English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


جدا نگرانیم / بیلی و من
[] نخستین بار است که در بلاگ نیوز بخودم لینک می‌دهم. تنها علتش نگرانیم از ناپدید شدن ف.م. سخن است با پوزش از دوستان!

ف.م. سخن را دستکم، نسل اول بلاگرهای ایرانی بخوبی می‌شناسند. اگرچه نوشته‌های او بیشتر در خبرنامه گویا منتشر می‌شد با این‌حال خودش را همیشه عضو خانواده وبلاگستان می‌دانست. از ۲۵ جولای ۲۰۰۷ تا ۱۰ دسامبر ۲۰۰۸ هر هفته طنزی با عنوان «کشکول خبری هفته» از او در خبرنامه گویا منتشر می‌شد که آخرین آن کشکول شماره ۶۹ است. و حالا سه ماهی است که او غیبش زده، یا بهتر بگویم ناپدید شده است. اولین بار در پست کوتاهی با عنوان «او کجاست؟» نگرانیم را از غیبت او علنی کردم که بعد متوجه شدم این نگرانی چندان هم بیمورد نبوده است و دوستان دیگری هم به این موضوع اندیشیده‌اند. بهرحال با سام نویسنده وبلاگ تارنوشت به این نتیجه رسیدیم که بهتر است جریان را در وبلاگستان مطرح کنیم و ایشان هم متنی را آماده کرد که همینطور روی دستمان مانده است. البته برخی از دوستان معتقدند تا تایید خبر دستگیری او صبر کنیم و از این و آن حالش را جویا شویم. مشکل اساسی این است که سخن، مستعارنویس است و فکر نکنم کسی در این دنیای مجازی هویت واقعی او را می‌شناسد و نگرانی ما هم همینجاست که ممکن است جمهوری اسلامی، سر او را بی‌سروصدا زیر آب کند. ضمنا سام ایمیلی هم برای مسئولین خبرنامه گویا فرستاد و آنها در پاسخ نوشتند هم نگرانش هستند و هم از او بی‌خبر! صادقانه بگویم دلم می‌خواهد افکار شومی را که بسراغم می‌آید بایکوت کنم و مثبت باشم و فکر کنم همین حالا سخن در ساحل دریای مدیترانه دراز کشیده و حمام آفتاب می‌گیرد و از پشت عینک دودی‌اش ماهرویان را دید می‌زند و به کشکول ۷۰ فکر می‌کند. اما چه کنم که نمی‌توانم. در پایان از همه خواهش می‌کنم اگر خبری از او دارید و یا چیزی در باره‌اش نوشتید سام، یا من را خبر کنید.

برای اینکه تجدید خاطره‌ای کرده باشیم گفتگویم با سخن را باز نشر می‌کنم. این گفتگو چهارسال پیش انجام گرفت. خاطره بامزه‌ای از آنروزها دارم که به شنیدنش می‌ارزد. برای گفتگو با سخن که طولانی هم شد معمولا عصرها قرار می‌گذاشتیم در یاهو مسنجر، من سئوال را می‌نوشتم و او هم پاسخ می‌داد. آنروزها مسابقات فوتبال هم شروع شده بود و من نمی‌دانستم سخن هم مثل من به فوتبال علاقه‌مند است. یکی از آن عصرها، احساس کردم سخن خیلی عجله دارد. هی تند تند می‌نوشت و می‌گفت اسد سئوال بعدی! گفتم: «سخن‌جان انگار کاری برایت پیش آمده، خیلی عجولی؟» گفت: «فلانی مگه تو اهل فوتبال نیستی؟» گفتم: «خیلی هم هستم» گفت: «نیم‌ساعت دیگه فوتبال شروع میشه اگه اینطور ادامه بدهی از دیدن مسابقه محروم می‌شم.» من که از خدا خواسته‌ام بود گفتم: « آقا اینو چرا زودتر نگفتی، منم از اول گفتگو دارم به این فکر می‌کنم که فوتبال از دستم نره». خلاصه هر دو کلی خندیدیم و گفتگو را نیم‌کاره رهاکردیم و قرار بعدی را گذاشتیم.

گفتگو با ف.م. سخن بخش ۱ و ۲ و ۳

لینکهای مربوط:
ف.م. سخن / تارنوشت
بیانیه پیشنهادی در اعتراض به ناپدید شدن ف.م.سخن / تارنوشت
رد پای ف. م. سخن / تارنوشت
او کجاست؟ / بیلی و من

اضافه شده توسط بیلی و من | ۱۹:۵۰ ۸۷/۱۲/۱۹



من نیز بشدت نگران «سخن» عزیز هستم. سخن به‌من بسیار لطف داشت و اوایل وبلاگ‌نویسی‌ام با راهنمایی‌هایش از طریق ایمیل و یا با نوشتن پیام در کامنت‌دونی وبلاگم، اظهار لطف و محبت می‌کرد. امید دارم هرچه زودتر خبری از وی برسد.
اسد جان، تلاش‌ات را در جستجوی هموطن عزیزمان سخن تحسین می‌کنم.
توسط midaf در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۰۱ ب.ظ


من همان‌طور که تلفنی هم تذکر دادم، دو هفته پیش، رد پای او را در بلاگ‌نیوز دیدم.
از آنجا که اگر کسی از وبلاگ خودش وارد بلاگ نیوز شود، اثر بازدید او در بخش«سی مراجعه آخر» ثبت می‌شود، من گمان می‌برم اگر خود او هم نبوده باشد که سری بما زده‌است، حتمن یکی از محرمان و نزدیکان او بوده است که از وبلاگش وارد بلاگ نیوز شده است.
لذا فکر می‌کنم نگرانی تو دست‌کم به گوش نزدیکان او رسیده باشد و امیدوارم که خبری از سلامتی او بما بدهند.
توسط Amoo Arvand در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ ۰۹:۲۷ ب.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر