English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ما ایرونی‌ها / بیلی و من
[نقد] حسین درخشان پدر خوانده وبلاگستان ایرانی، ظاهرا مدتی بعد از ورودش به ایران دستگیر می‌شود. آنهایی که زندانهای جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌اند، چه خودی بوده‌اند و چه غیرخودی، بخوبی می‌دانند در اسارت این آقایان بودن یعنی چه! از آن گذشته همه ما ایرانی‌ها در دستگاههای امنیتی رژیم پرونده داریم. اتهامات هم مشخص است. تشویش افکار عمومی، همکاری با صهیونسیم و ضدانقلاب، براندازی نرم. بنابراین ما که موقتا آزاد هستیم نباید از در بند بودن دیگران خوشحال باشیم.

حسین درخشان پدر خوانده وبلاگستان ایرانی، ظاهرا مدتی بعد از ورودش به ایران دستگیر می‌شود. آنهایی که زندانهای جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌اند، چه خودی بوده‌اند و چه غیرخودی، بخوبی می‌دانند در اسارت این آقایان بودن یعنی چه! از آن گذشته همه ما ایرانی‌ها در دستگاههای امنیتی رژیم پرونده داریم. اتهامات هم مشخص است. تشویش افکار عمومی، همکاری با صهیونسیم و ضدانقلاب، براندازی نرم. بنابراین ما که موقتا آزاد هستیم نباید از در بند بودن دیگران خوشحال باشیم. همانطور که برخی بلاگرها از زندانی شدن حسین درخشان بخاطر کینه‌های شخصی بشگن زدند. بامزه‌تر از همه یادداشت‌های برخی بلاگرهای طرفدار حقوق بشر در دفاع از او بود. بدون استثنا همگی در مقدمه دفاع از حسین درخشان، نخست او را حسابی شلاق می‌زنند و در خاتمه به دلیل آنکه دموکرات و طرفدار حقوق بشرند خواهان آزادی او از زندان می‌شوند. مثلا یکی نوشته بود: «هیچکس به اندازه من بدش از این آدم نمی‌یاد ولی با اینحال از او دفاع می‌کنم». یا دیگری نوشته بود: « این آدم به خیلی‌ها ضربه زد، علنا از احمدی‌نژاد دفاع کرد، جان خیلی‌ها را به خطر انداخت و...» و تقریبا همه نوشته‌ها مضامینی داشتند در همین حد! که بیشتر بیانگر اختلاف شخصی است تا اختلاف عقیده.

اگر قرار است از حسین درخشان بعنوان آدمی که در چنگال جمهوری اسلامی اسیر است دفاع کنید دیگر چرا اینهمه او را ضایع می‌کنید. آیا بخانواده‌اش فکر کرده‌اید این نوشته‌ها چقدر می‌تواند برای آنها آزار دهنده باشد؟ بهرحال حسین درخشان را به جرم حمل کوکائین دستگیر نکرده‌اند. او زندانی عقیدتی است و دفاع از او و همه زندانیان سیاسی وظیفه دموکراتهای ایرانی است در حد توان و امکاناتی که دارند. بیایید کمی با هم مهربان باشیم.



پی‌نوشت: قبلا هم در پستی جداگانه نوشته بودم که مدتهاست از ف.م. سخن خبری نیست. او هر هفته در گویا کشکول را می‌نوشت. نمی‌دانم گردانندگان گویا از او خبری دارند یا دوستانش، ما که نگرانیم.

اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۶:۱۴ ۸۷/۱۲/۱۳



از بابت لینک ممنونم.
توسط assad در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ۰۶:۰۴ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر