در میانشان مخفی شدهاند. آقای ی که در سالهای دههی 1990 دانشجوی روانشناسی در دانشگاه بیر زیت (کرانهی باختری) بود، توضیح میدهد که «امید آن میرفت که آتش بس میان اسرائیل و حماس کمی آرامش بوجود آورد». از ده سال پیش وی نتوانسته است غزه را ترک کند! او اضافه میکند «وسپس این قتل بر روی ساحل غزه رخ داد وعملیات تلافیجویانه حماس که دو سه هفته آرامش در پی داشت. و د این میان، دستوراعتصاب تشکیلات خودگردان پیش آمد». رامالله نیز رو در روئی را برگزید. از نگاه ف، یک دختر دانشآموز دبیرستان، تعطیلات طولانی بود و او آزرده خاطر. او نمیدانست که واقعا به کجا برود. تنها دلخوشی اهالی غزه وجود دریا ست ولی پدر و مادر وی، او را از این کار بازداشته بودند. محاصرهی اقتصادی اسرائیل و جیرهبندی مازوت و مقدار کم مواد سوختنی که اسرائیل اجازهی ورود به غزه میدهد، باعث شد که دستگاههای تصفیهی فاضل آب، یا از کار بیافتند یا بصورت ناقص کار بکنند و در نتیجه فاضلابها مستقیما به دریا ریخته شوند. در نتیجه، ف بیتابانه چشم براه بازشدن مدارس در 24 اوت بود. اما، اعلام شد که باز شدن مدارس بتعویق افتاده است. اتحاد عمومی معلمان که در رامالله قرار دارد، با پیامی به دبیران مدارس دولتی در باریکهی غزه، برای اعتراض به انتقال معلمان و مدیران مدارس وابسته یا نزدیک به الفتح، آنها را دعوت به اعتصاب کرد. اطلاعاتی که سازمانهای دفاع از حقوق انسانی کسب کرده اند، حاکی از آن است که بخشی از این نقل و انتقال ها به مسائل حرفهای ارتباط دارند. حکومت رامالله که کارفرمای آنهاست، از اعتصاب حمایت میکند و هشدار میدهد که حقوق اعتصابشکنان، پرداخت نخواهد شد. بعدها، این تهدید را پس گرفتند. خانم ل دبیرِدبیرستان است. او با دلی سنگین دو روز نخست را اعتصاب کرد. او نمیتوانست بخوابد و در این باره با نزدیکانش که هیچکدام عضو حماس نبودند، صحبت کرده است. آنان نتیجه گرفتند که دلیل اعتصاب، سیاسی و نه حرفهای بوده است. نظیر بسیاری دیگر، همان حکومتی که از اعتصاب غزه پشتیبانی میکند، درست چند ماه پیش، کارگران بخش دولتی در کرانهی باختری را که برای محاسبهی حقوق معوقهشان با در نظرداشت تورم، اعتصاب کرده بودند، تهدید به مجازات کرد. (7) در این فاصله، حماس چند اعتصابگر منسوب به الفتح را دستگیر کرد و برخی دیگر را نیز تهدید کرد. همانطور که انتظار میرفت، حماس با شتاب به استخدام طرفداران خود بجای اعتصابگران پرداخت. استخدام شدگان اغلب معلمان جوان بیتجربه یا دانشجو بودند وامتیازعمدهشان تعلیمات مذهبی بود. تصویر یکی است: از روی محاسبهی غلط یا عامدانه تشکیلات خودگردان در درون حکومت، ادارات و بخشهای مختلف نوعی خلاء بوجود میآورد که حماس با شتاب به پرکردنش میپردازد. خانم ل پس از دو روز به کار بازگشت. چندی نگذشت که نام خود را در روی یکی ازسایتهای اینترنتی وابسته به الفتح دید. این سایت فهرست اعتصابشکنان را پخش میکرد تا در رامالله بدانند که حقوق چه کسانی را باید معلق بکنند. وزیر بهداشت غزه، به نوبهی خود به کارمندان فهماند که اجازه ندارند در کلینیکهای خصوصی یا سازمانهای غیر دولتی (NGO) کار بکنند. کارمندان بسیاری با بیاعتنائی به دستور کارنکردن، بیتردید از ترس در مقابل تهدیدها، و نیز با مخالفت اصولی با منطق اعتصاب در شرایط سخت وتحمیلی اسرائیلیها که بحد کافی به وضعیت بیماران صدمه زده بود، بیاعتنائی کردند. (8) حماس قول داده بود که حقوق غیراعتصابیون را بپردازد. برغم محاصرهی اقتصادی اسرائیل، پیداست که حکومت غزه از راههای گوناگون به منابع مالی دسترسی دارد. یکی از آنها کمکهای مالی خارجی (از ایران و اخوان المسلمین) است، دیگری مالیات بر درآمد (عمدتا از کسبه که کالاهای خود را از طریق تونلهای موجود میان مصر و رفح تامین میکنند) میباشد. این درآمدها برای توسعه کافی نیست. به هر حال، مواد اولیهی ضروری برای ساختمان وجود ندارد. ناظرین معتقدند که بخش بزرگی از این درآمدها به صرف سازماندهی درونی و سیستمهای امنیتی حماس میرسد. اما، چنین پیداست که جنبش حماس میخواهد و میتواند حقوقها را بپردازد. اعتصاب برای بخش بزرگی از کارگران دولت در غزه امر آسانی نیست. بر خلاف قانون، وقوع اعتصاب فبلا اعلام نشده بود. آنان اعتصاب میکنند زیرا از حذف حقوق و سابقهی کار و بازنشستگی خود میترسند. امری که مایهی حیرت است و بر خلاف فرضیهای است که مدعی است در غزه، دوگانگی قدرت بزودی بپایان خواهد رسید. اگر گفتهی غسانالخطیب، استاد ارتباطات دانشگاه بیر زیت و رئیس مرکز پژوهشهای جامعه وافکار عمومی را بپذیریم، در کرانهی باختری، وضعیت برعکس است. او باشرکت استادان دیگر در کنفرانسهای سمعی و بصری با همکارانش درغزه شرکت میکند. به عقیدهی وی، همکاران او در غزه نمیپذیرند که انشعاب سیاسی بتواند سالهای درازی دوام یابد. در غزه، آقای سی همین عقیده را دارد. او امکان دارد بتواند دو یا سه سال دیگر هم این شرایط را تحمل کند، بشرطی که یقین داشته باشد راه حل نزدیک است. آقای ب، چهل ساله دارای چهار فرزند که در یک اردوگاه پناهندگان بدنیا آمده، پژوهشگرعلوم اجتماعی در یک موسسهی مستقل است. او حاضر نیست در وضعیت انکار، زندگی کند. ولی آمادهی مهاجرت نیز نیست. او میگوید «تابستان امسال، حتی نتوانستم دختر 9 سالهام را برای گذراندن تعطیلات پیش عمویش در فرانسه بفرستم. دل مشغولی ما عمدتا گذران زندگی است، برق و دفع فاضلاب است. دست آخر، از خود میپرسیم که چرا صاحب کودک شدیم؟.» ------- عنوان اصلی مقاله: « On finit par se demander pourquoi on a mis des enfants au monde » Cette « double autorité » qui écartèle les Palestiniens ------- پاورقی ها: 1 – گزارش آژانس سازمان ملل متحد برای امداد و کمک به پناهنگان فلسطینی در خاورمیانهNRWA منتشره در 2007 تحت عنوان: « Prolonged crisis in the Occupied Palestinian Territory : Socio-economic developement in 2007 » 2 – از اوایل 1990، اسرائیل به بخش بزرگی از اهالی غزه، مسافرت به کرانهی باختری را ممنوع ساخته است. 3 – پس از ژوئن 2007، حکومت رامالله با ترفندهای هوشمندانه توانست اطلاعات مرکزی وزارت کشور وادارات مربوط به کارمندان بخش دولتی و همچنین چاپخانهی گذرنامه را از غزه خارج سازد. 4 - اشاره به مبارزان و کادرهای سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) که پس از اخراج از بیروت در سال 1982 در تونس مستقر شدند. آنان ، کادرهای تشکیلات خودگردان را پس از پیمانهای اسلو در سال 1993 تشکیل دادند. 5 – ارتش اسرائیل به خبرنگاران اسرائیلی اجازه نمیدهد تا وارد غزه شوند. کلیهی مصاحبهها از طریق تلفن انجام میشود. 6 – ولی با وجود این وضع، مردم در غزه همچون کرانهی باختری ترجیح میدهند هویت خود را ذکر نکنند. من هم همینطور. 7 – در هفتهی دوم سپتامبر، سندیکای معلمان در کرانهی باختری کارزار اعتراضی جدیدی برای پشتیبانی از دبیران غزه براه انداخت. یکی از مطالبات آنان پرداخت حقوق بود. 8 – بر پایهی آمار ادارات سازمان ملل متحد که خبرگزاری معان منتشر کرد، در پنجم سپتامبر، 48 درصد کارمندان دولت در بخش بهداشت و نیمی از معلمان در غزه در اعتصاب بودند. لوموند دیپلماتیک، اکتبر 2008 |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |